به گزارش هنرآنلاین، فرزاد حسنی که اجرای این مراسم را برعهده داشت، پس از صحبتهای ابتدایی خود، حاضران در سالن را دعوت کرد تا ویدئویی درباره مرور ادوار جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران را تماشا کنند.
حسنی در ادامه یاد احمد پژمان آهنگساز و شاپور عظیمی منتقد فقید سینما را گرامی داشت و پس از آن از جعفر گودرزی دبیر این دوره از جشن دعوت کرد تا برای بیان صحبتهای خود روی صحنه بیاید.
جعفر گودرزی دبیر پانزدهمین جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در ابتدای سخنان خود بیان کرد: هنرمندان و سینماگران عزیز، اهالی شریف رسانه، میهمانان ارجمند و اعضای گرامی انجمن منتقدان، امشب ما در تالار قلم گرد هم آمدهایم، نه فقط برای برگزاری یک جشن، بلکه برای پاسداشت جادویی که نامش سینماست. سینما، حافظه زنده یک ملت است؛ آینهای که شکست و شکوفه، غمها و شادیهایمان را بازمیتاباند و ما را دوباره با خودمان روبهرو میکند. زخمی است که همزمان مرهم است و فانوسی که در تاریکترین راهروههای تاریخ، جرقهای از امید را روشن میکند و این همان معجزهایست که سینما را یگانه و جاودانه کرده است.
وی ادامه داد: پانزدهمین جشن منتقدان، فرصتی است برای ایستادن دوباره کنار هم، برای یادآوری اینکه سینمای ایران، با همه رنجها و تنگناها، هنوز شرافتمندانه میتپد و زندگی را بیصدا به ما بازمیگرداند. امشب، بیش از آنکه مراسمی برای تقدیر باشد، لحظهایست برای دوباره باور کردن نیروی سینما؛ همان نیرویی که ما را کنار هم نگه داشته و چراغ فردا را روشن میکند.
گودرزی ادامه داد: در این دوره از جشن منتقدان، برای نخستینبار آکادمی جشن، مسئولیت سنگین داوری سه سال اکران سینمای ایران را برعهده گرفت. کاری طاقتفرسا و دقیق که ثمرهاش، ارزیابی ۲۰۷ فیلم در گسترهای وسیع از ژانرها، زبانها و جهانبینیها بود. ما باور داریم که سینمای ایران، در این بزنگاه تاریخی، نه تنها به تندباد شهرت و بازار، که به بادهای پالایشگر کیفیت نیاز دارد.
وی افزود: در چنین زمانهای، بیش از همیشه نیازمندیم به دلهای پاک، به قلمهای بیتعارف و به وجودهای دلسوزی که چشم به حقیقت دارند، نه منفعت. بیایید کنار هم بمانیم. نگذاریم هر جریان یا هیاهویی بین ما، بین دلسوزان سینمای نجیب ایران، درهای از سوءتفاهم و جدایی حفر کند. سینما، پیش از هر چیز، خانه دلهای روشن است و منتقد، فانوسدار این خانه در تاریکیها.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی گفت: سینمای ما سالهاست از تکصدایی ملالآور رنچ می برد، از تکرار بیپایان جهانهایی که نه تازهاند، نه راستین. گویی دوربینها جرأت عبور از قاب امن عادت را ندارند. ما، به جای تنوع طعمها، یک غذا را در صد بشقاب سرو میکنیم و هنوز انتظار داریم مخاطب، با اشتیاق، لقمه آخر را هم ببلعد. نه! سینما با تکصداها نمیبالد. با فراموشی مخاطب زنده نمیماند. وقتی ژانرهای فراموششده، وقتی طنز به ابتذال و درام به زاری بدل میشود، یعنی ما به شعور و ذائقه تماشاگر پشت کردهایم.
وی مطرح کرد: مخاطب ما بیسلیقه نیست، تحقیرش کردهاند. با آثاری که نه تخیل را قلقلک میدهند، نه اندیشه را. نه میخندانند، نه میگریانند. بلکه فقط میگذرند؛ مثل نسیمی که یادش نمیماند. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید دوباره به تنوع، شهامت و تجربهگری بازگردد. باید جسارت کند، در روایت، در فرم، در لحن، در فهم مخاطب. و این آغاز نمیشود مگر با صدای منتقد، با واژههایی که نه از سر خشم، که از سر عشق، آینده را صدا میزنند.
گودرزی ادامه داد: ما در کشوری با اقلیمهای متنوع، فرهنگهای رنگارنگ، اسطورههای زنده و زخمهای عمیق، چرا باید فقط یک قصه را در صد فرم یکسان تکرار کنیم؟ و در این میانه، سینمای ما از زخمی عمیق رنج میبرد: فقر ژانر، یعنی فقر تخیل. ما در کشوری با صدای هزار روایت، چرا فقط یک لحن را تکرار میکنیم؟ وقتی کمدی به هجو بدل میشود، ملودرام به زاری و عاشقانه به سانسور، یعنی خطر از قاب گذشته و به روح رسیده است. سینمای ما از فقر ژانر نمیرنجد؛ در آن جان میسپارد. وقتی هفت هنر را به چهار نما تقلیل میدهیم و خیال را در یک قاب بسته محبوس میکنیم، نه درام رشد میکند، نه کمدی میخنداند، نه عشق میسوزاند. این فقر، فقط فقدان تکنیک نیست؛ فقدان شهامت است. شهامت نگاه تازه، شهامت تجربهگری، شهامت پذیرش مخاطبی که میفهمد و شعورش را به بازی نمیگیرد.
وی گفت: ما به نام مردم، از مردم دور شدهایم. مخاطب، قربانی سهلانگاری ما شده؛ نه چون او ذائقه ندارد، بلکه چون ما طعم تازهای به او نچشاندیم. نه چون او خام است، بلکه چون ما خامفروشی کردیم و این درد، درد یک نسل است که به جای سینما، فقط سایهاش را دیده؛ سایهای بیژانر، بیخون، بیغرور. سینمای ما، اگر بخواهد برخیزد، باید از روی خاکستر خودش عبور کند. باید دوباره یاد بگیرد که ترس را بیافریند، عشق را بیپرده روایت کند، کمدی را از لودگی نجات دهد و مرگ را، نه با آه، بلکه با سکوتی سینمایی به تصویر بکشد.
دبیر پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان در ادامه صحبتهای خود گفت: اینجا، نقطه جوش است. یا تبخیر میشویم یا تبدیل و در این میانه، باید چشم باز کنیم به واقعیت سخت تولید. امروز، هزینههای سرسامآور، بخش خصوصی را فلج کرده است. جریان تولید، در گلمانده است و بسیاری، دیگر نه به ساختن، که به بقا فکر میکنند. ما در زمانهای ایستادهایم که فردا، مبهمتر از همیشه است. بلاتکلیفی، در همهجا خانه کرده؛ در سرمایهگذاری، در مجوز، در نمایش و حتی در اعتماد و با این همه، هنوز یک چیز هست که میتوان به آن دل سپرد: سینما. سینما، در دل این آشوب فقط هنر نیست؛ پناه است. شاید آخرین امید جمعی ما باشد برای اینکه دوباره باور کنیم به دیدن، به فهمیدن، به بودن. به پانزدهمین جشن منتقدان خوش آمدید. با افتخار، با امید و با ایمان به سینما.
جعفر گودرزی سپس از حمایت کلینیک مهرافروز حامی این جشن و همکاران و عوامل این برنامه تشکر کرد.
پس از صحبتهای دبیر این دوره از جشن، کلیپ درگذشتگان سینما پخش شد.
در ادامه این مراسم از بیتا موسوی که در جریان جنگ ۱۲ روزه عزیزان خود را از دست داده است، دعوت شد تا به همراه برادرزاده خود به روی صحنه بیاید.
بیتا موسوی با حضور روی صحنه عنوان کرد: از انجمن منتقدان بابت برگزاری این گرامیداشت تشکر میکنم. از روز ۲۵ خرداد که این اتفاق افتاد، بسیاری از همکاران در سینما و مطبوعات همواره کنار من بودند که از همه آنها تشکر میکنم. از محمدمهدی عسگرپور، مهدی کوهیان و همکارانم در روزنامه شرق تشکر میکنم که نام و یاد شهدا را گرامی داشتند.
وی ادامه داد: امیدوارم در سرزمین من هرگز هیچ آدم مظلومی قربانی جنگ و سیاست نشود. امیدوارم هیچ شخصی در یک ظهر تابستانی همراه با خانوادهاش قربانی جنگ نشود. از آن خانواده فقط محمد به یادگار برای من باقی مانده است. محمد نور زندگی من است و امیدوارم با کمک شما نگهدار خوبی برای این یادگار ارزشمند باشم.
سپس جعفر گودرزی بیان کرد: خیلی از ایرانیان عزیز زندگیشان به قبل و بعد از جنگ ۱۲ روزه تقسیم شده است و زندگی بیتا موسوی نیز دیگر مانند پیش از جنگ نمیشود. امیدوارم دیگر رنگ و بوی جنگ در این کشور نباشد.
محمد موسوی فرزند شهید سعید موسوی در ادامه گفت: از گرامیداشتی که برای خانوادهام گرفتهاید، بسیار تشکر میکنم. از آقای مهدی کوهیان، سمیرا علایی، زینب کاظمخواه و تمام دوستان سینما و مطبوعات تشکر میکنم. امیدوارم سایه جنگ برای همیشه از کشور ما دور شود.
سپس مراسم بزرگداشت فرشته صدرعرفایی بازیگر سینما برگزار شد که وی به دلیل سفر در این مراسم حضور نداشت.
صدرعرفایی در ویدئویی که پخش شد، عنوان کرد: متاسفم که امشب در خدمت شما عزیزان نیستم. من خرداد عازم سفری بودم و به دلیل تعویق زمان برگزاری مراسم نتوانستم در ایران حضور پیدا کنم. از انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تشکر میکنم. این شانس یک بار برای یک بازیگر اتفاق میافتد که برایشان بزرگداشت برگزار کنند.
وی ادامه داد: از کارگردانان، فیلمنامه نویسان، همکاران پشت صحنه و همبازیان عزیزم تشکر میکنم. امشب برای من هم شب بزرگی است زیرا بزرگداشت دوست قدیمی و عزیز من حسن پورشیرازی نیز برگزار میشود. بازی درخشان او در فیلم «پیر پسر» برای همه ما مانند کلاس درس است.
مهناز افضلی به نمایندگی از فرشته صدرعرفایی لوح تقدیر او را دریافت کرد.
در ادامه جایزه ویژه جشن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران، توسط مازیار فکری ارشاد و کوروش تهامی به سروش صحت برای کارگردانی فیلم «صبحانه با زرافهها» اهدا شد.
سروش صحت پس از دریافت جایزه گفت: خیلی خوشحال و هیجانزده هستم، زیرا این جایزه بسیار مهم است؛ چون ازطرف منتقدان و نویسندگان سینما است. متاسفانه من باید زودتر بروم چون تا همین الان هم سر صحنه بودم و حالا هم باید برای ضبط برنامه اکنون بروم.
وی ادامه داد: هر فیلمی یک کار تیمی است و من به نمایندگی از تمام عوامل اینجا هستم. هرکدام از ما یک بهشتی در ذهنمان داریم که دوست داریم در آنجا صبحانه بخوریم. بهشت ذهنی من و ایمان «صبحانه با زرافهها» بود.
در ادامه جایزه بهترین دستاورد فنی با حضور امیر فرضالهی، امید نجوان و حبیب اسماعیلی به سهیل دانش اشراقی طراح صحنه فیلم «خائن کشی» اهدا شد.
دانش اشراقی پس از دریافت جایزه خود گفت: این جایزه خیلی ارزشمند است زیرا اگر منتقدان نبودند، سینما نبود. از علی اوجی و استاد کیمیایی عزیز تشکر میکنم که من را به عنوان طراح صحنه پذیرفتند.
جایزه بهترین مهندسی صدا با حضور نصرالله مدقالچی و عزیزالله حاجیمشهدی به مهرشاد ملکوتی و مسیح حدپور سراج برای فیلم «موقعیت مهدی» اهدا شد.
بابک خواجه پاشا به نمایندگی از مهرشاد ملکوتی و مسیح حدپور این جایزه را دریافت کرد.
عباس یاری و بهزاد خلج برای اهدای جایزه بهترین موسیقی روی صحنه آمدند.
عباس یاری گفت: وقتی این تندیس و لوحها را تماشا میکردم یادم آمد که سال ۷۷ در اولین دوره اهدای جوایز انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایرانی یک روز جمعه امیر اثباتی و من به دفتر مجله فیلم رفتیم و دیپلمهای افتخاری آماده کردیم تا به آقای بیضای، انتظامی، سوسن تسلیمی و علیرضا زرین دست تقدیم کنیم. آقای زرین دست دیپلم افتخارشان را گم کردند و سالها به ما میگفتند که یک دیپلم دیگر به ما بدهید. وقتی آقای گودرزی بیانه را خواندند به یادم آمد که ما از همان ابتدا در بیانیههایی درخواست تشکیل خانه سینما و سازمان سینمایی داشتیم. یادی میکنم از رفیق رفته مسعود محرابی عزیز که پسفردا تولدش است اما میان ما نیست و تا زمان رفتنش اجازه نداد تیم سهنفره مجله فیلم از هم بپاشد.
در ادامه دیپلم افتخار بهترین موسیقی به مسعود سخاوتدوست برای فیلم «موقعیت مهدی» و تندیس بهترین موسیقی متن به ستار اورکی برای فیلم «خائنکشی» اهدا شد.
ستار اورکی پس از دریافت جایزه خود گفت: خوشحالم که امشب در کنار شما عزیزان هستم. درگذشت استاد احمد پژمان را به جامعه هنری تسلیت میگویم. ما امروز بزرگی را از دست دادیم که فکر نمیکنم دیگر مانند ایشان زاده شود. خانم بیتا موسوی به شما هم تسلیت میگویم. ما امروز در این ضیافت خوشحال هستیم اما از در که بیرون برویم غمها سراغمان میآیند. این جایزه را به استاد مسعود کیمیایی تقدیم میکنم که پای پیانو بسیار از ایشان آموختم.
در ادامه جایزه بهترین تدوین توسط مستانه مهاجر و محسن بیگآقا به حسن حسندوست برای فیلم «پرویزخان» اهدا شد.
بیگآقا عنوان کرد: منتقدان با عشق زندگی میکنند و این عشق اکنون دیگر به مرز جنون رسیده است. در جشنوارههای خارجی از ما میپرسیدند که هزینه پرواز و هتل شما را چه کسی میدهد و وقتی میگفتم خودمان، به من میگفتند که شما دیوانه هستید. منتقدان با عشق فیلم و سریال میبینند و نقد مینویسند.
جایزه بهترین فیلم اول توسط اکتای براهنی و کامران ملکی به آرمان خوانساریان برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.
خوانساریان پس از دریافت جایزه بیان کرد: خیلی از گرفتن این جایزه خوشحالم. از وقتی که فیلم ما آماده شد خیلی حال و هوای جشن نداشتیم اما امروز پس از ۳ سال از تمام کسانی که برای ساخت این فیلم کنار ما بودند، تشکر میکنم.
مهناز افضلی، حامد بهداد و رضا صائمی برای تجلیل از این هنرمند روی صحنه آمدند.
حسن پورشیرازی پس از دریافت لوح خود گفت: این جایزه مهمترین جایزهای است که میگیرم. از منتقدان عزیز تشکر میکنم که سالهاست مرا حمایت میکنند و از شبی که در برج میلاد آن اتفاق برای ما افتاد تا امروز از ما و فیلم ما حمایت کردهاند.
وی ادامه داد: دوست دارم در اینجا این را بگویم که امروز هم استانی عزیز من آقای پژمان را از دست دادیم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
پورشیرازی بیان کرد: این تقدیر را به روح بزرگ داریوش مهرجویی تقدیم میکنم که بسیار از او آموختم. همچنین از تمام کسانی که من را تا اینجای کار حمایت کردند، بسیار سپاسگزارم. اکتای براهنی از تو ممنونم که به من اعتماد کردی تا در کنار هنرمند درجه یک سینما حامد بهداد، لیلا حاتمی، محمد ولیزادگان و همه عزیزان کار کردیم.
در ادامه حامد بهداد درباره حسن پورشیرازی مطرح کرد: این مطلبی که آقای پورشیرازی گفتند داغ دل من را تازه کردند. جایزه های زیادی بین ما سینماگران رد و بدل شده ولی شبی را به خاطر دارم که از دست آقای داریوش مهرجویی جایزه گرفتم. کلیپ درگذشتگان را که می بینیم متوجه می شویم چه اعتبارهایی در سینما بودند که از دست داده ایم.
وی افزود: بازیگری گاهی ساده و گاهی طاقت فرسا است. چهار فیلم سینمایی و یک تئاتر با حسن پورشیرازی کار کردهام. ورود همه بازیگران برای حضور در این فیلم سخت بود و در سکانس آخر و در ماه های آخر همه ما شاهد اتفاقی بودیم که برای حسن پورشیرازی افتاد و او با اعصابی خراب هر روز به جنگ این نقش می آمد. حسن را نگاه می کردم و می دیدم که در ماه آخر جان خود را از دست داده و دیوانهوار به صحنه میآمد. همان روزها میدیدم که حسن مزد خود را برمیدارد. نقش های رنگارنگی که ایفا کرده است و می دیدم این رنجی که میکشد به بار خواهد نشست. همیشه منتظر بودم او مزد و اجر خود را بردارد و ایمان داشتم و این روز که همه جلوی پا او ایستادند را می دیدم. امیدوارم یگانه شدن با نقش و هنر از دل همدیگر و شهر بگیریم.
حسن پورشیرازی بیان کرد: از حامد عزیز ممنونم. دعا کنید که فیلم ما به اسکار برود.
دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری با حضور امیر عابدی و مهدی احمدی به آرمان فیاض برای «برف آخر» و تندیس این بخش به مسعود سلامی برای فیلم «خائنکشی» اهدا شد.
سلامی پس از دریافت جایزه خود گفت: برای دومین بار این جایزه را دریافت کردم و بسیار خوشحالم که این جایزه را برای فیلم آقای کیمیایی میگیرم. امیدوارم امثال آقای کیمیایی سالیان سال برای این سینما بمانند و فیلم بسازند.
جایزه بهترین بازیگر مکمل زن با حضور ناهید مسلمی، پریناز ایزدیار و حسن لطفی به صدف اسپهبدی برای فیلم «علفزار» اهدا شد.
وی پس از دریافت جایزه گفت: از انجمن منتقدان ممنونم که من را امروز به آرزویم رساندند. خوشحالم که این لوح را دارم. از شما خواهش میکنم که به افتخار پدر و مادر من که امروز در سالن هستند، دست بزنید. همیشه می گویند که اگر در جمعی ۱۰۰ نفر آدم باشند و ۹۹ نفر به تو بگویند نمیشود و نمیتوانی اما ۱ نفر به تو بگوید که میشود، تو حتما موفق میشوی. آن یک نفر برای من کاظم دانشی بود. این جایزه را به کاظم دانشی تقدیم میکنم.
دیپلم افتخار بهترین نقش مکمل مرد با حضور ناصر ممدوح و مهران احمدی به علیرضا ثانیفر برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» و تندیس این بخش به مجید صالحی برای فیلم «برف آخر» اهدا شد.
ثانیفر بیان کرد: من بازیگری را کنار حامد بهداد یاد گرفتهام. نگرش او این بود که من پس از ۴۰ سالگی موفق میشوم اما امروز که آقای پورشیرازی را دیدم یاد گرفتم که باید بیشتر تحمل کنیم. علی زرنگار فیلمش را با خون دل ساخت و این دیپلم را به نمایندگی از تمام بازیگران این فیلم دریافت و این جایزه را به علی زرنگار تقدیم میکنم.
مجید صالحی نیز عنوان کرد: دوست دارم اعتراف کنم که من مجید دلبندم را از علیرضا ثانیفر دزدیدم که سرنوشت من را عوض کرد. امروز از او حلالیت میطلبم. این جایزه برای من بسیار باارزش است.
وی ادامه داد: منتقدان از یکجایی مسیر زندگی من را عوض کردند. سالها کمدی بازی میکردم اما یکجایی دچار تکرار شدم. ۲ نقد برای من نوشته شد و پس از آن سعی کردم مسیر بازیگریام را عوض کنم. در فیلم «استراحت مطلق» با بابک حمیدیان و ترانه علیدوستی همبازی شدم. همین جا بگویم که واقعا دلمان برای ترانه علیدوستی، فاطمه معتمدآریا، باران کوثری، کتایون ریاحی، پانتهآ پناهیها تنگ شده است. امیدوارم شرایط برای حضور این عزیزان فراهم شود.
صالحی در پایان گفت: من از همان سنین کم و با دانش کم خود مجذوب بازی بازیگری شدم که من را به بازیگری علاقهمند کرد و دوست دارم این جایزه خود را به او تقدیم کنم؛ او کسی نیست جز آقای بهروز وثوقی.
در ادامه دیپلم بهترین بازیگر نقش اول زن با حضور رسول صدرعاملی، ستاره پسیانی و جعفر گودرزی به الناز شاکردوست برای فیلم «بیبدن» و تندیس این بخش به سارا بهرامی برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.
سارا بهرامی پس از دریافت جایزه خود گفت: این افتخار را دارم که برای بار دوم این جایزه را دریافت میکنم. از آقای صدرعاملی و آرمان خوانساریان و از انجمن منتقدان بسیار تشکر میکنم.
جایزه خلاقیت در بازیگری با حضور حامد بهداد و هوشنگ حسینی به امین حیایی برای فیلم «برف آخر» اهدا شد.
همچنین دیپلم افتخار بازیگر مرد به بانیپال شومون برای فیلم «علت مرگ نامعلوم» و تندیس این بخش به میرسعید مولویان برای فیلم «جنگل پرتقال» اهدا شد.
بانیپال شومون پس از دریافت جایزه گفت: این اولین جایزه سینمایی من است. خیلی خوشحالم و از انجمن بسیار ممنونم. از علی زرنگار بابت اعتمادی که به من داشت بسیار ممنونم. از مجید برزگر و بازیگران این فیلم بسیار ممنونم.
وی افزود: من از ۳ هنرمند آشوری ایران یاد میکنم و آرزو دارم فارغ از هر مذهب، نژاد و قومیتی بتوانیم روزی آزادانه با هم در این خاک کار کنیم. به عنوان یک بازیگر آشوری این جایزه را به جامعه آشوریها و هنرمندان بیصدایمان تقدیم میکنم.
امین حیایی نیز بیان کرد: از انجمن بسیار ممنونم. افتخار داشتم که یک بار دیپلم افتخار را برای فیلم «شعله ور» دریافت کردم. درست است که بسیاری از بزرگان سینما از کنار ما رفته اند اما باید قدر همین خانواده و قدر داشتههایمان را بدانیم و آنها را در این خانواده تنها نگذاریم.
میرسعید مولویان نیز پس از دریافت جایزه خود عنوان کرد: آروزی من این بود که اولین جایزه ام، جایزه انجمن منتقدان باشد زیرا هنر همواره یک امر علمی بوده است. من این جایزه را روی قلبم میگذارم و این تندیس را به شیوای عزیزم تقدیم میکنم.
سومین بزرگداشت این جشن به جواد طوسی منتقد سینما تعلق داشت.
طهماسب صلحجو و غلامعباس فاضلی برای این بخش از برنامه روی صحنه آمدند. صلحجو مطرح کرد: به عنوان عضو کوچک انجمن به همه دوستان برگزارکننده دستمریزاد و خسته نباشید، میگویم. درباره جواد طوسی باید بگویم که رفاقت و آشنایی ما به چهل سال قبل بر میگردد و بهانه آشنایی و پیوند ما سینما بود ولی دلیل ادامه این رفاقت به مرام و روحیه خود جواد طوسی برمیگردد. هیچ وقت از او دورنگی و بدخواهی ندیدم. در داوری و قضاوت بسیار حواسجمع است و تاکنون ندیدهام درباره کسی بد بگوید. برخی در روزهای اخیر نقد را با بد بدهنی و فحاشی آلوده کردهاند ولی آقای طوسی با سابقه طولانی خود نزاکت و ادب نقد را رعایت میکند و این بسیار ارزشمند است. او هیچ چشمداشتی مالی و مقامی ندارد و نوشتن و نقد عشق اوست.
غلامعباس فاضلی نیز بیان کرد: صحنه نمایش برای یک بازیگر تئاتر مقدس است و او هرگز اهمیت نمیدهد که تصویر و صدایش ضبط نمیشود و ذات تئاتر و صحنه برای او مهم است. ازجهتی او را به بازیگر تئاتر تشبیه میکنم که در طول دوران طولانی کار خود هرگز از ارتباطات خود استفاده نکرده است. او منتقد گلخانهای نیست و بزرگ شده پرده سینماست و سینما را با همه ابعاد آن لمس کرده است. جواد طوسی جامعالاطراف است و آدمی با این همه جنبههای اجتماعی و نشست و برخاستها در درون خود همیشه تنهاست. امیدوارم این جشن بهانه ای باشد که تنهایی او را پر کنیم.
جواد طوسی در ادامه این برنامه روی صحنه آمد و گفت: ادای احترام دارم به کسانی که برای حفظ استقلال و پایداری این سرزمین رخ در نقاب خاک کشیدند و غریبانه رفتند. یاد درگذشتگان قدیم و جدید سینمای ایران و استاد احمد پژمان و کبری سعیدی گرامی باد. در گذر از کابوس جنگ ۱۲ روزه و فضای پرتنشی که مکانیزم ماشه بالای سر ماست بزرگداشت برای من حقیر معنایی ندارد. بزرگداشت را باید برای مردم این سرزمین برگزار کرد که صبورانه این روزگار سخت را قبول میکنند. امیدوارم شرایط فراهم شود تا ما بتوانیم بدون هیچگونه حب و بغض از این بحران عبور کنیم و در یکهمدلی و همراهی بالنده نقطهای امن و آرامشبخش برای لبخند زدن به یکدیگر پیدا کنیم. معتقدم که نظر لطف و تشکر صنفی برای من به عنوان نماینده یک نسل پربار و ارزشمند است. هنوز جای امید روحانی، هوشنگ گلمکانی، شهرام جعفرینژاد و بهزاد عشقی خالی است. همچنین به نسل جدید منتقدان خوشآمد میگویم.
همچنین مسعود کیمیایی در شب تجلیل از جواد طوسی برای این منتقد پیام مکتوبی ارسال کرده بود.
سپس مسعود نجفی و هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران برای اهدای ۳ بخش از جوایز روی صحنه آمدند.
تندیس بهترین فیلمنامه به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ: نامعلوم» اهدا شد.
وی پس از دریافت جایزه گفت: از انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تشکر میکنم. نفس این جایزه را به تمام فیلمهای توقیف شده در طول این سالها و به خصوص سالهای اخیر تقدیم میکنم. فیلمهایی که هرگز رنگ پرده را ندیدند و فیلمهایی که سینمای ایران بخشی از اعتبارش را به آنها مدیون است.
تندیس بهترین کارگردانی نیز به علی زرنگار برای فیلم «علت مرگ: نامعلوم» اهدا شد.
زرنگار پس از دریافت این جایزه گفت: تجلیل دوباره از این فیلم برای من تجلیل از سینمای مستقل است که فقط با حضور هنرمندان مستقل به وقوع میپیوندد.
آخرین جایزه این جشن و تندیس بهترین فیلم به مجید برزگر برای فیلم «علت مرگ: نامعلوم» اهدا شد.
مجید برزگر عنوان کرد: از همه بچههای تیم درخشان «علت مرگ: نامعلوم» تشکر میکنم. سینمای ایران یعنی همه سینمای ایران. آنچه که سانسور میشود هم بخش مهمی از سینمای ایران است. اکران آنلاین هم بخشی از سینمای ایران است. انجمن می تواند در جشن بعدی فیلمهای دیگری هم لحاظ کند. دوست داشتم امروز بهتاش صناعی ها اینجا باشد تا این جایزه به «کیک محبوب من» اهدا شود.
انتهای پیام