نشست «چه کسی این کتابها را می خواند؟» با حضور روبرت صافاریان، مجید برزگر و مرتضی فرشباف عصر روز گذشته یکشنبه ۲۸ تیر در خانه سینما برگزار شد.
مرتضی فرشباف فیلمساز و کارشناس این نشست با اشاره به تجربه شخصی خود از مطالعه کتابهای سینمایی گفت: از زمانی که به سینما علاقهمند شدم در دورههای مختلف کتابهای سینمایی زیادی خواندهام. از همان دوران آثار نظری و کتابهای منتقدان سینمایی را نیز به طور جدی دنبال میکردم، اما بهتدریج متوجه شدم که صرف مطالعه این متون، بهتنهایی نمیتواند به فرد فیلمسازی را آموزش دهد و از دل کتاب نمیتوان مستقیماً فیلم ساخت.
سینما با اندیشه شناخته میشود
برزگر در ادامه نشست با بیان اینکه سینما پیش از آنکه مجموعهای از تصویرهای متحرک باشد، شیوهای برای نگریستن به جهان است، بیان کرد: این شیوه دیدن، تنها در سالن تاریک سینما شکل نمیگیرد؛ در سکوت کتابخانهها، در حاشیهنویسی کتابها، در گفتگوی نویسندگان، مترجمان، پژوهشگران و دانشجویان نیز ساخته میشود. شاید به همین دلیل باشد که هر بار این پرسش تکرار میشود «چه کسی این کتابها را میخواند؟» در واقع پرسش دیگری نیز در پس آن نهفته است؛ چه کسانی آینده سینما را خواهند ساخت؟ پاسخ به این پرسش، موضوع تأمل امروز ماست.
این تهیهکننده سینما با بیان اینکه کتابهای نقد سینمایی فقط برای منتقدان نوشته نمیشوند بلکه آنها شیوهای از دیدن را آموزش میدهند، بیان کرد: خواننده این کتابها، کمکم از مصرفکننده تصویر به خواننده تصویر بدل میشود. تصویر را نه صرفا به عنوان رویدادی دیداری بلکه به منزله متنی فرهنگی میخواند؛ متنی که از قاب، حرکت، نور، صدا، سکوت، زمان و حذف ساخته شده است. در این معنا، نقد ادامه حیات فیلم است. فیلم با پایان نمایش به پایان نمیرسد بلکه در ذهن مخاطبان، در گفتگوها، در مقالهها و در کتابها به زندگی خود ادامه میدهد. از رولان بارت و سوزان سانتاک و آندره بازن تا ایرج کریمی فقید.
فیلمنامه؛ ادبیات نادیده سینما
برزگر با بیان اینکه از میان همه گونههای نوشتار سینمایی شاید فیلمنامه مهجورترین باشد، گفت: خیلی از دوستداران سینما، آثار بزرگ را بارها دیدهاند اما هرگز متن آنها را نخواندهاند. گویی فیلم چنان حضوری پررنگ دارد که متن آغازین خود را پنهان میکند. اما فیلمنامه صرفاً نقشه تولید یک فیلم نیست؛ نخستین تجلی جهان آن فیلم است.
اهمیت آثار نظری سینما
در ادامه این نشست روبرت صافاریان نویسنده و مترجم کتابهای تخصصی حوزه سینما اظهار کرد: به نظر من این تصور که کتابهای سینمایی خوانده نمیشوند، درست نیست. البته گاهی خودم هم تعجب میکنم و با خودم میگویم این کتابها را چه کسانی میخوانند؛ حتی درباره بعضی از کتابهایی که خودم ترجمه کردهام نیز چنین حسی داشتهام اما وقتی میبینم کتابی بارها تجدید چاپ میشود، متوجه میشوم که مخاطب خود را دارد.
وی ادامه داد: برای مثال، کتاب نشانهشناسی سینما از جمله آثار دشوار این حوزه است و خودم هم تصور میکنم کمتر کسی آن را از ابتدا تا انتها به طور کامل خوانده باشد با این حال، این کتاب چندین بار تجدید چاپ شده است.
صافاریان با بیان اینکه برخی کتابها را علاقهمندان سینما تهیه میکنند زیرا از جمله متون پایه سینما به شمار میروند، عنوان کرد: طبیعی است کتابهای سینمایی برخلاف رمانها، مخاطب عام ندارند. هر کسی ممکن است یک رمان بخرد و بخواند اما کتابهای سینمایی مخاطبان مشخصی دارند؛ از جمله علاقهمندان جدی سینما، کسانی که در زمینه فیلمسازی یا نقد فیلم فعالیت میکنند، دانشجویان سینما و افرادی که قصد دارند در آینده فیلم بسازند.
وی با بیان اینکه ما بسیار ترجمهزده هستیم، بیان کرد: مترجم زمانی باید به سراغ ترجمه یک کتاب برود که آن اثر برایش به یک مسئله تبدیل شده باشد؛ یعنی بداند چرا میخواهد آن کتاب را ترجمه کند و چه نیازی را قرار است برطرف کند. مترجم باید احساس کند آن اثر پاسخی به یک مسئله یا نیاز فکری است.
تبدیل پایاننامه به کتاب فرایندی مستقل است
رامتین شهبازی دبیر نهمین جایزه کتاب سال سینمایی نیز در این نشست، گفت: تعداد زیادی از کتابهایی که به این دوره از جایزه ارسال شده بودند در واقع پایاننامههایی بودند که بدون طی کردن فرایند لازم، منتشر شده بودند. تبدیل پایاننامه به کتاب، خود یک فرایند مستقل و نوعی بازنویسی اساسی است. من نیز پایاننامه کارشناسی ارشد و رساله دکترای خود را به کتاب تبدیل کردهام و به تجربه میدانم که این ۲ قالب تفاوتهای جدی با یکدیگر دارند و متأسفانه در بسیاری از موارد این فرایند به درستی انجام نمیشود.
وی متذکر شد: در حوزه ترجمه نیز رقابتی برای زودتر منتشر کردن آثار وجود دارد. برخی مترجمان تلاش میکنند هرچه سریعتر کتابی را ترجمه و منتشر کنند تا به عنوان مترجم یا چهرهای اثرگذار شناخته شوند. اگر ناشر هم ویراستار حرفهای نداشته باشد، نتیجه آن انتشار کتابهایی است که بدون ویرایش و آمادهسازی لازم وارد بازار میشوند.
کمبود تألیف؛ چالش جدی سینمای ایران
در پایان فرهاد توحیدی با اشاره به ضرورت افزایش آثار تألیفی در حوزه سینما، گفت: باید تلاش کنیم تألیف در حوزه سینما جایگاه و اعتبار بیشتری پیدا کند. سینمای ایران در زمینه تألیف با کمبودهای جدی روبهرو است و باید هرچه سریعتر به سمت تقویت این حوزه برویم. برای تحقق این هدف باید زمینهای فراهم شود تا کسانی که میخواهند تألیف کنند از نظر معیشتی نیز امکان فعالیت داشته باشند؛ یعنی دغدغههای اقتصادی مانع کار پژوهشی و نوشتن آنها نشود و بتوانند با تمرکز و اطمینان بیشتری به تولید دانش در حوزه سینما بپردازند.