گروه تئاتر هنرآنلاین، در سال‌های اخیر بخش‌هایی از آفریقای جنوبی بار دیگر شاهد اوج‌گیری احساسات ضد مهاجرتی شده که شهروندان خارجی را هدف قرار می‌دهد؛ شهروندانی که از دیگر کشورهای قاره‌ی آفریقا به کشور آفریقای جنوبی مهاجرت کرده‌اند.

تمرکز این احساسات ضد مهاجرتی در حال حاضر بر جلوگیری از دسترسی «مهاجران غیرقانونی» به بیمارستان‌های دولتی است و از اوایل سال ۲۰۲۶ نیز مانع‌تراشی برای ثبت‌نام فرزندان این مهاجران در مدارس دولتی گزارش شده است. سازمان‌های شهروندی خودخوانده ضد مهاجرت غیرقانونی، با حضور اعضای خود در ورودی بیمارستان‌های دولتی برای بررسی مدارک و جلوگیری از ورود افرادی که «خارجی غیرقانونی» تشخیص داده می‌شوند، خبرساز شده‌اند. اتباع سیاه‌پوست آفریقایی، از جمله زنان باردار، از دسترسی به بیمارستان‌های دولتی محروم شده‌اند. در این میان، نمایش «آخرین کشور» که بر اساس گزیده‌ای از سی روایت زنان مهاجر و طی یک فرایند پژوهشی هجده‌ ماهه شکل گرفته، ناخواسته به فریادی هشداردهنده تبدیل شده و به نوعی این نمایش، یک گردهمایی تئاتری برای فعالان جامعه مدنیِ حامی مهاجران محسوب می‌شود.

«آخرین کشور» بر مسائل جنسیت و طرد اجتماعی مهاجران تمرکز دارد. مسائلی که اکنون به بخشی جدایی‌ناپذیر از مباحث روزمره عمومی، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی، تبدیل شده‌اند. این نمایش، بازتاب جامعه‌ای است که احساس می‌کند در بیش از سی سال حاکمیت سیاه‌پوستان، همچنان از دموکراسی کامل بهره‌مند نشده و اتباع خارجی آفریقایی‌تبار را به‌عنوان مقصران آسان برای هر معضل اجتماعی کشور خود برمی‌گزیند.

«آخرین کشور» با بهره‌گیری از دکوری مینیمالیستی، با وسایلی مانند چمدان‌ها، پرونده‌های کاغذی و جعبه‌های خالی، جنبه‌های مختلف داستان‌ها را به تصویر می‌کشد. صحنه در مقطعی به کشورهای مبدأ سه تن از شخصیت‌های زن بدل می‌شود و در زمانی دیگر، به روستایی که یک زن اهل آفریقای جنوبی آن را در جست‌وجوی زندگی بهتر ترک کرده است. با پرداختن هم‌زمان به مهاجرت خارجی و داخلی، «آخرین کشور» نشان می‌دهد که چگونه مبارزات این زنان به یکدیگر پیوند خورده است. در داستان هر یک از آنان، روایتی ظریف و زنده از تلاقی جنسیت و مهاجرت نهفته است.

«آخرین کشور» به شیوه‌ی «تئاتر در میان صحنه» اجرا شده است؛ به‌گونه‌ای که تماشاگران در چهار سوی صحنه می‌نشینند. این نوع روایت‌گری نمایشی، از مخاطب می‌خواهد در اجرا مشارکت داشته باشد. نمونه‌ای از این رویکرد زمانی است که یکی از شخصیت‌ها هنگام اجرا کنار یکی از تماشاگران می‌نشیند و در حالی که با افتخار از خانه زیبایی که در روستای خود ساخته سخن می‌گوید، نظر او را درباره‌ی ظاهر خانه می‌پرسد. این شیوه در امتداد سنت روایت شفاهی آفریقایی قرار می‌گیرد که «ندا و پاسخ» در آن عنصری اساسی است. در اینجا تماشاگران صرفاً بیننده نیستند، بلکه در چگونگی روایت داستان نیز مشارکت دارند.

این اثر صرفاً برای اجرا در سالن‌های رسمی تئاتر با صحنه قاب‌عکسی و نورپردازی طراحی نشده است؛ ارزش و کارآمدی این شیوه‌ی اجرا در آن‌جا نهفته است که پس از هر اجرا، گفت‌وگوی پس از نمایش بین گروه اجرا و تماشاگران شکل می‌گیرد. این گفت‌وگو کارکردی شبیه به نشست یا گردهمایی دارد. مانند زمانی که در گذشته، جوامع محلی گرد آتش یا زیر درختی جمع می‌شدند تا درباره‌ی مسائل مهم تأثیرگذار بر جامعه گفت‌وگو کنند. در این فضا، تماشاگرانی که نمایش را تماشا کرده‌اند دعوت می‌شوند تا دیدگاه‌های خود را درباره‌ی آنچه دیده‌اند بیان کنند، درباره‌ی موضوعات مطرح‌شده بحث کنند و بر اساس آن‌چه در اجرا شاهد بوده‌اند وارد گفت‌وگو و مناظره شوند.

«آخرین کشور» ادای احترامی است به زنان آفریقایی تبار که ناچار می‌شوند برای جست‌وجوی فرصت‌ها و امنیت، خانه و کاشانه خود را ترک کنند. روایت‌های آنان در زبان‌های گوناگون زنانی که با آن‌ها مصاحبه شده بود ثبت شد؛ ازاین‌رو ظرافت‌های زبانیِ سواحیلی، لینگالا، تشیلوبا، فرانسوی و انگلیسی همگی در اجرای نهایی به کار گرفته شده‌اند. حتی زمانی که متن به انگلیسی-که زبان اصلی نمایش است- ترجمه شده، اثر همچنان اصالتی را حفظ کرده که می‌توان آن را حاصل تلاش پژوهشگران و هنرمندان تئاتر برای وفادار ماندن هرچه بیشتر به زبان‌های اصلی دانست.

آخرین1

«آخرین کشور» پیش از این نیز در سالن‌های رسمی تئاتر، خوابگاه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و تالارهای اجتماعات محلی اجرا شده است؛ زیرا این‌ها همان فضاهایی هستند که جوامع بازنمایی‌شده در نمایش در آن‌ها جاری هستند. این امر به همان جوامعی که با چالش‌هایی همچون تقسیم منابع و دسترسی به فرصت‌ها روبه‌رو هستند امکان داده است نه‌تنها خود را در این اثر ببینند، بلکه از آن به‌عنوان ابزاری برای گفت‌وگو درباره‌ی مسائل‌شان بهره ببرند. فراتر از مخاطبان معمول تئاتر، «آخرین کشور» برای طیف متنوعی از تماشاگران نیز اجرا شده است؛ از جمله مسئولان شهری، دانشجویان، پناهندگان، پناه‌جویان، سازمان‌های غیردولتی، ساکنان خوابگاه‌ها و اعضای جوامع محلی. «آخرین کشور» اثری مهم است و دستاوردهایی نیز داشته، به‌ویژه در متقاعد کردن مسئولان کلیدی‌ای مانند شهرداری برای برنامه‌ریزی بهتر در قبال مهاجران.

در حالی که جهان شاهد افزایش احساسات ضد مهاجرتی، نابردباری و طرد اجتماعی است، آثاری همچون «آخرین کشور» بستری ضروری فراهم می‌کنند تا جامعه بتواند افراد به‌اصطلاح بیگانه را ببیند، درک کند و با او همدلی ورزد؛ و نیز در برابر دستورکار سیاستمداران تفرقه‌افکن و رسانه‌های بحران‌زده‌ای که از ترویج چنین گفتمان‌هایی سود می‌برند، ایستادگی کند.

در نهایت، روایت‌های مهاجران در «آخرین کشور» به‌گونه‌ای تأثیرگذار پژواک شعر مشهور «خانه» از وارسن شایر ؛ شاعر برجسته‌ی بریتانیایی؛ است که با این سطرها آغاز می‌شود: «هیچ‌کس خانه را ترک نمی‌کند مگر آنکه خانه دهانِ یک کوسه باشد.»

«آخرین کشور» از آن دست ‌آثاری است که هدف نمایش را فراتر از سرگرمی می‌داند. با طرح واقعیت‌های اجتماعی، تماشاگر را وادار به فکر، همدلی و درک عمیق‌تر درباره‌ی تبعات مهاجرت و جایگاه انسان‌ها در جوامع مختلف می‌سازد و نشان می‌دهند که تئاتر می‌تواند صدای کسانی باشد که معمولاً در رسانه‌های رسمی شنیده نمی‌شوند.

منبع: howlround.com

مترجم: سارا منصوری. عضو انجمن  منتقدان،نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر