سرویس موسیقی هنرآنلاین: حمید بهروزی‌نیا، نوازنده تار و سه تار میهمان خبرگزاری هنر ایران (هنرآنلاین) بود. این نوازنده در این نشست کارنامه هنری خود را از کودکی ورق زد و درباره مشکلات نوازندگان و فرهنگ‌سازی در حوزه موسیقی سخن گفت. در ادامه گفت‌وگوی این نوازنده از نظرتان می‌گذرد.

به عنوان سوال اول، چطور شد که موسیقی را انتخاب کردید؟

من از هشت سالگی به خاطر پیشنهاد عمویم حسین بهروزی‌نیا که آن زمان معاون حفظ و اشاعه موسیقی بود به سمت این هنر گرایش پیدا کردم و به کلاس‌های سه تار نزد استاد محمدرضا رحیمی رفتم. بعد از اینکه سه تار را شروع کردم در ابتدا حرکت مضراب زدن به خاطر سن کمی که داشتم برایم سخت بود؛ به همین دلیل عمویم پیشنهاد کرد تا ساز تار را بزنم و گفت اگر بتوانم تار را بزنم می‌توانم سه تار را هم بزنم. یک سالی مرکز حفظ و اشاعه می‌رفتم و بعد زیر نظر عمویم کارم را ادامه دادم زیرا او طبقه پایین خانه ما کلاس آموزشی داشت و ساز عود را تدریس می‌کرد. اول راهنمایی به هنرستان موسیقی رفتم دو سال نزد آقای شجاعی آموزش دیدم. از سوم راهنمایی مدیریت هنرستان تغییر کرد و حسین علیزاده آمد. بعد از اینکه حسین علیزاده آمد محمدرضا ابراهیمی این ساز را به ما آموزش می‌داد. حسین علیزاده استاد با حوصله‌ای بود ولی اوضاع هنرستان آن زمان خیلی بهم ریخته بود. استاد علیزاده شش ماه با جان و دل زحمت کشید ولی بعد از او وضعیت هنرستان کاملا بهم ریخت. حسین علیزاده شش ماهی که حضور داشت تمامی تلاش خود را کرد ولی طی صحبت‌هایی که شد ما متوجه شدیم که شش ماه حقوق اساتید را ندادند و استاد علیزاده بدون حقوق کار می‌کرد. یادم می‌آید کار مهمی که برای هنرجویان انجام داد این بود که دفترچه‌هایی را برای هر کدام از هنرجویان درست کرده بود که هر معلم برای هر درس باید بعد از پایان هر جلسه به هنرجویان نمره می‌داد و من هفته‌ای دو روز کلاس سه تار با آقای ابراهیمی داشتم که این استاد گرامی هر جلسه نمره‌ای را به ما می‌داد و این موضوع به همه هنرجویان کمک کرد. همچنین خود حسین علیزاده هر ماه این دفترچه‌ها را بررسی می‌کرد و اگر نمره هنرجویی کم بود از او می‌خواست تا دلیل آن را بگوید. به نظر من استاد علیزاده تاثیرات مثبتی در هنرستان گذاشت ولی متاسفانه بنا به دلایلی از هنرستان رفت. بعد از آن در عرض سه ماه چندین مدیر عوض شد و هنرستان اصلا ثبات نداشت. به همین دلیل از هنرستان بیرون آمدم و تصمیم گرفتم رشته‌ای را بخوانم که زیاد درگیر درس نباشم و بتوانم موسیقی را ادامه دهم زیرا من عاشق موسیقی بودم. زمانی‌که هنرستان بودم در جشنواره موسیقی فجر سال 1374 شرکت کردم و در رشته تار رتبه دوم را کسب کردم. همچنین سال 1375 رتبه اول را کسب کردم و در این سال چندین برنامه را با برادر محمدرضا شجریان یعنی محمد جواد شجریان در تالار وحدت اجرا کردیم. بعد از آن تار را نزد هوشنگ ظریف ادامه دادم و پنج سال قطعات خودشان و ردیف موسیقی خان را آموزش دیدم. بعد از شش سال کلاس‌های ارشد طهماسبی را رفتم که در آن زمان ردیف میرزا عبدالله را کار کردم. از سال 1381 کارهای گروهی من شروع شد و با گروه‌های تال، اخوان، لوتوس و... کارکردم. در سال 1383 با زنده یاد مهدی رفعتی آشنا شدیم و همکاری ما آغاز شد. حاصل این همکاری‌ها دو آلبوم شد که "همیشه جاویدان" و "خاطره تا خیال" بود. قرار بود امسال هم آلبوم جدید با هم ضبط کنیم که متاسفانه خیلی زود از میان ما پر کشید. همچنین از سال 1384 با پری ملکی آشنا شدم که عضو گروه خنیا شدم و در این گروه به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده فعالیت می‌کردم و برنامه‌های زیادی را در داخل و خارج از کشور اجرا کردیم. مهم‌ترین برنامه ما در فستیوال "مغا" بود که در جنوب فرانسه برگزار شد و برنامه ما مورد توجه قرار گرفت. بعد از آن در سالن اصلی یونسکو برنامه اجرا کردیم. بعد از گروه خنیا به کانادا رفتم ولی نتوانستم آن جا بمانم و برگشتم زیرا همه فکر می‌کنند رفتن عالی است ولی زمانی‌که می‌روی تازه متوجه می‌شوی که همه چیز حباب است. در اینجا کار موسیقی می‌کردم و به جایگاه خودم رسیده بودم به همین دلیل نتوانستم آن جا بمانم. بعد از اینکه برگشتم قطعاتی را ضبط کردم و دو سال ضبط این آلبوم طول کشید و سرانجام آلبوم "فرزند ایران" منتشر شد. یادم می‌آید سینا سرلک گفت دوستی که داریم روی کار تاثیرگذار است به همین دلیل همه جا با هم بودیم و واقعا متوجه شدم که درست گفته است زیرا آلبوم ما مورد توجه قرار گرفت. بعد از آن گروه "لوتوس" را با سینا سرلک تشکیل دادیم و چندین کنسرت برگزار کردیم. همچنین حدود یک سال است که با نوید دهقان و گروه قمر همکاری می‌کنم و مطمئن می‌گویم که او جز جوان‌هایی است که موسیقی ایرانی را حفظ کرده و رنگ عوض نکرده است. همچنین فستیوالی است که از طرف سازمان ملل هر سال برگزار می‌شود و از هر کشوری چند نوازنده دعوت می‌شوند. این نوازندگان بعد از چند روز کار کردن؛ روز پنجم کنسرت خود را برگزار می‌کنند. این کار یک برنامه‌ای در زمینه صلح است و قرار است امسال اوایل مهر در چین برگزار شود که چند سال نیما نیک‌تب رفت و امسال من هم دعوت شدم. امیدواریم بتوانیم صلح را از طریق موسیقی به گوش همه برسانیم.

 

در نوازندگی تحت تاثیر چه اساتیدی بودید؟

زمانی‌که پیش هوشنگ ظریف می‌رفتم در آن زمان تاثیر زیادی از او گرفتم ولی بعدها وارد کلاس آقای تهماسبی شدم تحت تاثیر او و حسین علیزاده قرار گرفتم. همیشه سعی می‌کنم تاثیرات مثبت هر کلاسی را بگیرم و در نهایت به آن‌چه که در ذهنم است برسم. یک نوازنده حرفه‌ای باید بتواند مانند نوازندگان دیگر ساز بزند اما کاری که ارائه می‌دهد کار خودش باشد و تقلید از روی دیگران نباشد. یعنی از همه تاثیر بگیرد ولی در نهایت مهر خودش را بر کارهایش بزند.

شما هم آهنگساز هستید و هم نوازنده، یک آهنگساز با یک نوازنده چه تفاوت‌هایی دارد؟

خیلی‌ها هستند که فقط آهنگساز خوبی هستند و خیلی‌های دیگر فقط نوازنده هستند. من فکر می‌کنم آهنگسازی غریزی و مانند شعر است و هر اتفاقی می‌تواند در آهنگسازی تاثیر بگذارد. من فکر می‌کنم آهنگسازی باید در ذات آدم باشد ولی در نوازندگی استعداد و پشتکار حرف اول را می‌زند. مثلا در آلبوم "سفری تا روشنایی" اولین قطعه ره آغاز است و اولین بار که آن را ساختم دوست داشتم فضا با بربط شروع شود و با همراهی بربط و تار ادامه یابد و با ساز بربط تمام شود که سازهای کوبه‌ای این دو ساز را همراهی کنند. من آن زمان با عمو صحبت کردم و دوست داشتم با او این اثر را کار کنم زیرا عاشق نوازندگی او هستم. نوازنده‌ای که به من پیشنهاد کرد یاسمن شاه‌حسینی بود. برای این آلبوم یک داستان ساختم که این اثر با ره آغاز شروع می‌شود و در پایان باید به روشنایی برسد. من با آهنگسازی بیشتر ارتباط برقرار می‌کنم البته این حس تغییر می‌کند و گاهی با نوازندگی خودم ارتباط برقرار می‌کنم. بهتر است بگوییم این حس تغییر می‌کند. با اینکه ریتم زندگی‌ها تند شده است ولی با اینکه ریتم آلبوم "سفری تا روشنایی" کند و آرام بود همه با این آلبوم ارتباط برقرار کردند. به نظرم مخاطبان به دنبال حیاط خلوتی هستند تا همه چیز را به صورت آرام درک کنند در نتیجه آهنگسازی من در این اثر حس دورنی‌ام بوده است.

 

آهنگسازی شما وابسته به مکتب خاصی است؟

آهنگسازی من وابسته به مکتب خاصی نیست زیرا آهنگ‌سازی مانند مهر هنرمند است. آهنگسازی از وجود آهنگساز نشات می‌گیرد و از ذات هنرمند می‌آید. همان طور که قبلا گفتم آهنگسازی غریزی است و زمانی‌که آموزش می‌دیدم قطعاتی که اجرا کردم و... همه در روحیه و ذهنم تاثیر می‌گذاشت ولی آهنگسازی من وابسته به کسی نیست.

ارزیابی شما از وضعیت موسیقی در ایران چیست؟

موسیقی ما مانند همه چیز در هر دهه‌ای تغییر می‌کند همان طور که موسیقی دهه 60 با موسیقی دهه 50 کاملا با هم فرق می‌کند. به هر حال تمام مسائل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... روی موسیقی تاثیرگذار است زیرا کسی که در حال خلق هنر است با شرایط موجود در جامعه زندگی می‌کند و همراه مردم است به همین دلیل همه چیز بر موسیقی تاثیر می‌گذارد که این تاثیرات گاهی مثبت و گاهی منفی است. موسیقی امروزه با توجه به شرایط جامعه امروز است و ما نمی‌توانیم بگوییم نسبت به گذشته بهتر یا بدتر شده است. البته هنرجویانی که امروز کار می‌کنند شرایطشان نسبت به گذشته خیلی بهتر شده است زیرا زمانی بود که خیلی‌ها ساز را نمی‌شناختند و منابع یادگیری کمتر بود. الان همه چیز در اختیار هنرجو است. زمانی‍ که همه چیز برای یک نفر مهیا شود آن فرد قدر چیزی که دارد را نمی‌داند به همین دلیل آثار امروزی از نظر کیفیت کمی پایین‌تر است زیرا قدر آن چیزی را که داریم نمی‌دانیم و نمی‌توانیم به بهترین شکل از آن استفاده کنیم. در زمان قدیم اساتید کم بود ولی هنرجویان با جان و دل کار می‌کردند ولی امروزه اصلا این طور نیست به راحتی آموزش می‌بینند ولی اصلا تلاش نمی‌کنند. به نظر من فرم نوازندگی از نظر تکنیکی نسبت به گذشته بهتر شده است ولی یک مقدار از ردیف سنتی دور شده‌ایم و نباید به این فکر کنیم که مردم حوصله آواز ندارند در حالی‌که ما باید از ردیف موسیقی استفاده کنیم؛ زیرا موسیقی ما بسیار غنی است و حیف است که به دست فراموشی سپرده شود. خیلی‌ها در کنار سازهای ایرانی یک گیتار و یا یک ویولن سل می‌گذارند و می‌گویند این موسیقی مدرن است در صورتی‌که اصلا ربطی ندارد و به این نوع موسیقی تلفیقی نمی‌گوییم و ما می‌توانیم به کمک سازهای ایرانی تغییراتی در ریتم به وجود آوریم و موسیقی را برای شنونده جذاب کنیم.

چگونه می‌توانیم در حوزه موسیقی فرهنگ سازی کنیم؟

مشکل اصلی ما این است که نمی‌دانیم موسیقی حلال است یا حرام! با حمیدرضا نوربخش صحبت کردم و خانه موسیقی در حال فعالیت‌هایی است و می‌خواهد با حوزه علمیه قم ارتباط برقرار کند تا مشکلات این حوزه کمتر شود. خوشبختانه کسانی که مدیر حوزه موسیقی شدند از جنس ما هستند به عنوان مثال پیروز ارجمند از نزدیک با موسیقی آشنا است و مشکلات موسیقی را می‌شناسد به همین دلیل سعی می کند مشکلات را برطرف کند. همچنین علی مرادخانی از جنس موسیقی است. من فکر می‌کنم یک نفر به تنهایی نمی‌تواند روی موسیقی تاثیر بگذارد در نتیجه باید دست به دست هم دهیم تا مشکلات برطرف شود. تا زمانی‌که به جای ساز گل و بوته نشان دهند و تا زمانی‌که مردم فرق تار و سه تار را ندانند مشکلات برطرف نمی‌شود و اوضاع بهتر نمی‌شود. همچنین بسیاری از بانوان، هنر دارند ولی جایی برای ارائه هنر خود ندارند به همین دلیل این مشکلات باید ریشه‌کن شود تا شاهد رشد موسیقی باشیم. خیلی سخت است که زحمت بکشیم ولی نتوانیم از هنرمان استفاده کنیم.

متاسفانه امروزه خیلی‌ها معتقد هستند که خواننده نسبت به نوازنده در اولویت قرار دارد به نظر شما مهم‌ترین مشکلات نوازندگان امروزی چیست؟

مشکل نوازندگان ما این است که هرکسی برای اینکه یک ساز را یاد بگیرد چندین سال تلاش می‌کند و زمانی می‌رسد که دوست دارد که هنر خود را ارائه دهد به همین دلیل جامعه باید آن را به مردم معرفی کند ولی این اتفاق صورت نمی‌گیرد. همچنین هفتاد میلیون جمعیت داریم ولی یک آلبوم فقط دو هزار تا نسخه چاپ و منتشر می‌شود و این واقعا مسخره است. این مسئله درد است و گاهی حتی همان چند هزار تا هم خریداری نمی‌شود. متاسفانه هنرمندان اسپانسر ندارند و شرکت‌های انتشاراتی با هنرمندان راه نمی‌آیند و اگر آلبوم بی‌کلام باشد طوری برخورد می‌کنند که هنرمند پشیمان می‌شود. همچنین حتی بزرگان موسیقی هم می‌گویند که از آثار بی‌کلام استقبال نمی‌شود و بهتر است منتشر نشود. متاسفانه اگر بخواهیم اثری را ضبط کنیم و خواننده به نام و مردمی نباشد شرکت‌ها آن اثر را قبول نمی‌کنند و این برای جامعه ما خیلی بد است. چند نوازنده داریم که واقعا استعداد دارند ولی چون شناخته شده نیستند نمی‌توانند کار کنند. کسی که دوران آموزش را تمام می‌کند بستر مناسبی برای ارائه آثارش ندارد و این برای همه نوازندگان زجرآور و سخت است.

 

جامعه امروز ما تا چه اندازه نیاز به موسیقی جدید و نو دارد؟

گروه‌های مختلف از موسیقی جدید استفاده می‌کنند که کاملا از موسیقی اصیل ایرانی فاصله گرفته است به عنوان مثال در موسیقی پاپ کارهایی که ارائه می‌شود اصلا با موسیقی سنتی هم‌خوانی ندارد و فاصله زیادی با هم دارند. فکر می‌کنم موسیقی سنتی دچار دوگانگی شده است. خیلی‌ها با اضافه کردن چند ساز کلاسیک اسم موسیقی خود را موسیقی نو گذاشته‌اند در صورتی‌که این دیدگاه اشتباه است و همه ما باید روی اصول پیش رویم. من با آلبوم "سفری تا روشنایی" متوجه شدم مردم هنوز پذیرای موسیقی آرام و سنتی هستند فقط باید آن را در قالب درست ارائه دهیم. موسیقی باید با توجه به شرایط زندگی امروز ارائه شود تا مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.

آینده موسیقی را چطور می‌بینید؟

آینده موسیقی بستگی به شرایط جامعه دارد و کسانی‌که در راس موسیقی قرار دارند آدم‌های مثبتی هستند و می‌توانند بستر مناسبی را برای فعالیت هنرمندان فراهم کنند. امیدوارم مشکلات برطرف شود و اگر اتفاقات بدی رخ ندهد آینده موسیقی خیلی خوب است. همچنین سخت گیری‌ها در مورد گرفتن مجوزها باید برداشته شود زیرا در موسیقی سنتی این سخت گیری‌ها لازم نیست و بارها دیدم که حتی شعر کهن هم مجوز نگرفته است در نتیجه اگر همکاری‌ها بیشتر شود موسیقی جایگاه اصلی خود را پیدا می‌کند.

چه برنامه‌هایی برای آینده دارید؟

قرار است به همراه گروه تال در تهران و شهرستان‌ها به صحنه رویم که هم‌اکنون در حال تمرین با اعضای گروه هستیم. همچنین در حال ضبط آلبوم جدیدم هستم که این اثر موسیقایی به زودی روانه بازار موسیقی می‌شود. اشعار این اثر از سیمین بهبهانی، ابتهاج و فریدون مشیری است و امیدوارم زودتر به اتمام برسد. با گروه لوتوس هم برنامه‌هایی داریم و قرار است کنسرت‌هایی را برگزار کنیم که به محض آمدن سینا سرلک این کنسرت‌ها برگزار می‌شود. همه ما دغدغه کاری داریم و دل نگران فردا هستیم به همین دلیل همیشه به دنبال ارائه کارهای جدید هستیم.