به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی گروه سینمایی هنر و تجربه رضا سخایی در خصوص ایده فیلم گفت:ماجرا مربوط به سال ۹۶ است و قصه ان کاملا واقعی و حاصل گفتگوی من با یک خانمی بود که یک شب در راه سوار ماشین من شد اتفاقی که درباره این فیلم رخ داد، شاید در سینمای ایران کمسابقه بود. برای نخستین بار، من آگاهانه تصمیم گرفتم بدون پروانه ساخت فیلم را بسازم. البته نه با نیت ساخت یک فیلم زیرزمینی، بلکه با این باور که این فیلم باید ابتدا ساخته شود و سپس پروانه آن گرفته شود. دلیلش این بود که وقتی فیلمنامه را روی کاغذ میخواندید، یک برداشت داشتید، اما هنگام اجرا اتفاق دیگری رخ میداد. چون در اجرا، حس و حال، شیرینی و فضای واقعی کار را میبینید. حتی ما هنگام فیلمبرداری، بر اساس اتفاقات و شرایطی که پیش میآمد، تغییراتی در کار ایجاد میکردیم. یک اتفاق جالب دیگر هم این بود که ما فیلم را گرفتیم و حدود یک ماه بعد، یکی از دوستان که تدوینگر بود، پیشنهاد داد اپیزود دوم را بازنویسی کرده و دوباره بسازیم و این کار انجام شد. به همین دلیل، همچنان باور داشتم که مسیر درستی را انتخاب کردهایم و بهترین راه همین بود که اول فیلم باید ساخته شود و بعد پروانه آن اخذ شود.
وی در خصوص چالشهای تهیه فیلم گفت:در حین ساخت، دو تهیهکننده رسمی کاملاً در جریان پروژه بودند. اما پس از پایان تدوین، متأسفانه اتفاقاتی ائسط برخی افراد رخ داد که این فیلم هفت سال امکان اکران پیدا نکرد در حالی که برخی تصور میکنند این فیلم را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف کرده بود، اصلاً چنین نبود. دو سال پیش خودم برای اکران این فیلم وارد عمل شدم و در نهایت با همکاری آقای شاهسواری و دکتر زندی کار را پیش بردیم. واقعا بسیار خالصانه همکاری کردند. من با صداقت میگویم، حتی یک فریم از فیلم کم نشد و تهیهکنندگی را به نام خودم ثبت کردند. اما من برای اینکه عدالت حرفهای را رعایت کنم آقای کوشا دهقان و آقای سعید هاشمی که تهیهکننده رسمی و دارای سابقه هستند، معرفی شدند.
وی با اشاره فضا و قصه زنانه فیلم گفت : این فیلم زنانه است. قهرمان فیلم یک زن است و من فراتر از بحث زن و مرد، درباره شخصیت صحبت میکنم. در این فیلم چندین شخصیت داریم که در طول داستان دچار تغییر میشوند.اما قهرمان این فیلم یک زن است. این فیلم با یک نگاه عاشقانه ساخته شده است. این فیلم یک قصه دارد و قصهاش را روایت میکند و اساسا به این فکر نکردم که نگاه آن مردانه است یا زنانه چون مسئله یک فیلمساز این است که قصهاش را روایت کند.
سخایی با اشاره به تجربیات و زحماتی که دستیاران کارگردان و برنامه ریزان فیلم افزود : متاسفانه تفکری غلط در بخشی از تولید در سینما وجود دارد که ریشه در سود جویی است این طر ز فکر مخالف جدی این است که دستیاران کارگردان و عوامل برنامهریزی، بخواهند فیلمساز شوند و دلیلی این است که ما میتوانیم با هزینههای کمتر فیلم بسازیم. چون تجربه داریم؛ اما آنها متخصص هزینه کردن هستند و این موضوع برایشان آزاردهنده است.
وی با تشکر از گروه سینمایی هنرو تجربه و اکران این فیلم در این گروه گفت : از روز اول، باورم این بود که فیلم باید با رویکرد هنر و تجربه ساخته و در همین گروه اکران شود، اما هنر و تجربه به معنای کار غیرحرفهای نیست؛ بلکه ساخت فیلم با یک تجربه حرفهای است .
توماج نورایی یکی از نویسندگان فیلمنامه فیلم نیز گفت : واقعیت این است که همانطور که رضا سخایی گفت، همهچیز بر اساس اتفاقی که برای خودش افتاده بود و صدایی که ضبط کرده بود، شکل گرفت. در ابتدا یک لاگلاین نوشته شد و بعد از آن، فیلمنامه گسترش پیدا کرد. قصه به سمتی رفت که از همان مرحله، بازیگران را انتخاب کردیم و تمرینها آغاز شد؛ تمرینهایی که در واقع خود رضا با دوستان انجام داد و در همین حین نیز دیالوگها نیز نوشته میشد تا دیالوگها از جنس آدمهای قصه و البته بازیگرانی که به آنها جان میدادند باشند و به فضای رئالیته نزدیک تر شویم. اما جدای ماجرای آن خانم، باقی ماجرا، درامی بود که ما به قصه اضافه کردیم. در واقع فقط بخش مربوط به نسیم ادبی، متعلق به روایت همان خانم است؛ البته همان بخش را هم با افزودن جزئیاتی گسترش دادیم.
وی در ادامه افزود: ما در این فیلم درباره یک طبقه خاص صحبت می کنیم طبقه ای که ادبیات، نوع نگاه و شیوه زیست خاص خودش را دارد. تا زمانی که به آنها نزدیک نشوید و بهعنوان یک انسان از مرزهای زندگیشان عبور نکنید و کنارشان نباشید، واقعاً امکان ندارد بتوانید چیزی از این طبقه دریافت کنید.
وی درباره زنانه یا مردانه بودن نگاه حاکم بر فیلمگفت : باید بگویم که فیلم، انسانی است. از آنچه بر اساس سواد و آگاهی خودم در این زمانه آموختهام، انسانیت مرز جنسیتی ندارد. البته هر انسانی یک بخش زنانه و یک بخش مردانه در وجود خود دارد؛ قصه ما هم همینگونه است. زنان این قصه، در بستر مسئله سلطه و سلطهپذیری قرار دارند. در واقع، این آدمها، حتی علیه نویسنده و علیه متن نیز شورش میکنند. وقتی شخصیت دختر اسلحه را برمیدارد، در حقیقت علیه کسی شورش میکند که به خانوادهاش سلطه پیدا کرده است دختر از همان نسلی است که امروز با آن روبهرو هستیم؛ نسلی که در حال طغیان است و به دنبال یک رنسانس میگردد؛ نسل دهه هشتاد و نسل «زد». این دختر متعلق به همان نسل است؛ نسلی که علیه سلطهپذیریای که خانوادهاش را در انقیاد قرار داده، از مادرش گرفته تا دیگر اعضای خانواده، شورش میکند .
آنتونیا شرکا منتقد سینما نیز گفت : زمانی که برای نخستین بار فیلم را در مراسم رونمایی دیدم، به یاد فیلم «ده» از عباس کیارستمی افتادم هرچند که فیلمساز صادقانه اعلام کرده فیلم ده را ندیده است اما فیلم ضابط بر همان الگوی پیش میرود. الگوی کار به این صورت است که دو نفر سوار یک ماشین هستند و تمام ماجرا در داخل ماشین اتفاق میافتد. در این فیلم، بحث شب اهمیت بسیار زیادی دارد. شب، در واقع خود به نوعی یک کاراکتر است؛ شب و شبهای شهر که میتوانند بهویژه برای زنان، که به هر حال بیدفاعتر هستند، بسیار تهدیدکننده باشند. این میتواند کابوس هر زنی باشد که شبی بیرون از شهر، در محلهای خلوت یا کنار جاده، ناگهان مجبور شود برای فرار از دست یک ماشین دیگر، خودرویی را متوقف کند و همین تهدیدها او را وادار کند که سوار یک ماشین غریبه شود.
شرکا ادامه داد : من این فیلم را چندان زنانه نمیبینم؛ بلکه برعکس، آن را بسیار مردانه میدانم. نه از این جهت که دغدغه زنانه ندارد، بلکه با وجود اینکه شخصیتهای اصلی که تقریباً دو سوم فیلم را تشکیل میدهند زن هستند فکر میکنم تصویری که از زن در این فیلم ارائه میشود، در نهایت دافعهبرانگیز است. وقتی این زنها را میبینیم، با دو زن پرخاشگر، عصبی و هیجانی مواجه هستیم که نمیتوانند رفتارهای خود را مدیریت کنند و مدام فریب میخورند. این ویژگیها بیشتر به چشم میآید تا اینکه آنها را زنانی ببینیم که واقعاً آسیبدیده، قربانی و نیازمند حمایت هستند. این جنبه برای من برجستهتر است و روی ایجاد نشدن حس همدلی با زنان قصه تاثیر میگذارد.
شرکا ادامه داد : از نظر من یکی از ویژگیهای مثبت فیلم این است که آدمهای قصه در طول داستان به شخصیت تبدیل میشوند. با توجه به اینکه فیلم عمدتاً از پلانهای دونفره یا تکنفره در داخل ماشین تشکیل شده، این خطر وجود داشت که اثر خستهکننده شود، اما چنین اتفاقی نمیافتد. فیلم تعلیقهای خود را حفظ میکند و در هر بخش با یک حقیقت تازه روبهرو میشویم؛ نوعی تعلیق و سوسپانس ایجاد میشود که مخاطب را کنجکاو میکند بداند بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. از سوی دیگر، این امکان را نیز به تماشاگر میدهد که خودش قضاوت کند و با خود بسنجد اگر در چنین موقعیتی قرار میگرفت، چه واکنشی نشان میداد .
شرکا با اشاره به اینکه جمله «این فیلم واقعیت جامعه است» دیگر بهتنهایی برای دفاع از یک فیلم کافی نیست افزود معمولاً وقتی فیلمهای اجتماعی، از جمله همین فیلم، مورد نقد قرار میگیرند، گفته میشود که این اتفاقها در جامعه واقعاً رخ میدهد، این آدمها واقعیاند و این کنشها و واکنشها نیز واقعی هستند. بله، واقعیت همین است؛ اما واقعیت را میتوان از زاویههای متفاوت روایت کرد. منِ زن ممکن است آن را به یک شکل تعریف کنم و یک مرد به شکلی دیگر.
وی ادامه داد : منظور من این نیست که اگر در فیلمی شمشیری به دست یک زن بدهیم و او را به یک شخصیت قلدری تبدیل کنیم که بجنگد، بگوییم «چه زن قوی» یا «چه فیلم خوبی». منظورم اصلاً این نیست. واقعیت این است که زنانی مانند شخصیتهایی که در این فیلم میبینیم، در جامعه وجود دارند و تعدادشان هم کم نیست. همانطور که ایده اولیه فیلم نیز از یک اتفاق واقعی گرفته شده و ساخته ذهن کارگردان نبوده است. اما من معتقدم هر فیلمی یک نگرش و یک نگاه پشت خود دارد و همین نگاه است که زنانه یا مردانه بودن فیلم را تعیین میکند؛ نه اینکه اگر زنان ضعیف را نشان بدهیم، فیلم ضدزن باشد یا اگر مردان قوی را نمایش دهیم، فیلم مردانه محسوب شود. مسئله به این سادگی نیست.
شرکا با اشاره به اینکه فیلم ضابط یک فیلم فرمالیستی قابل دفاع است افزود : شخصیتپردازی دارد، به اندازه کافی تعلیق ایجاد میکند، ریتم مناسبی دارد، خستهکننده نمیشود، به فضای شبانه شخصیت میدهد و با اینکه یک فیلم جادهای و ماشینی است، توانسته در مدت بیش از یک ساعت، با نماهای محدود داخل خودرو، مخاطب را خسته نکند. اینها همه از نقاط قوت فیلم هستند.
در پایان این نشست مخاطبان سوالات خود را از مهمانان پرسیدند و رضا سخایی کارگردان فیلم با یادی از رضا داودنژاد بازیگر فقید سینما و تلویزیون ،نمایش این فیلم را به او تقدیم کرد.