سرویس موسیقی هنرآنلاین: اجراهای جشنواره موسیقی جوان امروز چهارشنبه به پایان میرسد و پنجشنبه با برگزاری مراسم اختتامیه این جشن موسیقایی برگزیدگان جوان خود در سه گروه سنی الف، ب و ج را معرفی میکند.
حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده برجسته موسیقی ایرانی از سال گذشته که این جشنواره دوباره از سر گرفته شد پای ثابت این جشنواره چه در بخش شورای سیاستگزاری و چه در بخش داوری بوده است. او امسال هم حضور پر رنگی در جشنواره داشت و بجز در بخش سازهای سه تار و تار که داور بود در بخش سازهای دیگر هم در سالنها حاضر میشد و حتی با نواختن تمبک با جوانان همنوا شد.
حسین علیزاده سطح کیفی این دوره از جشنواره را بالاتر از جشنواره سال قبل میداند و دلیل این مسئله را تدام فعالیت شورای سیاستگزاری در طول سال میداند. اینکه کسی جشنواره رها نکرده تا سال بعد. جشنواره موسیقی جوان امسال میزبان ۲۵۳ نوازنده و خواننده موسیقی کلاسیک و سنتی بود. سهم موسیقی سنتی ۱۵۳ هنرمد جوان بود و سهم موسیقی کلاسیک ۹۴ نوازنده. البته سه نوازنده کلارینت، ۲ نوازنده ابوا و دو نوازنده گروه سنی الف هم در بخش عود حاظر بودند که این سه بخش به دلیل کم بودن تعداد شرکتکنندگانش به شکل غیررقابتی برگزار شد. این حجم نوازنده که اغلبشان کیفیت بسیار بالایی داشتند و داوران را غافلگیر کردند، اهمیت جایگاه این جشنواره را بیش از پیش تاکید میکند.
با حسین علیزاده که دو سالی است با این جشنواره درگیر است و از بانیان و حامیان معنوی این جشنواره محسوب میشد به گفتگو نشستیم تا از یک سو ارزیابی خود از این جوانان علاقمند را برای ما بگوید از سوی دیگر دیدگاه و نظرگاه خود برای چگونگی تدام این جشنواره بسیار مهم را طرح کند.
آقای علیزاده یکی از نگرانیهایی که درباره این جشنواره وجود دارد رها شدن این همه استعداد تا سال بعد و برگزاری دوره دیگری از جشنواره است. آیا در طراحی و ساختار این جشنواره برنامهای وجود دارد که حداقل برگزیدگان جوان این جشنواره جدای از جایزه مادی و تندیسی که دریافت میکنند، فعالیت موسیقایی و روال آموزشی خود را به شکل درست تری ادامه بدهند؟
در بین خود ما هم این بحثها زیاد بوده است که برای آینده این بچهها چه کنیم. من اخیرا که به شهرهای مختلف ایران سفر کردم. در کنار برنامههای اجرا یک روز را اختصاص میدادیم به ملاقات با هنرمندان آن شهر.
منظورتان همین تور اخیرتان است؟
بله. تعداد زیادی نوازنده جوان در استانهایی که من رفتم هستند که اتفاقا خیلی از آنها در این جشنواره شرکت نمیکنند. یعنی متاسفانه شرایطش را ندارند یا حالا به هر دلیلی پای آنها به این جشنواره نمیرسد. در واقع میخواهم بگویم تعداد نوازندگان جوان سطح بالا در کشور بیش از این تعدادی است که در جشنواره میبینیم. درستتر این است که وقتی کسانی به طور خاص شناسایی میشوند، روی آنها برنامه ریزی شود و آموزشهای تکمیلی برای آنها، به خصوص آنها که از شهرهای دیگر میآیند، تدارک دیده شود.
نه اینکه ما در شهرستانها مدرس خوب نداریم خیلی از این جوانان در منظقه خودشان خیلی خوب آموزش دیدند. ولی اگر امکاناتی در اختیار جشنواره قرار بگیرد، خود جشنواره میتواند بطور منظم برای آنها برنامه ریزهای آموزشی و تخصصی در نظر بگیرد. صحبتهای ما در زمینه نیازمند اختصاص بودجه است. یعنی ما بخشی در جشنواره داشته باشیم که هنرمند تربیت کند. در واقع اگر کسی یک امتیازی به دست میآورد و به رتبه اول یا دوم میرسد، این تنها یک موفقیت مقطعی با دریافت یک جایزه مادی نباشد. گاهی اوقات این مسئله یک شهرت کاذب برای او به وجود میآورد. در واقع اگر راه به او نشان داده شود که چگونه استعداد خود را پرورش دهد و کار را ادامه دهد. این موضوع مستلزم این است که اساتیدی استخدام بشوند و در کنار این جشنواره و نه در ایام برگزاری جشنواره بلکه در طول سال کلاسهایی برای جوانان برگزیده برگزار کنند. شما درست میگویید وقتی برگزیدهها رها میشوند امکان دارد به دلیل کم تجربه بودن با این جایزه دچار غرور شوند و مسیرشان را درست ادامه ندهند. با تمامی اینها هرچه که ما بگویم، بحث تامین بودجه و مسئله توجه اقتصادی به این مسئله اهمیت بسیاری دارد. مثلا رفت و آمد برای بچههای شهرهای دیگر به تهران بالاخره هزینه بر و سخت است اگر به این مسائل توجه شود و شرایطی برای آنها در نظر گرفته شود، این جشنواره محدود به زمان برگزاری نخواهد بود. نکته مهم دیگر در این مسئله پیگیری شما اهالی رسانه هم هست. شما هم میتوانید به این مسئله توجه کنید و در این زمینه تاثیرگذار باشید.
آیا سطح کیفی این جوانان و نوجوانان راضیکننده بود و میتوان آینده خوبی برای آنها در نظر داشت؟
این بچهها تعداد زیادی نیستند ولی میتوان آینده موسیقی ایران را در دستان این بچهها دید. اگر دلگرم باشند و آیندهای برای خودشان ببینند، برای آینده موسیقی ایران خوب خواهد بود. مثلا در بخش سه تار ما از ۱۲، ۱۳ ساله تا بیست ساله داشتیم. بعضی از آنها باورکردنی نبودند. اینکه کسی در ۱۳ سالگی چنین درکی از موسیقی ایرانی داشته باشد، فوق العاده است. چنین استعدادهایی حتما آتیه خوبی دارند ولی به شرط اینکه شرایط هم برای آنها فراهم شود.
آقای علیزاده شما برخلاف سلوک هنریتان که خیلی به تجربه در عرصههای نو معتقد هستید، در آموزش به فهم آکادمیک و حتی شیوههای کلاسیک معتقدید. ارزیابی شما از شرکتکنندگان در جشنواره چیست؟ آیا به شکل درستی آموزش دیدهاند؟
ما امسال بخش بداههنوازی آزاد گذاشتیم تا جدا از مسائل عمومی و کلی این نوازندگان جوان، بخش قریحه و تواناییشان در بداههپردازی را هم ارزیابی کنیم. نکته جالب این است که آن شرکت کنندگانی که آموزش درست تری دیدهاند در بخش آزاد هم بهتر بداههنوازی میکنند. بداهه نوازی نیاز به تکنیک و شناخت دارد. اگر ما به اصول و تکنیک تاکید میکنیم به خاطر اینکه برای اوشناختی به همراه خواهد داشتکه او را نوازنده بهتری میکند. مثل شاعری میشود که مسلط به ادبیات میشود، تاریخ ادبیات را خوب میشناسد و از صنایع ادبی مطلع میشود. حالا میتواند همه آنها را کنار بگذارد شعری بسراید. کسانی که امکانات کمتری دارند و از آموزشهای اصولی درستی بهره نبردند متاسفانه دچار مشکل هستند. اگر ما بر این اصول تاکید میکنیم به خاطر اینکه زیربنای آموختن موسیقی ما هستند و متاسفانه در دست فراموشی هستند. شما به هر فرهنگی نگاه کنید اگر ریشهای وجود نداشته باشد، آن فرهنگ هویت خود را از دست میدهد. هنرمندانی هستند که شاید از نظر آکروباتیک ساز را خوب بنوازنند ولی از نظر محتوایی هیچی ندارند. این بدلیل وصل نبودن به آن ریشههای اصیل است.