هنرآنلاین:

١- اینکه دلواپسان همه مشکلات مملکت را رها کرده و یک سره روى رویدادهاى هنرى زوم کرده‌اند، اسباب خرسندى ست؛ لابد از ابتداى دولت یازدهم متوجه اهمیت هنر شده‌اند و این را هم باید به فال نیک گرفت؛ هر چند که حق دهید غریب است بیش از آنکه درباره گرانى نان و بنزین بنویسند درباره فلان فیلم و کتاب سوال طرح مى‌کنند؛ به هر روى هر وقت ماهى را از آب بگیرى...

٢- اما گلایه آنجاست که استراتژى این دوستان در عرصه هنر، "وانمایى" اخبار و رویدادهاست؛ اگر بازنمایى در خبر یعنى انعکاس آنچه رخ داده، وانمایى یعنى خلق یک خبر توسط رسانه! به عبارت دیگر آن خبر در دنیاى واقعى رخ نداده و رسانه با استفاده از تکنیک وانمایى، آن رویداد را مى‌سازد و به خورد مخاطب مى‌دهد؛ نمونه اخیرش این تیتر رسانه هاى دلواپس است که " حراج تهران مجوز ندارد"؛ حال أنکه با یک تلفن به مرجع معلوم صدور چنین مجوزى به سادگى مى‌شد به جاى وانمایى، بازنمایى کرد. جالب اینجاست که یکى از رسانه‌هاى دلواپس یک وانمایى منتشر مى‌کند و دیگر رسانه‌هاى هم‌خانواده که شمارشان در فضاى مجازى از شماره خارج است، آن را منعکس مى‌کنند؛ زنجیره‌اى از یک یادداشت یا خبر پدید مى‌آید که یک واقعه جعلى را در بوق کرده‌اند! پیداست آنها هیچ نگرانى هم ندارند با کثرت تحلیل‌ها و خبرهایى که هیچ منبع موثقى ندارند، اعتماد مخاطبان خود را از کف مى‌دهند؛ برانگیختن احساسات طیفى از جامعه تک‌رسانه‌اى و فشار روانى بر دولت دو هدف غایی آنهاست.

٣- فقط مى ماند سه نکته : اول اینکه کاش در این وانمایى‌ها قدرى ظرافت ژورنالیستى، قدرى دانش نسبت به موضوع هم هویدا باشد که لازمه وجودى تکنیک وانمایى‌ست تا باورپذیرى مخاطب طیف گسترده ترى را در بر گیرد؛ منافع ملى و اخلاق، دو نکته دیگرند که گویا در نائل آمدن به هدف، محلى از اعراب براى دوستان دلواپس رسانه‌اى ندارد.

این یادداشت امروز سه شنبه ١٢ خرداد روزنامه شرق صفحه ١٤ به چاپ رسیده است