همراه با سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر (15)
ضد ساختار / نگاهی به نمایش "اسکورسیزی" نوشته و کار رسول کاهانی
رضا آشفته: رسول کاهانی یک اجتماعینگر است که میخواهد حرفهایاش را نه در قالبهای کلیشه شده که در ساختاری نوین و منحصر به خود ابراز کند.
رضا آشفته: رسول کاهانی یک اجتماعینگر است که میخواهد حرفهایاش را نه در قالبهای کلیشه شده که در ساختاری نوین و منحصر به خود ابراز کند.
رضا آشفته: ایده "چند خان رستم" نوشته احسان و علیرضا رحیم دل و کار علیرضا رحیم دل، زیباست چون رستم به دنبال نوشداروی پس از مرگ سهراب است و از آن زمان دور به امروز میآید.
رضا آشفته: "یرما" درباره سترون بودن و نازایی است.
رضا آشفته: در نمایش "نیمروز اسکاتلند" همه اشخاص خاکستری شدهاند و خیر و شر وجودشان در شرایط مختلف آشکار میشود.
رضا آشفته: "اکسیژن" نمایش غریبی است. غریب است چون هم ابزورد نیست اما شبه ابزورد است. گروتسک هم نیست و شبه گروتسک است. رئالیسم هم نیست و شبه رئالیسم است.
رضا آشفته: "مستاجر" نمایشی است که زمینه اولیهاش رئالیسم است اما مدام دچار سورئالیسم میشود.
رضا آشفته: "نمایش خون، خور، ملمداس" درباره جهان اساطیر و فقدان دگردیسی آیین است.
رضا آشفته: "صدا همان که میشنوی نیست" به کارگردانی ماهی عظیمی نمایشی است که در محیط شکل و معنا میگیرد و در گستره نمایشهای روانکاوانه دستهبندی میشود
رضا آشفته: نمایش "بانوی گم شده" نوشته هلن خانزاده امیری و کار فرهاد شریفی، درباره حال و روز نگون بختانۀ یک پیرزن است که روزگاری بالرین بوده است.
رضا آشفته: سلما سلامتی درامنویس، معتقد است؛ برای یک جامعه در حال توسعه خیلی مهم است نویسندهاش بدانند که برای رفتن به سمت این توسعه چه بگوید و نیاز جامعهاش را بشناسند؛ زیرا نویسنده باید بدانند چه حرفی شنیده میشود و تاثیرگذار است.