سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: نهمین برنامه از سلسله برنامههای شبهای ایرانشهر با عنوان "شبی با محمدعلی اسلامی ندوشن" پنجشنبه 31 اردیبهشت با حضور غلامحسین امیرخانی، فریدون مجلسی، مصطفی ملکیان، حجتالاسلام سیدمحمود دعایی و... به نکوداشت استاد محمد علی اسلامی ندوشن اختصاص داشت.
در ابتدای این برنامه استاد "غلامحسین امیرخانی" نایب رئیس شورای عالی خانه هنرمندان ایران ضمن ابراز خوشحالی از برگزاری این برنامه گفت: خانه هنرمندان ایران خیلی خوشحال است که از آغاز تاسیس خود تا به امروز در عرصه فرهنگ و هنر تا آن جا که توان داشته است، گام برداشته است و نقش پررنگی داشته است. تجلیل از بزرگان این عرصه نیز گامی ارزشمند است که خانه هنرمندان ایران وظیفه خود می داند تا این گام را نیز هرچه مستحکم تر از پیش بردارد.
غلامحسین امیرخانی در ادامه صحبتهای خود با اشاره به برنامه شبهای ایرانشهر، به مفهوم ایرانشهر پرداخت و گفت: ایرانشهر ما را به یاد چه چیزی میاندازد؟ پهناور بودن؟ زیبایی؟ قدرت؟ ثروت؟ طبیعتی پاک و زیبا با نفسهایی سالم؟ ایرانشهر همه اینها را هم که داشته باشد، باز هم چیزی کم دارد. همه زیباییها راهم که داشته باشد، ایرانشهر نیست اگر مردمانی با پندارها، کلمه ها و هنرهایی ماندگار در آن زندگی نکنند. بیایید تصور کنیم ایرانشهر فقط به سبب وسعت، زیبایی و گنجهایی که در طبیعت خود نهفته دارد، مایه غرور و دلتنگی ما نیست. بیایید باور کنیم ایرانشهر به این دلیل خاطرهانگیز و بزرگ است، که ایرانیانی را در دل خود داشته است که فرهنگ و هنر را، یا به بیانی بهتر، انسان و گیتی را محترم میداشتند و رعایت میکردند. بیایید تصور کنیم ایرانشهر جایی است که در آن قصههای زیبایش را علی حاتمی دیدنی کرده است و جلال ستاری این قصهها را به فرهنگ و تاریخ پیوند داده است، بیایید به یاد بیاوریم که ایرانشهر همان جایی است که ناصر تقوایی آدمهایش را روایت کرده است و قیصر امین پور از واقعیتش شعر ساخته، پیرنیا جایی برای زندگیاش کرده است و نقشِ ماندگارِ دیوارهایش را سهراب سپهری از شبنم و برگ تازه کرده است. آری خاطرهی ما امروز ماست و ایرانشهر همین لحظه که محمد علی اسلامی ندوشن در آن نفس میکشد.
وی در ادامه افزود: ایرانشهر تاریخ ما نیست، نباید اجازه دهیم تا در تاریخ ما حبس شود، ایرانشهر همان معاصر بودن ماست. همین لحظه که هستیم و اگر زشت است این ماییم که زشتیم و اگر زیباست، زیبایی از ماست. شبهای ایرانشهر چیزی جز یادآوری، گرامی داشت و تلاشی کوچک برای گسترش زیبایی های ایرانشهر نیست. ایرانشهر طنینی است برای رساندن بهترین صداهای ایران امروز به ایران روزگار ما، برای رساندن صدای بهترین ترانه ها و شعرها به خاک و دریا و کوه زیبای ایران، تا بدانند که مردمانی در این لحظه زنده اند که به اندازه ی آنها زیبا و به قانونِ بودن پایبندند.
غلامحسین امیرخانی در پایان صحبتهای خود با اشاره به بزرگداشت بزرگان عرصه هنر و فرهنگ گفت: ستودن این بزرگان، بزرگداشت چهره خود ما در آینههای پاک و بیزنگار این فرزانگان است. این چهرهها که شبهای ایرانشهر از آن ایشان است، تجسم آن کمالی هستند که فرهنگ و روزگار امروز ایران را شایسته است. آری با خود اینگونه زمزمه میکنیم که بزرگی از ما و دوران ما چندان دور نیست، همین لحظه و همین حالا، شاید لحظه متولد شدن ستاره یا ستارگانی باشد که روزی خواهند تابید، استوار بر قدرت تابشی که امثال اسلامی ندوشن به آنها بخشیدهاند.
در ادامه این مراسم، پیامی توسط مجری این مراسم از سوی استاد محمدعلی اسلامی ندوشن برای حاضران قرائت شد.
در این مراسم آمده بود: "از همه کسانی که در جلسه حضور دارند و از همه کسانی که دستاندرکار این برنامه بودهاند تشکر میکنم. من هرگز نخواستهام که عناوین "نکوداشت" و "بزرگداشت" شامل حال من بشود. این به هیچوجه در روش و سبک من نبوده است. یکی اینکه در این سالها این عناوین روی هم رفته مبتذل شده و اشخاص ناهمگونی تحت این موضوع معرفی گردیدهاند. البته افراد با صلاحیتی در بین آنها بودهاند ولی یکنواخت و یکسان نبوده و چه بسا که مقداری بهرهبرداریهای خاص نیز از این امر شده است یا نظریاتی خاص پشت آن بوده است. به هر حال من به خود اجازه ندادهام که در این رده قرار بگیرم. دومین علت آن است که من هرچه خواستهام خیلی بیش از آنچه سزاوار بودم از خوانندگان خود و از مردم ایران گرفتهام و چیزی طلبکار نیستم. اعتقاد من همیشه این بوده است که باید به پایهها رفت. به این سبب من هرگز وارد سیاست نشدهام. سیاست را از طریق فرهنگ دنبال کردهام، زیرا فرهنگ پایه سیاست است. رفتار و جهانبینی مردم است که سیاست را میسازد. مردم به منزله یاختههای تن کشورند. اگر جهانبینی نادرست در آنان رسوخ کند، همانگونه میشود که یاختهها از غذای نادرست تغذیه کنند و بدن از کارکرد سالم بازبماند. این احساس خشنودی را نمیتوانم پنهان دارم که بیش از هر کس دیگر، دو کلمه ایران و فرهنگ بر قلمم رفته است. در مورد ایران سوء تفاهم نشود، همانگونه که بارها گفتهام منظورم وطنپرستی خام و احساساتی نیست. منظور قدرشناسی نسبت به یک دفینه تمدن است. اما فرهنگ، مفهوم وسیع و عام آن را در نظر داشتهام، یعنی جهانبینی و رهیافت زندگی. یعنی آنچه هویت قومی و شخصیت انسانی یک ملت را تشکیل میدهد. و از نوشتن بیش از یک هدف نداشتم و آن این بود که حق انسانیت خود را ادا کنم."
در ادامه مستند کوتاهی از زندگی استاد محمدعلی اسلامی ندوشن برای حاضران به نمایش درآمد و سپس مصطفی ملکیان به سخرانی پرداخت. ملکیان با اشاره به شخصیت چند بعدی اسلامی ندوشن گفت: استاد محمدعلی اسلامی ندوشن بیشک شخصیتی چند بعدی دارند، ایشان حقوقدانی بزرگ هستند، شاعر، پژوهشگر، استاد دانشگاه، منتقد ادبی، مترجم و روشنفکر هستند. من در اینجا تنها میکوشم بر جنبه روشنفکری شخصیت استاد ندوشن اشاره کنم، فردی که به معنای واقعی روشنفکری بزرگ در این سرزمین بودهاند.
ملکیان در بخش دیگری از صحبتهای خود به ویژگیهای یک روشنفکر واقعی اشاره کرد و گفت: روشنفکر واقعای چه ایرانی و چه غیر ایرانی، چه مذهبی و چه سکولار باید 9 ویژگی داشته باشد، به بیان دیگر داشتن این 9 ویژگی در یک فرد، او را تبدیل به یک روشنفکر واقعی میکند. نخست یک روشنفکر موفق، روشنفکری را شغل و حرفه خود نمیداند و یا حتی آن را جز علقههای خود بر نمیشمارد. روشنفکر موفق فردی رایگان بخش است. فرآیند هستی رایگان بخش است که چیزهای بسیاری را به طور رایگان در اختیار ما میگذارد. این رایگان بخشی وقتی در فرد منحقق میشود، ارزشی بزرگ و بیهمتا دارد، چراکه این فرد میتواند داشتههای خود را به طور رایگان در اختیار هموطنان خود قرار دهد. ویژگی دوم این است که روشنفکر باید حقیقت طلب باشد و همواره در مسیر حقیقت گام بر دارد و برای رسیدن به آن تلاش کند. یک روشنفکر واقعی به دنبال ایدئولوژیها نمیرود او تنها به دنبال حقیقت است.
مصطفی ملکیان در ادامه صحبتهای خود گفت: ویژگی سوم یک روشنفکر این است که او آکادمسین به معنای یک فرد دانشگاهی صرف نیست بلکه او در میان جامعه نیز حضور دارد. ویژگی چهارم این است که یک روشنفکر موفق نماینده و سخنگو مردم نیست، روشنفکر نباید از مردم اطاعت کند، روشنفکر باید مردم را داوری کند. اگر یک جامعه اگر سیاست اگر اقتصاد مشکل دارد، برای حل این مشکلها نیاز به مرمت روانی تک تک افراد جامعه ضروری است. ویژگی پنجم واقع بینی است، یک روشنفکر باید همواره واقعبین باشد و از مردم به اندازه توان آنها انتظار داشته باشد. ویژگی ششم این است که روشنفکر باید به انسان توجه کند، نه به مکاتب و ایسمها، برای او انسان باید مهم باشد. ویژگی بعدی این است که روشنفکر باید مسئله را از شبه مسئله برای مردم مشخص کند.
ملکیان در بخش پایانی صحبتهای خود گفت: ویژگی هشتم این است که روشنفکر باید هیچ مرزی بین انسانها ایجاد نکند، برای او باید تنها انسان بدون هیچ ایدئولوژی مهم باشد، صرف انسان بودن است که اهمیت بسیار زیادی دارد و ویژگی آخر این است که روشنفکر باید آسان سخن بگوید، آسان سخن گفتن نیز به معنای سطحی صحبت کردن نیست، او باید مسائل پیچیده و مشکل را با زبانی ساده برای مردم در میان بگذارد. همهی این نه ویژگی در استاد ندوشن به طور پررنگ حضور دارند و همین امر او را تبدیل به یک روشنفکر واقعی کرده است.
در بخش دیگری از این برنامه فریدون مجلسی با اشاره به آشنایی خود با استاد ندوشن گفت: برای من مایه افتخار است که درباره استادم صحبت کنم. آشنایی من با دکتر ندوشن به سال 46 بر میگردد، زمانی که استاد ندوشن، استاد حقوق من بودند. دکتر ندوشن را بیشتر از دید اجتماعی و ادبی میشناسند در حالی که او در رشته حقوق تحصیل کرده است و دکترای قضایی دارد و یک قاضی بزرگ است. دکتر هیچوقت در آثار خود به فعالیت قضایی دوران زندگی خود اشاره نکرده است، گویی زندگی از او خواسته بود که در رشته حقوق گام بر دارد اما او شجاعانه به ندای قلب خود گوش فرا داد و ادبیات را برای زندگی واقعی خود انتخاب کرد و در مسیر آن به گونهای گام برداشت که امروز ما برای تجلیل از یک عمر فعالیت او در کنار هم جمع شدهایم.
مجلسی در پایان صحبتهای خود با اشاره به وجوه روشنفکری استاد ندوشن گفت: این جمله که ما روشنفکر نداریم جمله درستی نیست. بله ما در دانشگاه رشتهای به نام روشنفکری نداریم و کسی نمیتواند شغل روشنفکری داشته باشد. روشنفکری در ذات و جوهر فرد وجود دارد، نیروی روشنفکری که در یک فرد جان میگیرد از او میخواهد که در جامعه خود تاثیرگذار باشد. به همین منظور روشنفکر نه مرید است نه مراد، او با دانش خود از یک سو و استقلال خود از سوی دیگر میکوشد به مردم و جامعه خود کمک کند و در این مسیر هرچه در توان دارد میگذارد.