سرویس تجسمی هنرآنلاین: نمایشگاه نقاشی خط "مشق نور" واپسین نمایشگاه هنرمند جوان عظیم فلاح است که 40 اثر از وی با مضمون قرآن به نمایش درآمده است. این نمایشگاه تا 11 مردادماه در موزه هنرهای معاصر فلسطین برپاست. این هنرمند تا کنون نمایشگاه های متعددی برگزار کرده است و در جشنواره ای مختلف برنده ی جوایز متعددی شده است. به بهانه برپایی این نمایشگاه گفت و گو این هنرمند جوان را با هنرآنلاین مرور میکنیم.
نمایشگاه اخیرتان با چه رویکردی اجرا شده است؟
این نمایشگاه رویکردی قرآنی دارد و هشت سال طول کشیده تا آن را به این شکل به رشته تحریر دربیاورم. در ابتدا هدف این بود که 114 سوره به صورت مجزا به نمایش درآید اما به دلایلی میسر نشد. زیرا قصد داشتم آثار را در رمضان امسال در نمایشگاهی بزرگتر رونمایی کنم که نهایتا رسید به نمایشگاه فعلی در موزهی فلسطین که نمایش منتخبی از این مجموعه است. این نمایشگاه به سفارش شخص یا مکان خاصی نبوده و ارادت قلبی خودم بود که دوست داشتم این کار را انجام بدهم. هدف از این کار ارادت و علاقه قلبی بود ضمن اینکه در سال 85 دو نمایشگاه هزار و یک بسم الله و هزار صلوات که نمونه کوچکی از این جریان بود را برگزار کردم که هزار صلوات در 14 مرکز سازمان فرهنگی هنری شهرداری برگزار شد.
فکر میکنید نقاشی خط تا چه حد نیازهای بصری یک علاقمند را برآورده میکند؟
اتفاقاً این پتانسیل در نقاشیخط خیلی نهفته است. چرا که نقاشی هنر کاملاً ایرانی نیست مگر اینکه بخواهید مینیاتور یا نگارگری قدیم را در آن جستجو کنید. نقاشیخط با وجود خوشنویسی از هندسه و وجوه ایرانی بهره میبرد و میتواند یک هویت ممتاز برای هنر ایرانی محسوب شود. به این شکل مخاطب عام و مخاطب خاص درگیر این قضیه میشوند. حتی مخاطبان بینالمللی هم این فرم را به درستی درک میکنند چرا که شکل و بوی ایرانی در نقاشی خط قالب است. وقتی نقاشی در مکتب سقاخانه از عنصری به اسم خوشنویسی استفاده میکند یا مجسمههای پرویز تناولی که از حروف و کلمه استفاده میکند، وقتی بزرگانی چون زندهرودی و بعدها افجهای، رسولی و احصایی از خوشنویسی در آثارشان استفاده میکنند نقاشیهایی خلق میکنند که عنصر اصلی و دستمایه آن خط است. حتی مخاطب بینالمللی را درگیر میکند که بتوانند با این اتفاقات و آثار ارتباط بهتری برقرار کنند. کما اینکه در حال حاضر بیشترین استقابل در حراجیها و مجامع بینالمللی آثار نقاشیخط است.
آیا در کارتان به شیوهی مشخصی رسیدهاید؟
تلاشهای بسیاری کردهام تا به این موقعیت که شما میگویید، برسم. به هر حال در طول این سالها که نقاشی خط کار کردهام، تمام تلاشم این بوده که مستقل و صاحب روش باشم و نگاهی متفاوت به این هنر کرده باشم. حالا باید دید در زمان حیات و بعد از آن منتقدان و صاحب نظران چه نگاهی به این تلاشها خواهند داشت. شاید تعداد شرکت در جشنوارهها و جوایزی که بردخام گواه این قضیه باشد که کارم تثبیت شده و امضا شخصی دارد که قاب میشود، اما این امکان نیز وجود دارد که جشنوارهها و جوایز دیدگاه شخصی داوران باشد.
به هر حال خوشنویسی و آمیختن آن با عناصری دیگر میتواند نشانی از هنر ایرانی اسلامی داشته باشد؟ در این مسیر چه گامهایی برای معاصرتر شدن آثارتان برداشتهاید؟
در این راه تلاش و کوشش فراوانی میکنم تا کارهایم امضا دار شود. البته دوست دارم در این راه بیشتر حس و حال قلبیام اعمال شود. در واقع با قلبم پیش میروم. تمام سعیام این بوده که به امضای شخصی در کارهایی برسم، در این راه بیشتر به جای این که به آثار نقاشیخط نگاه کنم بیشتر عکاسی الهام بخش کارهای من بوده، مثل عکاسیهای طبیعت، فضا و کادرهای آن یا ترکیببندی آن چیدمان نقاشی را به من نشان میدهد. برای فرار از این تکرارها و دستیابی به هویت شخصی بیشتر به عکاسی روی آوردم تا هنرهای دیگر. البته عناصر پزوهشی مثل بررسی مکتب سقاخانه که یکی از عناصر آن خط بوده؛ پنجهها، کتل و یا ضریح یا عناصری که در زیارتگاههای ما هستند؛ دست مایه نقاشیهای من میشوند.
کلیت کارم این است که در کنار اینها در آثارم به المانهای دیگر مثل رنگ که دارای نشانهای ایرانی اسلامی باشد میپردازم. یا حتی فرمها که کلیت و انحنای آن مثل بته جقه یا ترکیب رنگبندی آنها که نشانگر انسانها یا فرهنگ قومی ما باشد. به طوری که حتی در نقش و نگارهای پارچههای ایرانی بسیار تحقیق میکنم که به معاصرتر شدن آثارم بپردازم.
هنر قدسی یک امر معنوی است.این اتفاق چقدر در هنگام کار برای شما میافتد؟
خوشنویسی هنری است که بیشتر پیرامون عرفان و قرآن خودی نشان داده است. کتابت اولین اتفاقی بوده که پیرامون قرآن افتاده، بعدها تذهیب، جلد و دیگر اتفاقات هنری صورت پذیرفته است. خوشنویسی اصلیترین هنر قرآنی است، که نقاشی خط هم از این قاعده مستثنی نیست. من در فرهنگی (آذری) رشد کردهام که رعایت اصول مذهبی و معنوی بسیار مهم شمرده میشود، این تربیت سبب شده که هنگام گرایشم به کار هنری این امر معنوی در من ناخودآگاه حضور داشته باشد.
از خطهای خیلی ساده و عمومی در تابلوهایتان استفاده کردهاید. هدفتان از این کار چه بوده است؟
اینکه از نوشتار یا فرم ساده استفاده میکنم دلیل آن بیشتر دیده شدن است. هدف تسهیلگری بوده و از آن جایی که خودم به این در امر هنر اعتقاد فراوانی دارم، کمتر به اجرای فرمهای از قبل تعیین شده و چیده شده در کارم استفاده میکنم. بطور مثال اگر در حال حاضر یک بوم 1 در 1 با داشتن رنگها محدود در اختیار من باشد چه کاری با آنها میتوانم انجام دهم؟ همین امر علت سادهانگاری من در خلق آثارم بوده، و این نبوده که بخواهم در فضاهای کارگاهی یا ورک شاپها به این قضیه نگاه کنم. در همین راستا دستمایه بیشتر کارها شکسته نستعلیق هست که به خاطر هندسه حروفش و انحناها و آن پرتاپها، دست هنرمند بسیار باز است. مثل نون نستعلیق که فقظ به یک صورت نوشته میشود اما در شکسته به چهار صورت اجرا میشود. در این راستا حتی جهت تسهیل گریکمتر از قلم استفاده کردم صرفا جهت اینکه نمیخواستم خودم را در قید و بند فضاهای اندازهگیزی نقطهای و قانونمندی خوشنویسی کلاسیک قرار دهم و فقط اون حال و هوای شکسته را رعایت کردم. "پرتابهای آزاد و رها ". داشتن چنین ذهنیت و فضاهایی منجر به این شده که بیشتر در کارهایم خطوط ساده با درون مایه شکسته نستعلیق را اجرا کنم. در کارهایم با قطره چکان به اجرا پرداختم و با توجه به عدم استفاده از قلم آن اتفاقاتهای پیرامون خوشنویسی مثل مرکببرداری در آن رعایت نشده و مشخصاً آن ظرافتهای خط به معنای کلمه وجود نخواهد داشت. اما فضا، فضای شکسته نستعلیق، پرتابهای قوی و اجرای خوب که در ترکیببندی خوشنویسی هست را وام گرفتهام.
انتهای پیام/