گروه تئاتر هنرآنلاین،ممت پایان را جایگاهی میداند که در آن تجربهی پراکندهی تماشاگر به شناخت بدل میشود؛ لحظهای که درام، نه از طریق احساسات زودگذر، بلکه از راه نظم و منطق، معنای خود را تثبیت میکند. از این منظر، پایان نمایش قلب ساختاری اثر دراماتیک است، نه ضمیمهای برای رضایت مخاطب.
این دیدگاه بر این فرض بنیادین استوار است که انسان برای فهم جهان، ناگزیر تجربههای خود را در قالب توالی و علیت سامان میدهد. ممت معتقد است درام بازتاب همین سازوکار ذهنی است؛ مجموعهای از کنشها که تنها در پایان، الگوی معنادار خود را آشکار میکنند. تا پیش از این لحظه، تماشاگر در وضعیتی از عدم قطعیت قرار دارد؛ اطلاعات ناقصاند، انگیزهها مبهماند و پیامدها هنوز روشن نشدهاند. پایان نمایش جایی است که این ابهامها نه با توضیح، بلکه با آشکار شدن منطق درونی کنشها برطرف میشوند.

ممت عامدانه با پایانهایی که صرفاً آرامبخش یا عاطفیاند فاصله میگیرد. از نگاه او، چنین پایانهایی بهجای کشف حقیقت، تماشاگر را در سطح واکنش احساسی متوقف میکنند. درام مؤثر، تماشاگر را وادار میکند تا در برابر تمایل به قضاوت عجولانه مقاومت کند و تا لحظهی پایانی، در وضعیت پرسش باقی بماند. این تعلیق نه برای ایجاد هیجان، بلکه برای آمادهسازی ذهن جهت پذیرش حقیقتی است که در پایان، ناگزیر و غیرقابل انکار جلوه میکند.
چراییِ درستی نگاه ممت در همین نقطه آشکار میشود؛ پایان نمایش، زمانی کارکرد دراماتیک دارد که آنچه رخ داده را ناگزیر جلوه دهد. تماشاگر باید احساس کند که نتیجهی نهایی تنها امکان موجود بوده است، نه انتخابی دلخواه از سوی نویسنده. در چنین حالتی، پایان به قضاوتی ساختاری بدل میشود؛ قضاوتی دربارهی رفتار شخصیتها، نظام ارزشها و پیامد تصمیمها. این قضاوت نه اخلاقی به معنای ساده، بلکه تحلیلی و مبتنی بر منطق کنش انسانی است.
از منظر آموزشی و دراماتورژیک، نگاه ممت اهمیت ویژهای دارد. او پایان نمایش را معیاری میداند که کل اثر باید در نسبت با آن سنجیده شود. هر صحنه، هر کنش و هر حذف یا اضافهای تنها زمانی توجیهپذیر است که به سوی این لحظهی آشکارسازی حرکت کند. اگر پایان نتواند حقیقت درونی اثر را روشن کند، نمایش حتی با وجود لحظات موفق، در سطحی ناقص باقی میماند.

پایان نمایش در اندیشهی دیوید ممت لحظهای است که درام از سرگرمی به شناخت ارتقا مییابد. تماشاگر درمییابد که آنچه دیده، صرفاً بازنمایی رویدادها نبوده، بلکه الگویی معنادار از تجربهی انسانی را پیش روی او گذاشته است. در این معنا، پایان نه نقطهی توقف، بلکه نقطهی آغاز فهم است؛ جایی که درام ضرورت و اعتبار خود را بهتمامی آشکار میکند.
نویسنده: سحر منصوری، مترجم و پژوهشگر
انتهای پیام