هنرآنلاین :

1- نمی دانم چند سال است، گویا چند صد سالی هست ایرانی را با تعارفات عجیب غریبش می شناسند، همه هم اعتراف می کنند همین تعارف سبب شد ایرانی اصل آنچه در دل دارد بروز ندهد و سایه ریا، تزویر و حتی دروغ نگذارد آفتاب حقیقت بتابد و سردی و دوری بر جامعه مستولی شود؛ اکنون اما چند صباحی ست به لطف توسعه شبکه های اجتماعی و نیز فرو ریختن تابوهای خود ساخته، درون و برون ایرانی به هم نزدیک شده و آن تعارف دیرینه جایش را به صراحت بیان و جسارت عمل گرایانه داده است؛ این موهبتی معاصر برای جامعه ماست که با قدرت گرفتن طبقه متوسط پوست نو می کند؛ در چنین هنگامه ای به طبع آثار هنری نیز باید از تعارفات سنتی فاصله بگیرد.

2- این روزها جشنواره فیلم فجر ثابت کرده اکثر فیلمسازان ایرانی متوجه نوخواهی جامعه نیستند؛ به خصوص فیلمسازانی که دهه پنجاه عمرشان را پشت سر گذاشته اند همچنان تعارف زده و با لکنت سخن می گویند؛ از این روست که در هنگام نمایش آثارشان، مخاطبان معترض سوت می زنند، کف می زنند، و اعتراض خود را بدون محافظه کاری به هنرمندی که تا دیروز استاد می نامیدند اعلام می کنند؛ در عوض آن سوتر، نسل نوی سینمای ایران که هنوز به چل چلی هم نرسیده اند با گستاخی هنجار و صراحت بیانی کم سابقه ای ما به ازای بیرونی جامعه خود را در مدیوم سینما بازتاب می دهند :مثلا "بار کد" در قالب سرگرمی به نقد و تمسخر دامنه دار فساد اقتصادی و بغض جامعه می پردازد، "لانتوری" در قالبی مستند و گزارش گونه ابایی ندارد تئوری های دلواپسان را به نقد کشد و نوجویی ایرانی امروز را عیان کند و "ابد و یک روز" پرده از چهره فقر بر می دارد که اخلاق و بنیان های خانواده ایرانی را به مخاطره افکنده است...

3- هفتاد هشتاد میلیون جمعیت داریم، واقعا نباید با چنین بازار مصرفی سالن سینمای مان خالی ، چشم تئاتری به جیب دولت و تیراژ کتاب اسفبار باشد؛ اگر هست که هست حتما یک جای کار شاید هم چند جای کار می لنگد که می لنگد. به گمانم اگر حصار این تعارفات نم گرفته فرو ریزد ، اقبال مردم هم به هنر افزون تر می شود و چرخ اقتصاد هنر بهتر می چرخد؛ اتفاقی که در مدل جمع و جورش این روزها در نقاشی مان افتاده است می تواند توسعه و تسری یابد.

این یادداشت امروز 20 بهمن در روزنامه شرق ص 14 به چاپ رسیده است