سرویس موسیقی هنرآنلاین// اجرای اپرای "فلوت سحرآمیز" اثر موتزارت گام بلندی در مسیر شکوفایی موسیقی کلاسیک بخصوص هنر اپرا در ایران است. فلوت سحرآمیز به همت گروه اپرای "آیو" از امشب دوم تیرماه 93 در تالار وحدت به روی صحنه می‌رود. گروه اپرای "آیو" متشکل از سولیست های برجسته اپرا، اعضای ارکستر و گروه کر است که پیمان منصوری رهبری آن را برعهده دارد. او و آرا کاراپتیان دو هفته پیش میهمان هنرآنلاین شدند و طی یک گفت و گویی از داستان فلوت سحرآمیز و فراز و فرودهایش گفتند. ماحصل گفت و گوی خبرنگار سرویس موسیقی هنرآنلاین با آن ها در دو قسمت تنظیم شده است. آنچه می خوانید قسمت دوم این گفت و گوست:

مایلم درباره گروه "آیو" بیشتر بدانم. اینکه چگونه و به دست چه کسانی تاسیس شده. همین طور درباره خواننده‌ها و اعضای ارکستر.

پیمان منصوری: گروه "آیو" (AIO) مخفف Austria Iran Opera است. اولین بار آقای کریستین شولتز، رییس دایرکتوری موسیقی انجمن فرهنگی اتریش، بودند که ایده اجرای این اپرا را مطرح کردند. من باید توضیح کوچکی درباره انجمن فرهنگی اتریش بدهم. در این انجمن زبان اتریشی و موسیقی اتریش به صورت رایگان تدریس می‌شود. انجمن یک ارکستر سمفونیک دارد. همچنین گروه خوانندگان که شامل حدودا 30 خواننده سولیست می‌شوند؛ گروه کر به اضافه گروه کر کودکان. مجموعا نزدیک به 250 نفر در قسمت موسیقی انجمن مشغول به کار هستند که موسیقی ایرانی و اتریشی کار می‌کنند. اپرای فلوت سحرآمیز علاوه بر اینکه یک اپرای اتریشی است، محبوب‌ترین اپرای دنیا هم هست.

آرا کاراپتیان: خواننده‌هایی که در این اپرا با ما همکاری می‌کنند بهترین خوانندگان آواز کلاسیک ایران در داخل کشور هستند. همونطور که شاید خودتان اطلاع داشته باشید ما خواننده‌ای که بتواند کار استاندارد ارائه بدهد یعنی هم بخواند و هم بازی کند خیلی کم داریم.

زبان کار آلمانی است؟

آرا کاراپتیان: بله. البته اپرای فلوت سحرآمیز به شیوه زینک اشپیل یعنی ترکیب آواز و دیالوگ نوشته شده؛ ما قسمت‌های آوازی را به آلمانی اجرا می‌کنیم ولی دیالوگ‌ها فارسی هستند؛ به این شکل داستان برای مخاطبان قابل فهم خواهد بود.

آیا داستان فلوت سحرآمیز هم از موتزارت است؟

آرا کاراپتیان: خیر. شخصی به نام امانوئل شیکاندر (Emanuel Schikaneder) این داستان را نوشته و بعد با موتزارت صحبت کرده که این را با کمک هم تبدیل به اپرا کنند؛ یعنی اشعار اپرا را شیکاندر نوشته. این شخص را به عنوان یکی از پراستعداترین هنرمندان زمان خودش می‌شناسند. شیکاندر خواننده هم بوده و در اولین اجرای فلوت سحرآمیز نقش "پاپاگنو" را خوانده.

سولیست‌های کا را معرفی کنید و کمی درباره سوابق شان توضیح دهید.

آرا کاراپتیان: نقش شاهزاده تامیتو را من می‌خوانم. خانم هاسمیک کاراپتیان هم نقش مقابل من یعنی پامینا را می‌خوانند؛ ایشان یکی از اساتید آواز کلاسیک در ایران هستند که خیلی از بچه‌های گروه شاگرد او هستند. نقش زاراسترو را حمیدرضا شعبانی می‌خوانند؛ ایشان در حال حاضر در کشور ایتالیا دوره‌های آواز را می‌گذرانند و آنجا در چندین کار روی صحنه رفتند. نقش زاراسترو را اسماعیل رضایی هم می‌خوانند که ممکن است در اجراهای بعدی جایگزین آقای شعبانی شوند. رضا پورخلیلی نقش پاپاگنو و مونا منوچهری نقش پاپاگنا را می‌خوانند. ندیمه‌های ملکه شب یا همان دامه‌ها به ترتیب دامه 1: طراوت زارعی، دامه 2: غزال سالار بهزادی و شایا زندی، دامه 3: بتینا هوسپیان؛ که خانم هوسپیان حدود 25-26 سال در داخل و خارج از ایران فعالیت داشتند؛ از جمله "رکوییم" موتزات را در تالار وحدت با لوریس چکناواریان کار کردند؛ ایشان مدرس آواز هم هستند. نقش مونوستاتوس را مهدی فهیمی و ملکه شب را خانم آناهیتا حسین زاده می‌خوانند. نقش کشیش 1 را مهرداد طلایی می‌خوانند و نگهبانان هم آرتور گالاستیان و شباهنگ علمیان هستند.

کمی درباره موسیقی این اپرا برای ما بگویید.

پیمان منصوری: فلوت سحرآمیز یکی از معروف‌ترین آثار اپرایی دنیا و معروف‌ترین اثر موتزارت در حوزه اپراست. موتزارت "فلوت سحرآمیز" را همزمان با "ریکوئیم" نوشته و اولین بار با رهبری خودش آن را به روی صحنه برده؛ ولی متاسفانه مرگ مهلت نداد تا عالم‌گیر شدن کار را ببیند چون بعد از درگذشت موتزارت بود که این اپرا با استقبال فوق العاده‌ای در دنیا مواجه شد. این اپرا با زبان ساده مفاهیم عمیقی را بیان می‌کند. موسیقی کار موسیقی زیبا و عمیقی است و موتزارت در خلق این اثر به تکامل هنری خودش رسیده. او توانسته با یکسری المان‌های جذاب موزیکال مفاهیم فوق‌العاده عمیقی را بیان کند. داستان اپرای فلوت سحرآمیز به نوعی درخواب می‌گذرد و سیر حوادت چندان مشخص نیست و شما گاهی ارتباط منطقی بین حوادث داستان نمی‌بینید و این موضوع زیبایی کار را دوچندان می‌کند.

شاید بشود گفت موتزارت در این کار تاحدی نزدیک شده به ادبیات مدرن؛ یعنی مرز میان خیال و واقعیت گاهی وقت‌ها گم می‌شود.

پیمان منصوری: همین طور است. البته موتزارت مفاهیم رئال را با زبانی با بیننده در میان می‌گذارد که بیننده علاوه بر اینکه در اوج لذت قرار می‌گیرد، به دنبال منطق داستان نمی‌گردد.

آیا این موضوع باعث دیرفهم شدن داستان نمی‌شود؟ لااقل برای بیننده غیرحرفه‌ای؟

پیمان منصوری: خیر؛ ترتیب اتفاق‌ها در این داستان به گونه‌ای است که چه بسا بعد از اجرا پرسش‌هایی را در ذهن بیننده ایجاد کند. ولی نهایتا داستان قابل فهم و جذاب است. برای همه اقشار.

به عنوان رهبری که یک سال با این اثر زندگی کرده، کلیت موسیقی فلوت سحرآمیز را چطور توصیف می‌کنید؟

پیمان منصوری: فلوت سحرآمیز اثری است که اکثر رهبر ارکسترهای دنیا آن را اجرا کردند و اکثر خواننده‌ها دوست دارند آن را بخوانند. ما در طول این یک سالی که درگیر پروژه بودیم هرگز احساس خستگی نکردیم و هرچقدر که در کار جلو می‌رویم، زیبایی‌های تازه‌ای را در موسیقی آن کشف می‌کنیم.

آرا کاراپتیان: فلوت سحرآمیز کاری است که هر لحظه از آن زیباست؛ یعنی جایی نیست که برایتان خسته‌کننده بشود و شما بگویید کاش فلان اتفاق بیفتد یا کاش فلان آریا برسد. از اول تا آخرش لذت‌بخش است.

زمان کار چند دقیقه است؟

پیمان منصوری: باید حدود 2 ساعت و 45 دقیقه باشد ولی چون بعضی دیالوگ‌ها کوتاه شدند احتمالا به دو ساعت و نیم برسد، در دو پرده با یک آنتراکت.

آیا برای قسمت‌های آوازی که به زبان آلمانی هستند، ترجمه فارسی به صورت بالانویس تدارک دیده شده است؟

آرا کاراپتیان: ما نمی‌خواهیم تمرکز بیننده برود روی بالانویس. بیشتر ترجیح ما بر این است که داستان را در بروشورها توضیح بدهیم؛ علاوه بر آن چون دیالوگ‌ها فارسی هستند، فکر می‌کنم بیننده مشکلی در درک داستان پیدا نمی‌کند. یک علت فنی هم دارد، اینکه چون ما در دکورهایمان استفاده زیادی از نور و عکس داریم و فقط دو پروژکتور داریم این دو پروژکتور باید در خدمت نور صحنه باشند.

آیا مترجم اختصاصی داشتید؟

آرا کاراپتیان: مترجم ما غزال سالاربهزادی هستند که ترجمه او مورد تایید دارالترجمه برلین قرار گرفته است.

آیا ارکستر پایین قرار می‌گیرد؟

آرا کاراپتیان: بله ارکستر یک پله پایین‌تر از صحنه قرار می‌گیرد ولی پیمان بالاتر می‌ایستد تا خواننده‌ها بتوانند دستش را ببینند؛ چون رهبر اپرا در واقع نقطه اتصال بین ارکستر و خواننده‌هاست.

به عنوان مبحث پایانی می‌خواهم نظرتان را درخصوص موسیقی کلاسیک به طور اعم و آواز کلاسیک به طور اخص در جامعه امروز ایران بدانم و اینکه اجرای اپرایی مثل فلوت سحرآمیز چه تاثیری می‌تواند بر فضای موسیقی کلاسیک ایران داشته باشد.

پیمان منصوری: موسیقی اصولا در ایران حول موسیقی پاپ می‌چرخد، البته در تمام دنیا این وضعیت وجود دارد ولی در ایران شدیدتر است. در موسیقی پاپ نگاه موزیکال عمیقی وجود ندارد و بیشتر بحث بیزینس مطرح است، ولی در موسیقی کلاسیک، افراد واقعا کار هنری می‌کنند و ارائه کار هنری هم سنگین است. زمانی که ما برای شناخت موسیقی خوب بسترسازی می‌کنیم، هدف‌مان این است که این موسیقی اذهان مردم را متعالی‌ کند، موسیقی را رشد بدهد و از همه مهم‌تر، نگاه فرهنگی را رشد دهد. گوش موسیقی به آرامی رشد می‌کند و شما نمی‌توانید از مردم انتظار داشته باشید سریع متوجه یک اثر کلاسیک بشوند. ما باید یک جامعه موزیکال داشته باشیم. جامعه‌ای که بتواند موسیقی کلاسیک را درست پیش ببرد. ما در این زمینه مشکل کمبود آموزش داریم، اما مهم‌ترین آفتی که پیش روی این رشد است، این است که موزیسین‌های ما در ایران نمی‌مانند و می‌روند. موزیسین وقتی به رشد قابل توجهی می‌رسد، به علت کمبود فضای عرضه می‌گذارد، می‌رود. در همین انجمن فرهنگی اتریش عکسی هست مربوط به حدود 10 سال پیش که تعداد زیادی از خواننده‌ها و موزیسین‌ها در آن عکس حضور دارند؛ الان فقط سه چهار نفر از آن افراد در ایران هستند. چنانچه این افراد بمانند و به کار ادامه بدهند خیلی کارهای بزرگی انجام خواهد شد، ولی می‌روند و رفتن‌شان باعث افت موسیقی می‌شود.

در حال حاضر در ایران کنسرت‌های مختلف موسیقی کلاسیک اجرا می‌شود که بیشتر هم در همین تالار وحدت یا رودکی به روی صحنه می‌رود؛ اما آواز کلاسیک در این اجراها خیلی کمرنگ است. چند ماه پیش در تالار وحدت برای نخستین بار "کارمینا بورانا" به طور کامل روی صحنه رفت که قطعات آوازی خوبی داشت، اما به جز استثناها ما خیلی کم شاهد اجرای آواز کلاسیک هستیم. خب مطمئنا کسی جلوی این کار را نگرفته، پس چرا اینقدر ضعف داریم در این بخش؟

پیمان منصوری: اولا ما با مشکل آموزش در آواز کلاسیک مواجه هستیم. البته اساتیدی مثل خانم هاسمیک کاراپتیان چند سالی است که مشغول تدریس آواز کلاسیک هستند، ولی این کافی نیست. ولی مهم‌ترین مسئله این است که وقتی ندانیم چه چیزی قرار است ارائه بدهیم، نمی‌دانیم چطور آن را آموزش بدهیم. اینجا بحث فرق دارد با کارمینا بورانا. هنرمند می‌خواهد اپرا بخواند، نه یک آریا. وقتی اپرا نداشته باشیم، چطور می‌توانیم اپرا را آموزش بدهیم؟ اول باید نقطه هدف را مشخص کنیم، بعد ببینیم از چه راهی و با چه ابزارهایی باید حرکت کنیم. در حال حاضر به همت اساتیدی مثل خانم کاراپتیان ما می‌توانیم یک اپرا را با خواننده‌های 100 درصد ایرانی به روی صحنه ببریم. من مطمئنم بعد از اجرای این اپرا و اپراهای دیگری که در آینده به روی صحنه خواهد رفت، این روند تسریع می‌شود و آموزش هم شکل مشخص‌تری به خود خواهد گرفت.

شاید برای شنونده عام ایرانی این نوع موسیقی جذابیت ندارد.

پیمان منصوری: من مخالفم. موسیقی کلاسیک لزوما مخاطب خاص ندارد. شما وقتی یک قطعه زیبای کلاسیک را می‌شنوید به طور اتوماتیک جذب می‌شوید. همین اپرای فلوت سحرآمیز حتی برای کسانی که یک بار هم اپرا ندیدند می‌تواند بسیار جذاب باشد؛ مخصوصا به علت اینکه بازی و اکت در کار وجود دارد و همین باعث می‌شود ارتباط مخاطب با موزیک بیشتر شود. بازی می‌تواند موسیقی را از حالت انتزاعی خارج کرده، به واقعیت نزدیک کند. اکت باعث جذاب‌تر شدن و باورپذیرتر شدن موزیک می‌شود و با مردم حرف می‌زند.

نظر شما چیست؟

آرا کاراپتیان: الان پتانسیل بالایی در زمینه آواز در ایران داریم؛ صداهای خوب و زیبایی که می‌توانند پرورش پیدا کنند؛ اما موضوع اینجاست که برخورد خوبی با آواز کلاسیک صورت نمی‌گیرد. مثلا خواننده به من می‌گوید من می‌خواهم روی صدایم کار کنم ولی هدفش این است که پاپ بخواند؛ چون آواز کلاسیک را نمی‌شناسد. وقتی یکی دو قطعه برایش می‌خوانم، می‌بیند چقدر جالب است و به این سمت سوق پیدا می‌کند. مشکل بعدی کمبود تبلیغات است؛ اجراهای کلاسیک زیاد است ولی تبلیغ و اطلاع‌رسانی درستی در این زمینه وجود ندارد. سومین مشکل در بخش آواز کلاسیک این است که معلم آواز کلاسیک نداریم و فقط تعداد معدوی هستند. علاوه بر آن معلم‌های آواز در ایران (به جز چند نفر) تکنیک ندارند؛ اساتیدی که آشنایی ندارند به خودشان اجازه می‌دهند آواز کلاسیک تدریس کنند. من رهبران کری را دیدم که سواد آواز ندارند ولی دارند رهبری می‌کنند، صرفا به این پشتوانه که کمی ریتم و موسیقی بلد هستند. این که نشد رهبر کر! رهبر کر باید بلد باشد آواز بخواند و ظرفیت صداها و رِنج صداها را بشناسد.

فقط می‌توانیم امیدوار باشیم که اجرای برنامه‌هایی مثل اپرای فلوت سحرآمیز فتح بابی باشد برای اینکه کارهای بیشتری در زمینه موسیقی کلاسیک اجرا شود و به تبع آن مشکلات آموزشی این عرصه هم رفع شود. سپاسگزارم از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما قرار دادید.

انتهای پیام/

عاطفه بزرگ‌نیا