سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین : در خلال مراسمی که بعداز ظهر روز پنجشنبه 9 اکتبر (17 مهر ماه) برگزار شد نوبل ادبی پس از گذشت 6 سال به فرانسه بازگشت. پس از "ژان-ماری گوستاو لوکلزیو" که در سال 2008 موفق به دریافت جایزه نوبل شده بود این بار "پاتریک مودیانو" دومین فرانسوی است که در قرن جدید موفق به گرفتن این جایزه شده است. عده‌ای یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های نثر "مودیانو" را جست‌وجو در زمان از دست رفته می‌دانند. او در جهان آن‌چنان شناخته‌شده نیست اما در فرانسه یک نویسنده کلاسیک به حساب می‌آید. گرفتن جایزه توسط مودیانو پیام‌آور این قضیه بود که بر خلاف نظر عده‌ای، ادبیات فرانسه بعد از "کامو" و "سارتر" به پایان نرسیده است. بنابراین هنوز هم می‌شود ادبیات فرانسه را خواند و از آن آموخت. "مودیانو" بر خلاف نظر عده‌ای آنچنان هم در ایران غریبه نیست. اصغر نوری از جمله مترجمان نام‌آشنای ایرانی است که "محله گم‌شده" مودیانو را به فارسی برگردانده است. نوری با ماست تا درباره نوبل 2014، مودیانو و دلایل برگزیده‌شدنش در نوبل امسال صحبت کند:

به نظر شما اعطای نوبل ادبی امسال به "مودیانو" تعجب‌برانگیز نبود؟

نه، البته نه صرفا به این خاطر که جایزه به مودیانو رسید. باید این نکته را در نظر بگیریم که داوران نوبل (که تعداد زیادی هستند و آثار را با دقت بررسی می‌کنند) معمولا به مسائلی توجه می‌کنند که تا حدودی با نظرات مخاطب عام تفاوت دارد. مخاطب عام معمولا آثار کسانی را در ذهن خود کاندید نوبل می‌کنند که آثارشان در کشور مخاطب ترجمه شده باشد. به عنوان مقال آثار موراکامی در ایران ترجمه شده و چند سالی است مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین این نویسنده ژاپنی در ایران و بسیاری از کشورهای دنیا جزو گزینه‌های مورد نظر است. اما فاکتورهای ارزشیابی داوران با فاکتورهایی که مخاطب به خاطرش نویسنده خاصی را مستحق نوبل ادبی می‌داند متفاوت‌اند.

"میلان کوندرا" به عنوان یکی از نویسندگان شناخته‌شده و قابل احترام از دیگر کسانی است که بارها برای گرفتن جایزه مطرح شده اما هرگز موفق به دریافت نوبل ادبی نشده است...

دقیقا. یکی از دلایل اصلی کاندید شدن کوندرا به همین شناخته‌شده‌بودنش باز می‌گردد. او نویسنده مطرحی است. سنت نوبل این‌گونه است که نویسندگان مطرح هر سال به عنوان گزینه مطرح می‌شوند ولی مسائل دیگری برای اعطای جایزه نوبل مد نظر است.

کمی درباره این مسائل صحبت کنید؟

یکی از مسائل مهم تاثیرگذار در داوری که البته توسط داوران نوبل هم کتمان نمی‌شود اوضاع سیاسی- اجتماعی کشور نویسنده است. مویان که از کشور چین موفق به دریافت نوبل ادبی شد فارغ از ارزش‌های ادبی آثارش، به واسطه مسائل سیاسی- اجتماعی چین و گزارشی که او در آثارش از محیط بسته چین مطرح می‌کند انتخاب می‌شود. حتی وقتی در سال 2006 اورهان پاموک از ترکیه این جایزه را به دست آورد علاوه بر ارزش‌های ادبی فروانی که در کارهای پاموک وجود داشت، اتفاقاتی که بین دولت ترکیه و پاموک در سال پیش از اعطای جایزه بر سر آزادی بیان اتفاق افتاد تاثیر خود را گذاشت.

اگر بنا باشد درباره "مودیانو" صحبت کنیم کدام‌یک از این عوامل را که به آنها اشاره کردید در انتخاب او موثر می‌دانید؟

در مورد مودینانو هیچ کدام از مسائلی که تا الان مطرح شد موثر نیست. نه اوضاع سیاسی- اجتماعی فرانسه تاثیرگذار است و نه مودیانو بحث جنجالی خاصی در کارهایش مطرح کرده است. مودیانو از سال‌ها پیش بین فرانسوی‌ها و کشورهای اروپایی به عنوان شانس گرفتن جایزه نوبل مطرح بود. حتی وقتی نوبل را در سال 2008 به "ژان-ماری گوستاو لو کلزیو" دادند این بحث مطرح شد که بزرگترین نویسنده حال حاضر کشور فرانسه مودیانو است پس چرا این جایزه را به لوکلزیو دادند. (با این وجود که لوکلزیو هم نویسنده بسیار بزرگ و قابل احترامی است).

شما به عنوان مترجم یکی از آثار مودیانی تحت عنوان "محله گم‌شده" که اتفاقا از فرانسوی‌ترین کارهای این نویسنده نیز به حساب می‌آید، دلیل اصلی انتخاب مودیانو را چه می‌دانید؟

دلایل اصلی را که باعث شده آثار مودیانو در همه جای دنیا مطرح شود و هم در همه آن کشورها (نه فقط در فرانسه) مودیانو را به عنوان یکی از تراز اول‌ترین نویسندگان حال حاضر جهان به حساب بیاورند، می‌توان این‌گونه مطرح کرد: سبک او در نوشتن خاص است؛ نثری خاص، ساده و در عین حال شاعرانه. سبک او از مدل کلاسیک و جا افتاده نوشتن دوری می‌کند. در کارهای این نویسنده همواره با شخصیتی طرف هستیم که در زمان حال در حال جست‌وجو است و به دنبال رد پای خاطرات گذشته، به دنبال فضا، زمان و حال و هوایی خاص در گذشته و حال می‌گردد. کل رمان (محله گم‌شده) روزمرگی‌های همین شخصیت است که معمولا هم در شهر پاریس اتفاق می‌افتد. از نظر برخی منتقدان فرانسوی مودیانو نوع تازه‌ای از رمان شهری را در کارهایش ابداع کرد. او شهر پاریس را با ذکر تمام جزئیات از جمله ذکر نام همه خیابان‌ها، میدان‌ها، کافه‌ها و ... وصف می‌کند و غریبگی را افزایش می‌دهد.

اگر کتاب "محله گم‌شده" را بخوانید گمان می‌کنید پاریس را می‌شناسید ولی مودیانو با وجود آن‌که شخصیت داستان را در شهر شکل و ارائه می‌دهد ماجراها در ناکجا اتفاق می‌افتند. یعنی هر چقدر شهر را بیشتر به ما معرفی می‌کند شهر برایمان غریبه‌تر می‌شود. تم اصلی کتاب "محله گم‌شده" هم همین است.

شما قبل از این‌که مراسم دیروز برگزار شود حدس می‌زدید مودیانو نوبل ادبی را از آن خود کند؟

از سال 76 تا 80 دانشجوی مترجمی زبان فرانسه بودم. در طی همان سال‌ها با مودیانو و آثارش آشنا شدم. پایان‌نامه کارشناسی‌ام را با کار روی مودیانو نوشتم و بعد از آن به ترجمه آثارش مشغول شدم. از همان سال تا امروز منتظر بودم روزی برسد که مودیانو نوبل بگیرد.

چرا؟

چون رمان‌های او همزمان هم خیلی فرانسوی و هم خیلی جهانی است. کارهایش به لحاظ محل وقوع حادثه به‌شدت فرانسوی است تا آنجا که پاریس به یکی از پرسوناژهای آثار او تبدیل می‌شود. از سوی دیگر رمانش به واسطه پرداختن به مسائلی همچون هویت، جست‌وجوی ریشه‌ها و ... به‌شدت جهانی است. مودیانو همیشه دغدغه پدرش را دارد؛ پدری که با وجود یهودی‌بودن در زمان اشغال کشور فرانسه با نازی‌ها همکاری کرد. یهودی‌هایی که طی جنگ فرانسه وضعیت خاصی داشتند هویت‌شان یعنی یهودی بودن را پنهان کردند. آنها دارند با بی‌هویتی خودخواسته زندگی می‌کنند. بحران هویتی که در کارهای مودیانو وجود دارد حرفی جهانی است و در همه جای دنیا درک و فهمیده می‌شود. به همین خاطر همیشه منتظر بودم روزی برسد که نوبل کارهای مودیانو را ببیند. به علاوه باید این نکته را هم لحاظ کنیم که در خیلی از کشورهای دنیا کارهای مودیانو ترجمه شده‌اند به همین خاطر علاقه‌مندان به ادبیات، مودیانو را می‌شناسند.

انتهای پیام/