هنرآنلاین: ١- خنده‌دار این بود که پرسش خبرنگاران چند بخش خبرى تلویزیون تکرارى بود: "یعنى چه که یک نقاشى سهراب سپهرى یک میلیارد و ٨٠٠ میلیون تومان؟!» و ترجیح بند آقاى روابط عمومى شده بود: "توى شهر، ماشین هاى ٣ میلیاردى ویراژ مى‌دهند و دور دور مى‌کنند و ارزششان از آثار نوستالژیک‌ترین هنرمند ایرانى بیشتر است تعجب نمى‌کنید..."

او البته مثل اسپند روى آتش مى‌جهید و مى‌کوشید آگاهى مخاطبش را بالا ببرد: "سهراب باید به میلیارد‌ها دلار، و نه ریال برسد تا هنرجوى نقاشى امروز، فردا امکان امرار معاش از راه نقاشى بیابد..."؛ این طنز تلخ مضحک‌تر هم شد، وقتى خبرنگار بخش خبرى معروف تلویزیون گفت: "مردم ندارند بخورند آن وقت یک تابلوى نقاشى به میلیارد برسد." و بینوا روابط عمومى، دیگر مى‌نالید: "شما فروش ١٢٠ میلیون دلارى تابلوى جیغ ادوارد مونش را در همه بخش هاى خبرىتان پخش مى‌کنید اما چشم ندارید سپهرى به میلیون تومان برسد؟ یعنى نقاشان ما نباید به رکوردهاى جهانى برسند؟ دوست من، امثال سپهرى باید میلیارد دلارى شوند تا بازار داخلى هنر ایران در منطقه حرفى براى گفتن داشته باشد و بازار کار براى نقاش جوان تعریف شود..." ٢- دیگر جامعه تجسمى عادت کرده است تلویزیون رکوردهاى داخلى و خارجى هنر ایران را نبیند اما رکورد فلان آقا در کشیدن کامیون با دندان و بزرگ‌ترین کیک و سوسیس منطقه را با آب و تاب بازتاب دهد؛ بگذریم، مبحث امروزمان اهمیت قیمت تابلوى چهره‌هاى هم‌وزن سهراب سپهرى است؛ هفته پیش در بونامز لندن یک اثر سهراب از دوره‌هاى نخست کاریش ١۴۶ هزار پوند (حوالى هشتصد میلیون تومان) چکش خورد؛ حال آنکه بعید نیست چنین اثرى در تهران گران‌تر از لندن به فروش رسد؛ اگر کانالوگ کریستیز ٢١ اکتبر پیش رو در دوبى را ملاحظه فرمایید باور خواهید کرد قیمت "مستر پیس‌هاى ایرانى" (شاهکارهاى هنرى ایرانى) در تهران گران‌تر از سایر نقاط دنیاست؛ این خبر مى تواند براى اثبات توانمندى بازار هنر ایران به منطقه یک Good News باشد؛ بدیهى ست بازار داخلى پرقدرت، بزرگ‌ترین پشتیبان براى مارکت بین المللى هنرمندانمان است؛ در عین حال کیست که نداند وجود بازارهاى بین المللى براى هنر ایران واجب‌تر از نان شب است و از اساس پشتوانه بازار داخلى، حضور مستمر در همین حراجى‌ها و آرت فرهاى خارجى ست. این یادداشت همزمان در روزنامه شرق ص ١١ منتشر شده است. انتهای پیام/