هنرآنلاین: دیروز روز مجلس بود اما ندیدم هنرمندى به نمایندگان تبریک بگوید؛ چه بسا خیلى از اعضاى جامعه هنرى حتى ندانستند که دیروز چنین مناسبتى بود؛ شاید که طیف هنرى کشور مىپندارد نمایندگان مجلس آن سان که باید حقوق آنان را نمایندگى نمىکنند؛ مدتهاست که هنرمندان تنها اخبارى که از مجلس مىشنوند تحدید نمایش این فیلم یا توضیح خواستن از وزارت فرهنگ درباره آن یکى فیلم است؛ شاید جامعه هنرى حق دارد پرسش کند: "آیا سهمش از مجلس، فقط راى دادن در روز انتخابات است؟" و از آن بیشتر: "دعوت کردن از مردم براى حضور پررنگ پاى صندوقهاى راى ؟" چرا سطح مجلس در اندازه مچگیرى از جامعه هنرى تنزل یافته است؟ چرا حضور آنان در کنار هنرمندان، فرداى تکیه زدن به مسند نمایندگى نایاب مىشود؟ چرا نمایندگان در رویدادهاى هنرى همیشه غایباند؛ مگر آنها نمایندگان مردم نیستند، مردم دو هفته پیش، پنجشنبه روزى، در صف کتابفروشىها بودند، نمایندگانشان کجا بودند؟ چرا براى نمایندگان کسب بودجه ورزشى براى شهرشان در اولویت است اما حکایت بودجه فرهنگ و هنر کشور " سال به سال دریغ از پارسال است ؟" چرا وزارت نفت و کارخانههاى بزرگ صنعتى مانند ذوب آهن و سیمان سپاهان اصفهان و فولاد خوزستان براى ورزش سرمایهگذارى میلیاردى مىکنند به همین میزان با بخشودگى مالیاتى مواجه مىشوند اما قانون مشابهى درباره سرمایهگذارى در عرصه هنر تصویب نمىشود ؟... و چراهاى بسیارى دیگر ... کاش مجلس یک نقاش داشت آن هم مسلط به سبک انتزاعى تا حال جامعه هنرى را به لطف بیانگرایى رنگها براى نمایندگان به تصویر مىکشید؛ زیرا بعید است هیچ تصویر فیگوراتیوى بتواند این همه گلایه را فریاد بزند؛ اما نه، شاید هم بتواند ، مثلا تابلویى مانند "جیغ" اثر ادوارد مونش که دو سال پیش با قیمت ١٢٠ میلیون دلار در حراج ساتبیز چکش خورد و رکورددار شد. این یادداشت امروز یازدهم آذر در صفحه ١١ روزنامه شرق به چاپ رسیده است.
انتهای پیام/