سرویس سینمایی هنرآنلاین: امید بنکدار و کیوان علیمحمدی از معدود کارگردان‌های سینمای ایران هستند که فیلم دونفره می‌سازند.

در سال‌های دور امیر مجاهد و فرزان دلجو و نزدیکتر‌ها حبیب بهمنی و شفیع آقامحمدیان فیلم دونفره می‌ساختند. در سینمای آن ور آب برادران تاویانی و برادران کوئن نمونه موفق این شیوه فیلمسازی است. فیلم‌های بنکدار و علی محمدی فیلم‌های سر راستی نیستند. فیلم‌هایی هستندکه پیچیدگی‌های روایی و سلیقه بصری خاص خودشان را دارند.

نکته قابل اشاره در فیلم سازی این دونفر پر شخصیت بودن و استفاده از بازیگران مطرح و ستاره است. این دو در سریال‌سازی در تلویزیون محتاط و اخلاق‌گرای ما سریال چند لایه و خوب "حیرانی" را ساختند؛ سریالی که شبیه هیچکدام از سریال‌های تلویزیونی نبود.

"ارغوان" فیلم خلوت‌تری است چون حال و هوا و لحن متفاوتی نسبت به کارهای قبلی این دو فیلمساز دارد. امید بنکدار و کیوان علیمحمدی "ارغوان" را در دو مقطع زمانی متفاوت روایت می‌کنند. فیلمبرداری در تهران و لواسانات انجام شد.

در آثار بنکدار و علیمحمدی تم غالب تم تباهی، عشق و خیانت، دروغ و زندگی است. آنها فیلمسازان خاصی هستند که سبک کاری خودشان ر ا دارند و شاید ردپای سینمای بهرام بیضایی به خوبی در قاب بندی‌ها و استفاده از کلوژآپ بازیگران در آثارشان دیده شود. بنکدار و علیمحمدی با سومین فیلمشان در جشنواره فیلم فجر در بخش اصلی حضور دارند. "ارغوان" روز یکشنبه در اولین روز برگزاری سی و سومین جشنواره فیلم فجر در تالار میلاد برای رسانه‌های جمعی به نمایش درآمد. پیش از اولین نمایش "ارغوان" در جشنواره فیلم فجر با بنکدار درباره ساختار و مفاهیم فیلم او علیمحمدی گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم.

چرا در سینما با توجه به یک دهه فعالیت کم‌کار هستید و آیا فیلمسازی دغدغه اصلیتان نیست؟

اگر سینما دغدغهٔ اصلی ما نبود، طبعا در طول این سال‌ها مانند بسیاری از هم صنفان خود به فکر گذران امورات زندگی از راه‌هایی غیر از سینما می‌افتادیم. سینما عشق ما و مهم‌ترین دغدغه در زندگی ماست. اگر برای کم کاری یا پرکاری یک فیلمساز کارهای ساخته شدهٔ او را معیار قرار دهیم، می‌توانم بگویم ما کم‌کار بوده‌ایم، اما این کم کاری نتیجهٔ به ثمر نرسیدن طرح‌ها و متن‌هایی است که کشوهای میز تحریر ما را پر کرده‌اند و در زمان‌های مختلف قربانی سلیقهٔ مدیران و تهیه کنندگان و تصمیم گیرندگان دولتی یا خصوصی شده‌اند. وقتی اولویت‌های تولید سینمایی کشور به لحاظ مضمونی و ساختاری با سلیقهٔ سینمایی تو همسو نیست، تو ناچاری کم‌کار شوی و وقتی چرخهٔ تولید تا اکران هر فیلم سه تا پنج سال از عمرت را به خود اختصاص بدهد و تو ناچار باشی ماه‌ها دوندگی کنی که پروانهٔ ساخت و بعد از آن پروانهٔ نمایش بگیری تا تازه ماراتون برای اکران شروع شود، چطور می‌توانی پرکار باشی؟

نام فیلم‌های شما ("شبانه"، "شبانه‌روز" و "ارغوان") چقدر در خدمت انتقال مضمون کلی فیلم به مخاطب است یا جنبه زیبا‌شناسی دارد؟

فیلم اول ما "شبانه" نام دارد و فیلم دوممان "شبانه روز" ادامهٔ منطقی آن است. در هر دو فیلم‌‌ همان قدر قصه و مضمون برای ما اهمیت داشته که عناصر زیبایی‌شناختی سینما. ما فیلم‌‌هایمان را برای مخاطبان می‌سازیم و برای تجربه‌های صرف زیبایی‌شناختی پیش از این در کارهای کوتاه و ویدئوآرت‌هایمان مجال داشته‌ایم. تلاش ما ارائهٔ تجربه‌هایی تازه در شکل و روایت در جهت گسترش تنوع تولیدات سینمایی و ایجاد دایرهٔ بزرگتری از حق انتخاب برای مخاطبان است؛ مخاطبانی که صرفا به قصد خندیدن یا وقت‌گذرانی محض به سینما نمی‌روند و بر خلاف تصور بسیاری وجود دارند؛ و اگر با سینمای وطنی قهر کرده‌اند به خاطر نبودن فیلم‌هایی است که سلیقه و نیاز‌هایشان را تامین کند. استقبال از طرح هنر و تجربه گواهی بر حضور همین طیف از مخاطبین است.

در خلاصه داستان "ارغوان" به برخورد یک زن و مرد و تاثیراتی که این برخورد دارد اشاره شده است. این مضمون شباهتی با مضمون فیلم "شب" آنتونیونی دارد. آیا در "ارغوان" این تاثیر از سینمای آنتونیونی دیده می‌شود؟

سینمای آنتونیونی برای من و کیوان علیمحمدی عرصهٔ اسرار‌آمیز و مقدسی است که از سال‌های آغاز هنرجویی تا کنون با شیفتگی ستایشش کرده‌ایم. امیدواریم تماشاگران بعد از دیدن فیلم ما تلقی و تحلیل شما را داشته باشند، اما اگر سوالتان این است که در فیلم "ارغوان" تاثیر مستقیم و آگاهانه‌ای از سینمای آنتونیونی گرفته شده باید بگویم خیر. "ارغوان" نتیجهٔ برخورد و آشنایی ما با علی حیدری نویسنده و تاثیر گرفتن از حال و هوای داستان کوتاه اوست. نطفهٔ فیلم نامه از جادوی‌‌ همان داستان کوتاه بسته شد.

آیا به این دلیل که آدم‌های طبقه مرفه و روشنفکر را خوب می‌شناسید. اغلب شخصیت‌های فیلم‌هایتان را از این طبقه انتخاب می‌کنید؟

ترجیح می‌دهم به جای واژهٔ طبقهٔ مرفه از عنوان طبقهٔ متوسط نام ببرم. طبقهٔ متوسطی که شاید اولین مشکل زندگی‌اش بحران مادی نباشد و نگرانی‌ها و مشکل‌هایش دایره‌ای بزرگ‌تر از هزینه‌های زندگی را در برمی گیرد. بله دلیل انتخاب این آدم‌ها شناخت ماست و دلیل مهم‌تر به حاشیه رانده شدن این طبقه از سینما و حذف شدن آن از صفحهٔ تلویزیون است؛ طبقه‌ای که روز به روز نحیف‌تر می‌شود و نقش آن در اجتماع مانند خودش پریده رنگ.

"ارغوان" سه‌گانه سینمایی شما را تکمیل کرده و یا فضای متفاوتی با آثار قبلیتان دارد.

"ارغوان" فیلمی به کل متفاوت از فیلم‌های قبلی ماست. "شبانه" و "شبانه روز" قرار بود دو فیلم از سه گانه‌ای باشد که با فیلمی به نام "هنوز" تکمیل می‌شد. هنوز هرگز به سرانجام نرسید. ارغوان فیلم اول از سه گانهٔ دیگری است که امیدواریم این بار بتوانیم کاملش کنیم.

در سینمای روشنفکری و خاص اروپایی (برگمان، آنتونیونی و کیشلوفسکی) بازیگران سوای تاثیرشان در نقش در درون‌مایه و مفهوم‌شناسی فیلم نقش دارند. در دیدگاه شما به عنوان کارگردان آیا بازیگران چنین جایگاهی دارند؟

سینمای اروپا سینمای اروپاست و تعاریف و شرایط منحصر به خودش را دارد و قیاس آن با شرایط سینمای ما کار ناممکنی است. و البته بازیگران سینمای ایران هم به طبع آن شرایط بسیار متفاوتی دارند. از حق کپی‌رایت تا نظام صنفی، از دستمزد و نحوهٔ پرداخت تا زمان پیش‌تولید و مدت تمرین. فکر می‌کنم بهترین بازیگران سینمای اروپا و آمریکا هم در شرایط تولید فیلم‌های ایرانی توان سه روز ایفای نقش جلوی دوربین‌های ما را نداشته باشند. از عدهٔ معدود بازیگرانی که همهٔ دغدغه‌شان بالا‌تر بودن رقم دستمزد از رقیب و درشت‌تر بودن و زود‌تر بودن اسمشان در تیتراژ و پررنگ‌تر بودن لعاب گریمشان است می‌گذرم. بازیگران ما اکثرا هنرمندانی قابل تحسین و انسان‌هایی صبور و فوق‌العاده‌اند و ما همیشه رابطهٔ بی‌نظیری در کار‌هایمان با آنان داشته‌ایم. و بیشتر از همه دوستانی که از صحنهٔ تا‌تر به پردهٔ سینما وارد می‌شوند و ما شانس همکاری با دو سه نفر از این عزیزان را در ارغوان پیدا کردیم. بدون شک جایگاه آنان برای ما جایگاه ویژه‌ای است اما کشف و تاثیر نقش آنان در مفهوم‌شناسی فیلم کار منتقدین و نظریه پردازهاست.

فیلم‌های شما چندان مطابق با سیاست‌گذاری‌های مدیران دولتی سینمایی نیست، اما با ساخت مجموعه "حیرانی" نشان دادید که می‌توانید در سیستم دولتی کار کنید. آیا "ارغوان" چنین ویژگی‌هایی دارد؟

"ارغوان" در بخش خصوصی تولید شده و هیچگونه حمایت دولتی از آن نشده است. با وجود آنکه از وزارت ارشاد پروانهٔ ساخت گرفته و حتی یک مورد اصلاحیه هم نداشته. ما نشان داده‌ایم که توان تولید در هر سیستمی را (خصوصی یا دولتی) با رعایت تمام استاندارد‌ها داریم. سیمرغ جشنوارهٔ فجر را به خاطر ساختن فیلم مستندی برنده شدیم که در شبکهٔ چهار صدا و سیما تولید شده بود و دست بر قضا راویانش همه بازیگران سینما و تا‌تر بودند، اما پروژهٔ بعدی ما بعد از قریب به یک سال نگارش و تحقیق و تلاش در سیما فیلم متوقف شد! پس همهٔ این شواهد نشان می‌دهد که این مرزبندی‌ها و خط کشی‌ها از طرف فیلمسازان اعمال نمی‌شود. وگرنه من تصور نمی‌کنم آدم‌هایی مانند ناصر تقوایی به انتخاب خودشان سال‌ها فیلم نسازند. در بین این همه پروژه‌های فاخر چرا بهرام بیضایی نباید "دیباچهٔ نوین شاهنامه" را تولید کند؟

اغلب آثارشما پر شخصیت هستند و درام و موقعیت‌های مختلف در تقابل این آدم‌ها شکل می‌گیرد. آیا "ارغوان" هم فیلم شلوغ و پر شخصیتی است؟

"ارغوان" فیلم خلوت‌تری است چون حال و هوا و لحن متفاوتی نسبت به کارهای قبلی ما دارد. فیلم در دو مقطع زمانی متفاوت روایت می‌شود که شخصیت‌های متفاوتی دارد اما تعددشان کمتر از فیلم‌های قبلی ماست.

مهم‌ترین مضمونی که در "ارغوان" به آن پرداخته‌اید و قصد دارید به آن را به مخاطب منتقل کنید چیست؟

ترجیح می‌دهیم برای بیننده پیش از تماشای فیلم مفاهیم و مضامینی را برجسته نکنیم که او را گرفتار پیش‌داوری کند. تنها می‌توانم بگویم فیلم "ارغوان" یک عاشقانهٔ مدرن ایرانی است با پشتوانهٔ ادبی که در کارنامهٔ ما تجربه‌ای تازه است. امیدواریم مخاطب ایرانی هم با آن همراه شود و حس‌هایی را که ما در زمان نوشتن و ساخت آن تجربه کرده‌ایم دریافت کند.

انتهای پیام/

احمد محمد اسماعیلی