سرویس سینمایی هنرآنلاین: در پی درگذشت عباس کیارستمی هنرمندان هر یک به طریقی احساسات خود را نسبت به این کارگردان فقید ابراز کردند. از روز گذشته که پیکر کیارستمی در لواسان به خاک سپرده شد، ابراز احساسات هنرمندان همچنان ادامه دارد.

پیام تصویری گروه سازنده فیلم "آباجی" به یاد کیارستمی

فاطمه معتمدآریا که در روز خاکسپاری کیارستمی در تهران حضور نداشت، به همراه گروه سازنده فیلم "آباجی" به کارگردانی هاتف علیمردانی که این روزها در زنجان به سر می‌برند، روز گذشته یاد این کارگردان درگذشته را زنده نگه داشتند و با انتشار پیامی تصویری از این کارگردان فقید گفتند.

معتمدآریا در پیامی تصویری که می‌توانید اینجا ببینید، گفت:

ما امروز برای اینکه باور نکنیم خورشید سینمای ایران غروب کرده با طلوع خورشید فیلمبرداری کار را شروع کردیم، برای اینکه به گفته آقای کیارستمی فرصت‌هایمان را از دست ندهیم. یادش گرامی است برای همه ما، روزمان را با یاد او به پایان می‌رسانیم. و این را می‌دانیم که او زنده است در تک تک پلان‌هایی که در این سرزمین گرفته می‌شود.

یادبود کیارستمی در دانشگاه کالیفرنیا

آیدین آغداشلو که این روزها در آمریکا به سر می‌برد و روز گذشته با یک پیام صوتی یار و همراه قدیمی خود را بدرقه کرد، با انتشار عکسی از زنده نگاه داشتن یاد عباس کیارستمی در دانشگاه کالیفرنیا خبر داد. او دراین مراسم به سخنرانی درباره یار دیرین خود پرداخت.

 

کیارستمی برآمده از سینمای موج نوی ایران است

رضا کیانیان نیز در تازه‌ترین پست خود از کیارستمی و سینمای جهان نوشت. او که این متن را ادامه‌دار بیان کرده نوشته است: سینماى امروز جهان، زیر گسترش همه جانبه سینماى امریکا سر خم کرده است. فرمول‌هاى امریکایى براى سینما، همه گیر شده؛ همچون آیاتى انکارناپذیر. هر کسى در هر کجاى جهان مى‌خواهد فیلم بسازد، نمى‌تواند تصور دیگرى جز فرمول‌هاى امریکایى از فیلم و سینما داشته باشد.

کشورهاى اروپا تا همین نیم قرن اخیر صاحب سینماى مستقل خودشان بودند؛ ایتالیا، آلمان، فرانسه، سوئد، انگلیس ... و در آسیا، ژاپن صاحب سینماى قدرتمندى بود. اما متأسفانه همه در برابر سینماى هالیوود خود را باختند! حتى روشنفکران سینماى امریکا هم به گوشه اى از نیویورک رانده شدند. دراین امپراطورى بزرگ و گسترده جهانى، فردى از ایران، سینمایى ساده و بى پیرایه، چه در فرم و چه در محتوا، پیشنهاد مى‌کند؛ همان گوهرى که در هیاهوى جلال و جبروت هالیوود گم شده بود!

این پیشنهاد ساده، ناگهان موجى در جهان سینما برانگیخت و آشوبى به پا کرد. مانند همان کودکى که در میان جمعیت سربراه و جادو شده، گفت پادشاه لخت است.

سینماگران اروپا که شکست را پذیرفته بودند، این گوهر را یافتند و در جشنواره‌هایشان به نمایش گذاشتند و ستایشش کردند.

سینماى ایران براى آنان به پرچمى در برابر سینماى هالیوود تبدیل شد. و همه جشنواره‌هاى اروپایى و آسیایى آغوش خود را به سوى سینماى ایران گشودند. هیچ جشنواره‌اى در این سوى جهان بدون سینماى ایران برگزار نشد. سینماى ایران با نام عباس کیارستمى خورشید درخشان جشنواره‌ها شد.

البته سینماى کیارستمى، برآمده از سینماى موج نوى ایران بود. موج نو بسترى شد براى نطفه بستن و ناگهان تولد سینماى او.

با کارگردانانى همچون ابراهیم گلستان، فرخ غفارى، ناصر تقوایى، داریوش مهرجویى، بهمن فرمان آرا، مسعود کیمیایى، بهرام بیضایی، امیر نادرى، فریدون گله، پرویزکیمیاوى... و صد البته سهراب شهید ثالث.