هنرآنلاین: ١- اگر وایبر و فیس‌بوک ... خبر و شایعات آنچنانى منتشر می‌کنند و در محترمانه‌ترین شکلشان، هر روز بزرگى از جامعه فرهنگ و هنر را در فضاى مجازى به خاک می‌سپارند، معلوم نیست این پیامک‌ها (SMS)‌ها را کجاى دلمان بگذاریم که گاهى با تیترهاى اغواکننده به شما پیشنهاد می‌دهد: " زندگى خصوصى هنرمندان / هر پیام ٥٥ تومان"؛ البته برخی‌شان گران‌ترند مثلاً ٧٥ تومان و یا ١٠٠ تومان که لابد اطلاعات خصوصی‌تر را به ازاى این مبالغ ارائه می‌کنند! دیگر فکر کنم کار در این وادى به جایى رسیده که هنرمندان یک خدابیامرز جانانه به نشریات زرد بدهکار باشند، که لابد این روزگاران بازارشان به کسادى مفرطى گراییده است. تردیدى نیست موج فزاینده رسانه‌های مجازى براى کشورى مانند ایران، موهبت است؛ از سال ١٣١٦ که میرزا صالح "کاغذ اخبار" را منتشر کرد، رسانه‌های داراى مجوز آن‌قدر درگیر بایدها و نبایدهاى عجیب غریب‌اند که پاک اعتماد جامعه را از کف داده‌اند، تیراژها به نسبت جمعیت کشورمان گویاى ناگفته‌هاست؛ وقتى از طنز تلویزیونى تا کاریکاتور یک نشریه چند صد نسخه‌ای و حتى یک نریشن چند ثانیه‌ای یک فیلم، بهانه‌هایی بزرگ براى دلواپسى، حتى لشکرکشى خیابانى و توقیف اثر هنرى می‌شود، ناخودآگاه رسانه‌های رسمى را به خودسانسورى سوق می‌دهد، شاید آسیب‌های این رسانه‌های غیررسمى تلنگرى به برخى بزند؛ شاید دستکم دوزاری‌ها را جا بیندازد که در فقدان فضاى باز اطلاع‌رسانی و شفاف توسط رسانه‌های صاحب شناسنامه، چند صفحه بدون هویت در این عصر انفجار اطلاعات، می‌تواند آب را گل کند... حالا اگر شفاف‌سازی خط قرمزها و دور شدنشان از سلیقه محورى غیرممکن است (!) کنترل این پیامک‌ها که ممکن است؛ ٢- به تعبیر نویسنده، دنیاى مجازى به اعتبار صراحت بیان افراد در ابراز عقیده‌شان اکنون واقعی‌تر و حتى جذاب‌تر از دنیاى واقعی ست؛ کاش این دنیاى مجازى را مثل دنیاى واقعى خراب نکنیم! این یادداشت امروز سه‌شنبه ١٣ مرداد در روزنامه شرق صفحه ١٤ به چاپ رسیده است.