گروه تئاتر خبرگزاری هنرآنلاین: نمایش «ایرلندی» به کارگردانی صدرا عیسی‌پور، اقتباسی فرم‌گرا و جسورانه از نمایشنامه «ملکه زیبایی لینین» اثر مارتین مک‌دونا است. عیسی‌پور در این اجرا، رئالیسم چرک و فضای دلگیر کلبه روستاییِ متن اصلی را کنار گذاشته و خانه را به یک رینگ بوکس بی‌رحم تبدیل کرده است تا خشونت پنهان و اسارت خانگی را با زبانی هندسی و استعاری کالبدشکافی کند.


استحاله ناتورالیسم به میدان مبارزه:در حالی که جهان مک‌دونا بر پایه جزئیات خفقان‌آور روزمرگی بنا شده، «ایرلندی» با مرزبندی خانه به شکل رینگ بوکس فضا را به نفع یک درگیری روانیِ محض انتزاعی می‌کند. کلیدی‌ترین ویژگی فرمال این اقتباس، خط ممتدی است که وسط صحنه کشیده شده؛ این خط جایگزین دیوارهای سنگی اتاق‌های کلبه شده و مرز روانی و حریم قلمرو شخصیت‌هایی را می‌سازد که در چنگال یکدیگر اسیرند. عبور بازیگران از این خط، معادل همان تنش‌های ویرانگر و درگیری‌های فیزیکی/کلامی متن مک‌دونا است. هر تجاوز به این حریم، تعادل قدرت را به هم می‌ریزد و تماشاگر دقیقا مانند تماشاچیان یک مسابقه مشت‌زنی، سنگینی این ضربات روانی را احساس می‌کند.


ناظر غالبا خاموش در برابر جبر جغرافیایی:در نمایشنامه «ملکه زیبایی لینین»، جبر جغرافیایی، انزوا و تاریکیِ روستای لینین، شخصیت‌ها را محبوس کرده است. عیسی‌پور این جبرِ محیطی را در قالب کاراکتری که در ارتفاع (بالای صحنه) مستقر شده، بازآفرینی می‌کند. این فیگور مسلط که از بالا به میدان مبارزه چشم دوخته، جایگزین اتمسفر سنگین بیرونِ کلبه و نمادی از سرنوشت محتوم شخصیت‌هاست. نگاه سنگین او از بالا به پایین، تقلاهای کاراکترها را حقیرتر کرده و حس حبس‌شدگی و تقدیرگراییِ تاریکِ مک‌دونا را تشدید می‌کند.


داینامیک بازی‌ها و تقطیع خشونت:در این معماریِ مبتنی بر درگیری، حرکت بازیگران کاملا محاسبه‌شده است. در این ساختار، بازیگران به جای اتکای صرف به دیالوگ‌های گزنده و پینگ‌پونگی مک‌دونا، با جابه‌جایی در این رینگ به روان یکدیگر یورش می‌برند. نزدیک شدن و دور شدن آن‌ها به خط مرزی، ضرب‌آهنگ درام را می‌سازد و چرخه تکرارشونده انزوا و تباهی را که هسته اصلی درام مک‌دونا است، به شکلی بصری و تهاجمی به نمایش می‌گذارد.


جمع‌بندی:«ایرلندی» اقتباسی است که به جای وفاداری به ظاهرِ ناتورالیستی و چرک متن اصلی، روحِ خشن و تاریک آن را استخراج کرده است. معماری فضا در این اجرا به متن گره خورده و کارگردان با استفاده از عناصر بصری ملموس (خط مرزی، اختلاف سطح و فرم رینگ)، مفاهیم انتزاعیِ اثر مک‌دونا مانند قدرت، انزوا و فروپاشی را در قالب یک تجربه ژورنالیستی و فرم‌گرا روی صحنه آورده است.
نوید والی‌فرهاد