کسی خبر دارد حال دانشجوی دختر رشته نوازندگی چطور است؟ سی ام دی ماه 1393 در همین ستون در قالب هشت پرسش از لغو کنندگان کنسرت ها این سوال را مطرح کردیم؛ هنگامی که بانوی نوازنده از روی صحنه اجرا، پیش چشم مردم به پایین کشیده شد و اجازه نیافت از ابتدایی ترین حق قانونی خود بهره مند شود؛ پریروز شرق در همین صفحه خبر داد ممنوعیت ورود نوازندگان زن به چهار استان اصفهان، یزد، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی نهادینه شده است.

یک - دلمان خوش بود وقتی وزیر فرهنگ در اظهار نظری کم سابقه خبر داد :" همه لغو‌ کنسرت‌ها به‌عهده نیروی انتظامی نبود ، بعضی از جاها ائمه جمعه مخالفت کرده‌اند و در پی آن عناصر مذهبی جلو برگزاری کنسرت را گرفته‌اند، در بعضی از جاها قوه‌قضائیه جلوگیری کرده است." چند قدم به پیش برداشته ایم، حتما پس از این شفاف سازی مجموعه ای از تدابیر شامل گفتگو، رایزنی، بخشنامه و حتی ارائه لایحه به مجلس در دستور کار قرار می گیرد که بر این درد کهنه، دارویی امیدبخش تجویز شود اما گویا در عمل دلخواسته دلواپسان در جریان است.

دو- 23 دی 93 همین ستون طرح نمادین رفراندوم هنری را پیشنهاد داد زیرا می شنید نسل نو آمده حوصله "یوسف گمگشته باز آید، غم مخور" را ندارد، می پندارد عمر دو روزه پرشتاب می گذرد و اجرای قانونمند کنسرت، پیش افتاده ترین حقی ست که نباید برای آن موی سپید کرد.

سه-تجربه انتخابات اخیر در تهران نشانی یوسف گمگشته هنر را هم داد : یگانه راه استیفای حقوق اهل هنر همگرایی ست، حتی اگر همیشه اختلاف سلیقه هنرمندان در بوق باشد، حتی اگر دوستدارانشان خون دل می خورند که چرا هنرمندان همدل نمی شوند، یا به گواه هفتم بهمن 93 همین ستون با تلخکامی پذیرفته باشیم " دو هنرمند در اقلیمی نگنجند "؛ راه برون رفت از تحدیدهای فضای هنری، وحدت و پیگیری مصرانه و همگانی مطالبات از راه مجاری قانونی ست؛ نباید اجازه داد چنان بدعت هایی ایران عزیز را در مجامع بین المللی انگشت نما کند، دیگر اینکه نهادینه شدن این محدودیت ها میراث ناپسندی برای آیندگان خواهد بود ؛ در این راه به حتم دولت با کمک به نهادسازی و تقویت صنوف هنری می تواند بهترین بستر را فراهم آورد، به خصوص که مجلس دهم امیدهای تازه ای را به دوستداران فرهنگ و هنر نوید داده است .

این یادداشت امروز سه شنبه 21 اردیبهشت در روزنامه شرق ص 14 به چاپ رسیده است.