به گزارش هنرآنلاین// جشنوارههاى فجر به ویترینى شیک براى روزهاى خاص انقلاب درآمده و حتى در برهههایى توفیق یافت نگاههاى بینالمللى را به سوى خود جلب کند، هر چند که بعدترها به طور بسیار طبیعى، کارکرد این جشنوارهها فراى آن گرامىداشت مورد توجه قرار گرفت و به محل سنجش روند صعودى یا نزولى هر یک از هنرها بدل شد، امرى که این روزها محل مناقشه اهل نظر است:
١- ناگفته پیداست جشنواره هاى فجر مولود دهه فجر ، روزهاى پیروزى انقلاب اسلامى ست ؛ انقلابى که همچنان صفت " فرهنگى " را با تاکید، همراه خویش دارد به درستى رویدادهاى بین المللى هنرى را در همین هنگامه تدارک دیده است تا روح فرهنگى خویش را به دنیا معرفى کند؛ هر چند که در ادامه راه با آمد و شد مدیرانى با ١٨٠ درجه اختلاف سلیقه این جشنوارها دستخوش فراز و نشیب هاى گاه عجیب و غریب شدند.
٢- جشنواره فیلم و تئاتر فجر ٣٢ سال است دوشادوش هم پیش رفته اند و ٢٩ سال است موسیقى به عنوان سومین قل این رویدادها سه دهه است روزهاى دوازدهم تا بیست و دوم بهمن را قروق کرده اند؛ البته با این توضیح واضحات که در این فرایند ، همزمانى با ماههاى خاصى نظیر محرم و صفر و رمضان و نیز گاهى نظر مسئولین وقت ، زمان برپایى یکى دو تا از این جشنواره ها پس و پیش شد تا به اصطلاح رویدادها یکدیگر را هم پوشانى نکنند و هر یک در قابى مستقل دیده شوند ، مثل امسال که تئاتر همین پنج روز دیگر ، ٢٤ دى از راه مى رسد و براى موسیقى باید تا ٢٤ بهمن صبورى فرمایید اما سینما باز هم مثل همیشه ، قرص و محکم در همان دهه فجر به دیدار انبوه مخاطبانش خواهد آمد هر چند که در این سالهاى اخیر ، آن صف هاى طویل پیش روى گیشه هاى سینما به یک خاطره دور ، بسیار دور ، تبدیل شده است ؛ شاید این دلتنگى براى صف هاى طولانى به آرزویى مالیخولیایى شبیه باشد و بنده را در نظر شما خواننده عزیز چیزى توى مایه هاى خود آزار جلوه دهد اما واقعیت اینست که صف اگر براى هر چیزى نفرت آور و توهین آمیز تلقى شود ، براى برخى امور لذت بخش است ؛ مثلا صف ایستادن براى تماشاى یک اثر هنرى غرورآفرین است زیرا از فرهنگ والاى یک ملت حکایت مى کند....بگذریم ، تجسمى فجر و شعر فجر نوآمده ها به این وادى اند ، آنها در روزگارى به این قافله هنرى علاوه شده اند که بسیارى از اهل نظر بر این رایند که به کل ، جشنواره هاى فجر نیاز به بازنگرى اساسى دارند و برخى نیز مى گویند فجرها از ذات و روح اولیه شان به دور افتاده اند؛ در این میان ، به خصوص این یکى دو سال اخیر ، موج انتقادات دامان جشنواره تجسمى فجر را گرفته و کیفیت پایین آثار ارائه شده در آن ، لقب جشنواره هنرجویى به آن اطلاق نموده که زیبنده پسوند فجر نیست لذا برخى منتقدند وقتى سه دهه جشنواره هاى فجر ارزیابى کیفى نشده چرا قل هاى تازه اى به آن افزوده مى شود که از اعتبار اسمى آن کاسته شود!
٣- برخى معتقدند جشنواره هاى فجر باید بازتاب دهنده اهداف انقلاب باشند و چنانکه از نامشان بر مى آید صرفا آثارى را نمایش دهند که ارزش ها یا دستاوردهاى انقلاب را یادآورى مى کنند ؛ اما برخى دیگر ، این زاویه نگاه به جشنواره هاى فجر را اولیه و ناشدنى مى دانند به خصوص در عرصه اى مثل سینما ؛ این عده که شمارشان در اکثریت است ارزش هاى انقلاب را همان ارزش هاى بلند و آسمانى مى داند که در ذات انسانى ریشه دوانده و به طور طبیعى در هر اثر هنرى بازتاب مى آید؛ آنها به وجه عملى آن نیز اشارتى دارند که در تمام این ٣٤ سال مگر چند فیلم و البته تئاتر و موسیقى برازنده در باب انقلاب ساخته شده که حالا کل یک جشنواره بین المللى را بر پایه آن بنا کرد؟
٤- جشنواره فجر یک حسن بزرگ دارد و آن اینکه جامعه ایرانى که ترجیح مى دهد تلویزیون ( کدام شبکه اش بماند) را جایگزین همه هنرها و اوقات فراغتش کند ، کمى تا قسمتى نام برخى هنرها به گوشش مى رسد و چه بسا ممکن است سرکى هم به آن بکشد؛ البته این فرض بنده است و ممکن است وقتى به آمار مراجعه شود ، معلوم شود همان ها که همیشه پاى سینما و تئاتر و کنسرت رفتن دارند ، جور جشنواره ها را هم مى کشند!
٥- جشنواره فجر به یک برند ایرانى بدل شده است ، باید قدر این سه دهه استمرار را دانست ؛ همچنان این ویترین هواخواهان بسیار دارد و از این سرمایه ملى باید مراقبت نمود ؛ راهکار این مهم " استاندارد سازى " و در نظر گرفتن آموزه هاى جهانى در زمینه برگزارى جشنواره هاست ؛ اولین قدم اما شنیدن نقدهاست .
لازم به یادآوری است این یادداشت روز پنجشنبه 19 دیماه در روزنامه "6 و 7 همشهری" به چاپ رسیده است.
پایان پیام/