به گزارش هنرآنلاین، نشست «کتاب و سینما؛ آنها که میخرند آنها که میفروشند» با حضور رسول صدرعاملی کارگردان سینما، حسین سناپور نویسنده حوزه ادبیات داستانی و مرتضی فرشباف کارگردان و کارشناس عصر شنبه ۲۷ تیرماه در خانه سینما برگزار شد.
طبق گزارش رسیده، در ابتدای نشست مرتضی فرشباف کارگردان سینما که اجرای نشست را برعهده داشت خطاب به صدرعاملی گفت: مایلم بدانم زمانی که کتابی را میخوانید، تا چه اندازه به امکان بصری آن فکر میکنید و از نظر شما ارتباط میان سینما و ادبیات به چه صورت است؟ و رسول صدرعاملی پاسخ داد: یکی از آسیبهای جدی سینما، دور افتادن از ادبیات است. همواره یک سوءتفاهم جدی میان نویسنده و فیلمساز وجود داشته است؛چراکه فیلمساز روح و رگهای از یک قصه را میبیند که به سراغ آن میرود.
کارگردان اثر اقتباسی «زیبا صدایم کن» افزود: بخشی از موفقیتهای این فیلم را مدیون رمان آن میدانم و ارکان درام در «زیبا صدایم کن» به رمان وفادار است. نویسنده نباید انتظار داشته باشد فیلمساز اثر او را ترجمه کند، زیرا سینما زبان و ویژگیهای خاص خود را دارد و فیلمساز باید بر اساس نگاه و دریافت خود از قصه، اثر سینمایی خلق کند.

روایت صدرعاملی از یک خلأ بزرگ
صدرعاملی با بیان اینکه هیچ نویسنده و کارگردانی نمیتواند همه قصهها و رمانها را بخواند، گفت: به همین دلیل در دنیا آژانسهایی وجود دارد که کار آنها مطالعه رمانها و داستانهای مختلف است. آنها با توجه به شناخت خود از نویسندهها و ژانر به مطالعه آثار ادبیات داستانی میپردازند و حیطه کاری هر آژانس نیز متفاوت است. برخی از آنها تنها بر روی یک ژانر، به عنوان مثال آثار مربوط به کودکان تمرکز دارند.
وی درباره علت نبود چنین مراکزی در ایران، گفت: علت اصلی این مسئله به عدم وجود صنعت سینما در ایران و نبود تهیهکننده مقتدر باز میگردد؛ فردی که بتواند بدون تکیه بر منابع دولتی، سرمایه تولید یک اثر سینمایی را تهیه کند.
این کارگردان پیشکسوت سینما ادامه داد: متاسفانه به صورت آگاهانه تلاشهایی صورت گرفته است تا در سینمای ایران تهیه کننده مقتدر وجود نداشته باشد و به محض آنکه یک گروه، تعاونی و یا فردی در حال شکلگیری و فعالیت منسجم بود، به دلایل مختلف با شکست مواجه شدند و نتوانستند فعالیتهای خود را ادامه دهند.
صدرعاملی یادآور شد: سینمایی که به سراغ ادبیات و مقوله اقتباس میرود، گونهای از سینما است که به دنبال جذب مخاطب است. سینمای افرادی نظیر عباس کیارستمی و جعفر پناهی بر نظریهپردازی فیلمساز تاکید داشتند اما سینمایی که وابسته به چرخه اقتصادی است به سراغ اقتباس میرود و این مقوله بسیار جذاب است؛ چراکه در این صورت با مخاطبانی مواجه هستیم که کتاب را مطالعه کردهاند و حالا میخواهند برگردان تصویری آن را روی پرده تماشا کنند و تعداد افراد اینچنینی در ارتباط با کتابهای موفق و آثار پرفروش کم نیست.

سینمای ایران کمتر از ادبیات داستانی استفاده کرده است
در ادامه حسین سناپور درباره ارتباط میان نویسنده و فیلمساز در اقتباسهای سینمایی، گفت: من معتقدم کارگردان نباید مترجم نویسنده باشد و قرار نیست فیلمساز، داستان را عین به عین به تصویر بکشد.
وی ادامه داد: درباره کتاب «لب بر تیغ» با یک فیلمساز مشهور برای ساخت آن صحبت کردم اما به دلایل شخصی از ادامه این مسیر منصرف شدم. همچنین یکی از کتابهایم را آقای فرمانآرا خوانده بود و خوشش آمده بود ، درباره آن باهم صحبت کردیم تا آنجا که برخیها تصور کرده بودند قرار است آقای فرمان درباره کتاب من فیلم بسازد که بعدها تکذیب کرد.
وی با بیان اینکه معتقد است کتاب کار خودش را انجام میدهد و خیلی در کار فیلمساز دخالت نمیکند، بیان کرد: کسانی که با سینما آشنایی ندارند، معمولا انتظار دارند فیلم دقیقا شبیه داستان آنها باشد اما این نگاه درستی به اقتباس نیست. سینما زبان مستقل خود را دارد و فیلمساز باید بتواند برداشت خود را از یک اثر ادبی ارائه دهد.
سناپور خاطرنشان کرد: تعداد قابل توجهی از سینماگران ما از حوزه مستند آمدهاند؛ مانند کمال تبریزی و رخشان بنیاعتماد. نگاه مستند توجه ویژهای به وقایع اجتماعی دارد و به همین دلیل شاید گرایش کمتری به استفاده از کتابها داشته باشد، هرچند خانم بنیاعتماد خودشان کتاب زیاد میخوانند.
وی با بیان اینکه در دوره ای نوعی نئورئالیسم در سینمای ایران شکل گرفت، ادامه داد: بهویژه در دوره عباس کیارستمی که گرایش زیادی به طبیعت و واقعیت داشت و فیلمسازان آن دوره احساس نمیکردند به استفاده از کتابها نیاز دارند.
این نویسنده یکی دیگر از دلایل کمرنگ بودن اقتباس در سینمای ایران را وضعیت داستاننویسی دانست و گفت: رایج نبودن ژانرنویسی در داستاننویسی نیز یکی از دلایل این مسئله است. البته داستاننویسی ما در سالهای اخیر بیشتر به سمت ژانر جنایی رفته و این میتواند زمینه متفاوتی برای اقتباس ایجاد کند.
ضرورت وجود واسطهای برای پیوند میان ادبیات و سینما
مرتضی فرشباف که مدیریت جلسه را بر عهده داشت درباره ارتباط میان نویسنده و امکان اقتباس سینمایی از آثار ادبی ،گفت: قطعا این موضوع اهمیت دارد که نویسنده تا چه اندازه به امکان بصری شدن اثر خود فکر میکند و ظرفیتهای تصویری قصه را در نظر میگیرد.
سناپور نیز در خصوص ضرورت وجود سازوکاری برای معرفی آثار ادبی مناسب به سینماگران، بیان کرد: تهیهکننده و کارگردانها فرصت نمیکنند همه رمانها را مطالعه کنند؛ به همین دلیل به نظرم باید یک واسطه در این میان وجود داشته باشد. همانطور که آقای صدرعاملی اشاره کردند لازم است آژانسی برای این امر شکل بگیرد تا بتواند آثار ادبی را بررسی کند و میان نویسندگان، رمانها و فعالان سینما ارتباط ایجاد کند.
نبود تهیهکننده مقتدر؛ مشکل بزرگ سینمای ایران
در ادامه این نشست صدرعاملی درباره مشکلات ساختاری سینمای ایران، گفت: نداشتن یک تهیهکننده مقتدر، مشکل بزرگی است که در ایران وجود دارد و هنوز برای حل آن اقدامی جدی صورت نگرفته است. شهر پُر شده از کلاسهای کارگردانی و بازیگری اما هیچ کلاسی برای آموزش تهیهکنندگی و تربیت مدیر تولید برای جوانانی که به این حوزه علاقهمند هستند، وجود ندارد.
وی ادامه داد: سینما برای ادامه مسیر خود نیازمند نیروهای حرفهای در حوزه تهیهکنندگی و مدیریت تولید است و نبود چنین آموزشهایی یکی از خلأهای جدی این حوزه به شمار میرود.
صدرعاملی با بیان اینکه نباید به گذشته برگشت و در آن متوقف شد، گفت: امروز قصههای درخشانی داریم که باید دید برای آنها چه برنامهای میتوان داشت و چگونه میتوان زمینه تبدیل شدن آنها به آثار سینمایی را فراهم کرد. قطعا اقتباس برای سینما هزینه دارد اما در عین حال کار جذابی است و میتواند ارتباط میان ادبیات و سینما را تقویت کند.
تهیهکننده باید ادبیات، سینما و بازاریابی را بشناسد
سناپور درباره ظرفیت آثار ادبی برای اقتباس سینمایی، گفت: «بامداد خمار» متعلق به حدود ۳۰ سال پیش است و اکنون تازه سریال آن ساخته شده است؛ همچنین درباره «سووشون» نیز چنین اتفاقی رخ داده است درحالیکه ساخت چنین آثاری که برگرفته از رمان است باید سالها پیش صورت میگرفت.
وی ادامه داد: به یاد ندارم کتابهایی که تیراژ خوبی داشتهاند به آثار سینمایی یا تصویری موفقی تبدیل شده باشند درحالیکه آثار پرفروش ادبی میتوانند ظرفیت مناسبی برای جذب مخاطب در سینما و شبکه نمایش خانگی داشته باشند.
وی ادامه داد: برای این حوزه به تهیهکنندهای نیاز داریم که هم ادبیات هم سینما و هم بازاریابی را بشناسد اما تربیت چنین تهیهکنندهای کار سادهای نیست و دشواریهای خاص خود را دارد.
این نویسنده تأکید کرد: به نظر من تشکیل یک آژانس برای این کار اهمیت زیادی دارد؛ مرکزی که بتواند میان آثار ادبی، نویسندگان و سینماگران ارتباط برقرار کند و زمینه شکلگیری اقتباسهای موفق را فراهم آورد.
حتی دشوارترین رمانها هم ظرفیت اقتباس سینمایی دارند
سناپور در پاسخ به سوال فرشباف مبنی بر اینکه چه کتابهایی برای تبدیل شدن به اثر سینمایی مناسب هستند، اظهار داشت: من معتقدم هر کتاب داستانی میتواند تبدیل به فیلم شود. برخی قصهها از کشش بیشتری برای مخاطب برخوردار هستند اما آثار ذهنی و قصههایی که خوانش آنها دشوارتر است نیز میتوانند به فیلمهای خوبی تبدیل شوند.
وی ادامه داد: برای مثال زمانی که من کتاب «باشگاه مشتزنی» را خواندم، شگفت زده بودم که چطور ممکن است چنین اثر دشواری را به گونهای درخشان تصویر کرد؟ و یا رمانهایی مانند «صد سال تنهایی» اگر به اثر سینمایی تبدیل شوند، شاید به اندازه پنجاه درصد هم نتوانند حق مطلب را ادا کنند اما با این وجود بر مبنای این اثر داستانی، سریالی ساخته شد که دیدنی بود و یا «خشم و هیاهو» نیز اثری دشوار است که با این وجود به فیلم سینمایی برگردان شده است.
سناپور در خصوص آثار اقتباسی سینمای ایران در سالهای دور نیز خاطرنشان کرد: ماندگارترین آثار سینمای پیش از انقلاب در ایران نیز فیلمهایی هستند که بر اساس آثار داستانی ساخته شدهاند؛ قصههایی که امروز بعید است فیلمسازی به سراغ آنها برود. به عنوان مثال «شازده احتجاب»، «آرامش در حضور دیگران» و یا «آشغالدونی» که تبدیل به فیلم «دایره مینا» شده است. این ها آثاری هستند که اگر مطالعه کنید بعید است به این نتیجه برسید که میتوانند تبدیل به فیلم شوند اما بر مبنای این آثار که عموما خوانندههای عام نیز نداشتند، آثار ماندگاری تولید شد که پس از سالها هنوز هم محل رجوع به شمار میروند.
سناپور درباره ضرورت ایجاد ارتباط میان سینما و ادبیات نیز گفت: قدرت سینما بسیار زیاد است اما باید فردی وجود داشته باشد که بتواند میان این دو حوزه ارتباط برقرار کند؛ برای مثال بدانند که فیلمسازانی مانند تقوایی، مهرجویی و فرمانآرا با ادبیات آشنا هستند و داستانهای مناسب را در اختیار آنها قرار دهد تا ارتباط بهتری میان نویسنده، اثر ادبی و فیلمساز شکل بگیرد.
در ادامه این نشست صدرعاملی افزود: مهم است که بتوانیم مهجور بودن ادبیات در سینما را از بین ببریم و زمینهای ایجاد کنیم تا آثار ادبی بیشتر مورد توجه سینماگران قرار گیرند.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم واقعبین باشیم، ابتدا باید سینما متولی خود را پیدا کند. اگر بتوانیم ارتباطی میان نویسندگان جدید و پیشکسوت با فیلمسازان جوان و پیشکسوت ایجاد کنیم، امکان ساخت آثار سینمایی بسیار خوبی وجود خواهد داشت اما چنین اتفاقی تاکنون رخ نداده است.
در انتهای این نشست حاضران پرسش و نظرات خود را مطرح و صدعاملی و سناپور نیز پاسخهای خود را ارائه دادند.
در این نشست فرهاد توحیدی، علیرضا حسینی، نازنین مفخم، مهرزاد دانش، محمد آلادپوش، رامتین شهبازی، دکترمحمدعلی حسین نژاد، علی روئینتن،علیاکبر حیدری ، امیر فرض اللهی و ... حضور داشتند.
