سرویس سینما هنرآنلاین: "آتشبس 2 " ساخته تهمینه میلانی در گروه سینمایی فرهنگ به نمایش درآمده است.
محمد نیکبین تهیهکننده فیلم برای اینکه بتواند هر چه زودتر بخشی از سرمایه کار را برگرداند منتظر اکران "آتش بس 2 " در جشنواره سی و سوم فجر نماند.
فیلم داستان زوج جوانی است که عازم سفر خارج از کشور هستند، آنها پس از سالها، مشاور خانواده خود را به طور اتفاقی در فرودگاه ملاقات میکنند و در مدت زمانی که منتظر پرواز هستند، اتفاقات سالهایی از زندگی خود را در مدتی که مشاور در خارج از کشور به سر میبرد مرور میکنند.
بهرام رادان و میترا حجار زوج به ظاهر مدرن "آتش بس 2 " را ایفا میکنند، فیلمی که با مشاوره یکی از متخصصین برجسته ایرانی ساخته شده است و قصد دارد به روابط خانوادگی اشتباه پایان دهد. گفتوگوی هنرآنلاین با تهمینه میلانی درباره تازهترین اثر سینماییاش را بخوانید.
اجازه بدهید، گفتوگویمان را از اولین "آتش بس" آغاز کنیم. وقتی این فیلم در گیشه با موفقیت روبهرو شد، برخی منتقدین مدعی شدند که شما فیلم را از "خانم و آقای اسمیت" با بازی برد پیت و آنجلینا جولی کپی کردهاید، آن موقع درباره این ادعا چه حسی داشتید؟
متاسفانه در کشور ما اینگونه تنگنظریها وجود دارد، اگر "آتشبس" را دیده باشید متوجه خواهید شد که هیچ ارتباطی وجود ندارد.
هندیها برای این که "آتشبس" را بسازند، امتیاز آن را از شما خریدند، این مساله را باید به حساب، انصاف آنها بگذاریم یا دلیل دیگری وجود دارد که ما از آن بیخبریم؟
هندیها قصد دارند، "آتشبس" را نعل به نعل بسازند برای همین فیلمنامه را از من خریدند.
از ساخت فیلم چه خبر؟
تولید را شروع کردهاند و قرار است من و آقای نیکبین قرار است سری به بالیوود بزنیم.
از "آتش بس 2" بگویید؟
این اثر درباره خوشبختی است، ما در اولین "آتش بس" کودک درون را دستمایه قرار داده بودیم من در این سری از فیلمها قصد دارم که آدمها را درباره خودشان به فکر و تعمق وادارم.
علت اینکه آتیلا پسیانی بازیگر نقش مشاور در اولین "آتشبس" در "آتش بس 2" هم حضور دارد، چیست؟
در حال حاضر به دلیل گسست بین نسلها که روز به روز هم به شکل تصاعدی بالا میرود، نسل جوان از پدر و مادر و ریش سفیدهای فامیل، مشاوره نمیگیرند بنابراین در بحرانهای زندگی دچار گرفتاری میشوند "آتش بس 2" به نسل جوان میگوید، اگر تجربه پدر و مادر و بزرگترهای خانواده را قبول ندارید، مشکلاتتان را با مشاوران و متخصصان در میان بگذارید.
مسالهای که من در فیلم روی آن تاکید میکنم این است که نسل جدیدمان برای خودشان قانون گذاشتهاند بر این اساس ما در فیلم این موضوع را نقد کردیم و گفتهایم که جوانان ما دارند راه را اشتباه میروند به عبارت دیگر تعبیرشان از مدرنیسم آن چیزی نیست که در جهان مدرن امروز وجود دارد. ما در تمام قسمتهایی که در باره "آتش بس" ساخته خواهد شد، مشاورانمان را حفظ خواهیم کرد، همانطور که گفتم جوانان ما مشاوره خوبی ندارند و من به نقش مشاور در خانواده خیلی اهمیت میدهم.
این مشاوره جدای از اینکه اشتباهات نسل امروز را به نقد میکشد، حرف اصلیاش چیست؟
اینکه خوشبخت زیستن با قانونهای من در آوردی حاصل نمیشود.
بعد از "آتش بس 2" سراغ قسمت سوم آن خواهید رفت؟
قرار نیست آتش بسها را پشت سر هم بسازم، از طرفی "آتشبس 3" و احیانا "آتشبس 4" درباره زوجها نیست و میخواهم مسایل دیگر اجتماعی را مورد نقد و ارزیابی قرار دهم. یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن اینکه دنبال هم کار طنز ساختن روند دشواری است به گونهای که فیلمنامه "آتشبس 2" بیش از کارهای دیگرم از من انرژی گرفت.
"آتشبس 2 " در رقابت با فیلمهای "آرایش غلیظ"،"خانوم"، "شهر موشها 2" و "خوابزدهها"، قرار دارد، چه گیشهای برای آن پیش بینی میکنید؟
من روی مسائل مالی نظر نمیدهم، اما با اطمینان میگویم "آتش بس 2 " کمتر از قسمت اولش نخواهد برد این فیلم اگرچه به زبان طنز است، اما داستان جدی دارد. بر این اساس معتقدم که مخاطب با فیلم ارتباط خوبی بر قرار خواهد کرد.
اگر قرار باشد "آتش بس 3 " را نسازید، کدامیک از فیلمنامههایتان را میسازید "شهرزاد" میتواند یکی از گزینهها باشد؟
غیر از "شهرزاد"، فیلم دیگری را در مرحله تولید دارم، البته امیدوارم روزی بتوانیم "شهرزاد" را بسازم، حتی به بنیاد فارابی پیشنهاد کردهام از این اثر به عنوان یک کار فاخر حمایت کنند، چرا که پروژه پر خرجی است و من و آقای نیکبین از پس تهیه آن بر نمیآییم. من قرار بود این فیلم را در مراکش بسازم که با شلو غیهای آن کشور مصادف شد، با ترکها هم در اینباره صحبتهایی داشتیم که آن هم به نتیجه نرسید. از نظر من "شهرزاد" ظرفیت یک فیلم بینالمللی را دارد و بر این اساس فعلا کتاب آن چاپ شده است.
نگاه شما به شهرزاد چگونه بوده است؟
در قصه "هزار و یک شب" میخوانیم شاه بیرحمی بوده که زنها را میکشته تا این که شهرزاد دختر وزیر تصمیم میگیرد همسر او شود و برایش قصه بگوید، قصه شهرزاد من دیالوگ بین شهرزاد و شهریار است قصه دو آدم که یکی صدمه دیده و آدم بدی شده است و زنی که با ادبیات به جنگ بیرحمی میرود.
نیلوفر خلیلی