به گزارش هنرآنلاین به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، آیین ویژه بزرگداشت زنده‌یاد عباس کیارستمی، سینماگر برجسته و چهره ماندگار فرهنگ و هنر ایران، با عنوان «عباس کیارستمی: آن‌سوتر از مرزها»، به همت اندیشه دیپلماسی ملل، هم‌زمان با آغاز به کار رسمی دپارتمان دیپلماسی هنری، با همکاری موزه سینمای ایران، با حضور فاطمه محمدی، مدیر موزه سینمای ایران، سیف‌الله صمدیان، عکاس و فیلم‌ساز، ابراهیم حقیقی، مدیر هنری و طراح گرافیک، شادمهر راستین، فیلم‌نامه‌نویس، سیدمحمد بهشتی، مدیر فرهنگی، سیدمحمدعلی سیدحنایی، رئیس اندیشکده دیپلماسی ملل، رایزن‌های فرهنگی کشورهای ژاپن، ایتالیا، ترکیه، قزاقستان، لبنان، انگلیس، مالزی و رومانی و همچنین اصحاب رسانه، پنجشنبه، ۲۵ تیرماه۱۴۰۵، در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد و مدیریت این نشست را بهناز شیربانی بر عهده داشت.

این برنامه سه بخش داشت که در بخش نخست، رایزن‌های فرهنگی کشورهای ژاپن، ایتالیا، ترکیه، قزاقستان، لبنان، انگلیس، مالزی و رومانی از موزه سینمای ایران بازدید کردند و در بخش دوم، فیلم سینمایی «زیر درختان زیتون» ساخته عباس کیارستمی برای حاضران پخش شد و در بخش پایانی، فاطمه محمدی، سیدمحمدعلی سیدحنایی، ابراهیم حقیقی، سیف‌الله صمدیان، سیدمحمد بهشتی و شادمهر راستین درباره ابعاد مختلف شخصیت هنری و میراث فرهنگی عباس کیارستمی به بحث و گفت‌وگو نشستند.

بهناز شیربانی در معرفی عباس کیارستمی عنوان کرد: به عنوان مخاطبی که همیشه پیگیر سینمای عباس کیارستمی بودم، می‌گویم که کیارستمی همیشه متفاوت نگاه کردن را با آثارشان به ما آموختند. در واقع، در آثارشان نشان دادند که همیشه سکوت بیشتر از کلمات برایش معنادارتر بود و من همچنان وقتی آثارشان را مرور می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم. حالا که در خدمت نمایندگان کشورهای دیگر هستیم، لازم است اشاره کنم که رابطه کیارستمی با سینمای ژاپن، رابطه‌ای از جنس همدلی و احترام بود. شاید رابطه عمیقی که بین آکیرا کوروساوا و کیارستمی از طریق نگاه عمیق و نوع فیلم‌سازی‌شان وجود داشت، در واقع، علاقه به نقاشی و شعر ،این همدلی را بیشتر کرده بود. از سمت دیگر، شاید بتوان این مثال را راجع به سینمای ایتالیا هم زد که نگاه شاعرانه و انسان‌گرایانه کیارستمی و پیوندش با سنت بزرگ سینمای هنری ایتالیا ، این‌چنین پیوند مستحکمی برقرار کرد.عباس کیارستمی نشان داد که سینما می‌تواند پلی میان ملت‌ها، فرهنگ‌ها و انسان‌ها باشد. یاد او را گرامی می‌داریم.

او درباره کلاکت به نمایش درآمده در آیین ویژه «عباس کیارستمی: آن‌سوتر از مرزها» گفت: همچنین لازم است یادآوری کنم موزه سینمای ایران بیشترین تعداد یادگاری‌های جناب عباس کیارستمی را داراست و این کلاکتی که اینجا مشاهده می‌کنید، کلاکتی است که در پشت صحنه فیلم سینمایی «زیر درخت زیتون» ساخته عباس کیارستمی استفاده شده است.

او سپس از فاطمه محمدی، مدیر موزه سینمای ایران، دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرد.

فاطمه محمدی، مدیر موزه سینمای ایران، عباس کیارستمی را استاد سینمای شاعرانه ایران نامید و گفت: برای موزه سینمای ایران افتخار بزرگی است که بتواند میزبان برنامه‌ای باشد که درباره استاد سینمای شاعرانه کشور است؛ هنرمندی که مرزها را درنوردیده و در کشورهای مختلف و در جهان، بروز و بلوغ داشته است. 

او گفت:در این برنامه می‌کوشیم درباره این هنرمند، به طور آزادانه و حرفه‌ای صحبت کنیم تا ایشان را بیشتر و بیشتر از زبان استادان پیشکسوت به دوستان معرفی کنیم؛ چرا که ما هرچقدر هم درباره عباس کیارستمی برنامه، جلسه و نمایش فیلم بگذاریم، باز هم درباره ایشان کم گفته‌ایم.

با پایان صحبت‌های فاطمه محمدی، سیدمحمدعلی سیدحنایی، رئیس اندیشکده دیپلماسی ملل، پشت تریبون قرار گرفت.

سیدمحمدعلی سیدحنایی، رئیس اندیشکده دیپلماسی ملل، درباره هدف از برگزاری آیین ویژه «عباس کیارستمی: آن‌سوتر از مرزها» اظهار داشت: امروز برای ما صرفاً یک آیین بزرگداشت یا یک نمایش فیلم نیست، بلکه آغاز یک مسیر است؛ مسیری که باور داریم در جهانی که هر روز بیش از گذشته با شکاف‌های سیاسی، بحران‌های امنیتی، سوءبرداشت‌های فرهنگی و کاهش اعتماد میان ملت‌ها روبه‌رو است، می‌تواند افق تازه‌ای را پیش روی گفت‌وگوی بین‌المللی بگشاید.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، همه ما در منطقه شاهد روزهای دشوار بوده‌ایم؛ روزهایی که بیش از هر زمان دیگری نشان داده‌اند که صلح، اعتماد و گفت‌وگو دستاوردهای بدیهی نیستند، بلکه نیازمند مراقبت، سرمایه‌گذاری و اراده مستمر هستند.

در چنین شرایطی، پرسشی بنیادین پیش روی ما قرار می‌گیرد: اگر سیاست نتواند همه فاصله‌ها را از میان بردارد، چه چیزی هنوز قادر است انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک کند؟ پاسخ ما، به عنوان فعالان عرصه بین‌الملل، روشن است: فرهنگ، هنر و گفت‌وگوی انسانی. دیپلماسی رسمی، ستون اصلی روابط میان دولت‌هاست، اما تجربه دهه‌های اخیر نشان داده است که روابط پایدار میان ملت‌ها تنها بر پایه توافق‌های سیاسی شکل نمی‌گیرد. اعتماد، پیش از آنکه در اتاق‌های مذاکره ساخته شود، در ذهن و قلب انسان‌ها شکل می‌گیرد و این همان‌جایی است که هنر نقش بی‌بدیل پیدا می‌کند. هنر، زبان مشترکی است که به ترجمه نیاز ندارد. هنر، پیش از آنکه استدلال کند، ارتباط برقرار می‌کند و هنر، پیش از آنکه تفاوت‌ها را برجسته سازد، انسان بودن مشترک ما را یادآوری می‌کند. به همین دلیل است که امروز بسیاری از کشورها دیپلماسی فرهنگی و هنری را نه فعالیتی حاشیه‌ای، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست خارجی و قدرت نرم خود می‌دانند؛ قدرتی که نه بر اجبار استوار است و نه بر تحریم، بلکه بر الهام، احترام و شناخت متقابل بنا نهاده شده است.

این اندیشمند از افتتاح دپارتمان دیپلماسی هنری اندیشکده دیپلماسی ملل خبر داد و گفت: دوستان عزیز، امروز نیز برای اندیشکده دیپلماسی ملل روزی ویژه است و مایه افتخار است که به طور رسمی دپارتمان دیپلماسی هنری اندیشکده دیپلماسی ملل را افتتاح کنیم. هدف ما از تأسیس این دپارتمان صرفاً برگزاری رویدادهای فرهنگی نیست، بلکه می‌خواهیم بستری برای گفت‌وگوی مستمر میان دیپلمات‌ها، هنرمندان، اندیشمندان، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی از کشورهای مختلف ایجاد کنیم. ما باور داریم که هر نمایشگاه، هر فیلم، هر قطعه موسیقی، هر اثر ادبی و هر تجربه هنری می‌تواند به اندازه یک گفت‌وگوی دیپلماتیک در کاهش فاصله‌ها و ساختن اعتماد مؤثر باشد. این دپارتمان تلاشی برای تبدیل هنر به پلی میان ملت‌هاست؛ پلی که حتی در دشوارترین شرایط پابرجا بماند.

او درباره دلیل انتخاب عباس کیارستمی برای برنامه افتتاحیه دپارتمان دیپلماسی هنری اندیشکده دیپلماسی ملل خاطرنشان کرد: شاید این پرسش مطرح شود که چرا نخستین برنامه این دپارتمان را به عباس کیارستمی اختصاص داده‌ایم؟ پاسخ، فراتر از جایگاه سینمایی اوست. از منظر ما، ایشان تنها یک فیلم‌ساز بزرگ نبوده است؛ او روایتگری جهانی بوده است که انسان‌ها، فارغ از ملیت، زبان و مرزهای سیاسی، می‌توانستند با آن ارتباط برقرار کنند. آثار او در سراسر جهان دیده شد، نه به واسطه تبلیغات دولتی، بلکه به دلیل اصالت، صداقت و انسان‌گرایی. اگر دیپلماسی را هنر ایجاد ارتباط بدانیم، کیارستمی یکی از موفق‌ترین دیپلمات‌های فرهنگی ایران بود؛ دیپلماتی که نه گذرنامه دیپلماتیک داشت و نه مأموریت رسمی، اما توانست تصویری انسانی، عمیق و ماندگار از ایران را به میلیون‌ها نفر در جهان معرفی کند. به همین دلیل است که امشب از او می‌خواهیم به عنوان سفیر بدون گذرنامه یاد کنیم. حضار محترم، امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین سفیرانی نیاز داریم. در جهانی که اخبار منفی با سرعتی شگفت‌آور درباره ایران منتشر می‌شود، هنر می‌تواند روایت دیگری از ملت‌ها بسازد؛ روایت‌هایی مبتنی بر کرامت انسانی، خلاقیت، زیبایی و امید. اگر فرهنگ‌ها یکدیگر را بشناسند، سوءبرداشت‌ها کاهش می‌یابد و اگر سوءبرداشت‌ها کاهش یابد، مسیر گفت‌وگو هموارتر می‌شود. شاید هنر نتواند جای سیاست را بگیرد، اما بی‌تردید می‌تواند سیاست را انسانی‌تر کند.

سیدمحمد بهشتی در سخنان ابتدایی، راجع به تقسیم‌بندی سینمای جهان و جایگاه سینمای ایران عنوان کرد: به نظر من می‌توان سینمای جهان را به این شکل تقسیم کرد: ۱- آمریکا، ۲- اروپا، ۳- هند، ۴- آمریکای شمالی، ۵- سینمای جنوب شرقی آسیا و ۶- ایران. هر کدام در یک قیاس بشری سهمی دارند. سهم سینمای ایران، شعر سینماست و می‌توان گفت مهم‌ترین شاعر سینمای ایران، عباس کیارستمی است.

او عباس کیارستمی را مصداق عینی دیپلماسی هنری دانست و گفت: در سال ۱۳۷۸، من همراه یک هیئت فرهنگی سفری به عربستان داشتم و آنجا با سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان، دیداری داشتیم. یک هیئت شش‌نفره بودیم و سرپرست هیئت، یکی از معاونان وزارت خارجه بود که همه را معرفی کرد و وقتی به من رسید، من آن زمان مسئول سازمان میراث فرهنگی بودم، شاید به خاطر رفاقتمان پیاز داغ قضیه را زیاد کرد و گفت او در سینمای ایران هم نقش دارد.

سعود الفیصل بلافاصله گفت که فیلمی به نام «طعم گیلاس» جایزه کن برده است، درست است؟ گفتم که بله و از من پرسید که شما می‌شود به من بگویید که با وجود علما، چگونه توانستید سینما را پیش ببرید؟ گفتم که می‌توانید از علمایی که در جمع ما هستند، بپرسید.

قرار ملاقات ما به مدت ۲۰ دقیقه در نظر گرفته شده بود، در حالی که چهار ساعت طول کشید و من در تمام آن مدت راجع به فعالیت‌هایمان در زمینه سینما توضیح می‌دادم. بهانه‌اش عباس کیارستمی بود و این مصداق دیپلماسی هنری است. چرا سینمای ایران توانست سعود الفیصل را هیجان‌زده کند؟ او اظهار داشت که از سینمای آمریکا متنفر است. من تلویزیون و فیلم نگاه نمی‌کنم، ولی کنجکاوم که فیلم‌های شما را ببینم. به رسم تعارف، گفتم باشد و برایتان خواهم فرستاد. موقع رفتن، دستیارش دوان‌دوان به سویم آمد و گفت که آقای وزیر گفتند که فیلم‌ها یادتان نرود! در هتل هم منشی دفتر وزیر همان پیغام را داده بود. چند وقت بعد، در حالی که من در دفتر خودم نشسته بودم، از وزارت خارجه زنگ زدند که سفیر عربستان اینجاست و سراغ فیلم‌ها را می‌گیرد. در آن موقع من مسئولیتی در سینما نداشتم؛ بنابراین به مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی زنگ زدم که مجموعه‌ای از فیلم‌ها را برای وزیر خارجه عربستان آماده کنید تا برایش ارسال شود.

در ادامه ابراهیم حقیقی درباره مؤلفه‌های سینمایی عباس کیارستمی عنوان کرد: بعد از تجربه ساخت فیلم‌های کوتاه و اولین فیلم بلندش، «گزارش»، در حقیقت، کیارستمی برای اولین بار با ساخت «خانه دوست کجاست؟» در جهان سروصدا به پا کرد. درباره مؤلفه‌های سینمای کیارستمی می‌توان به آن جاده زیگزاگ اشاره کرد که در هر سه‌گانه کوکر به چشم می‌خورد. این جاده، جاده‌ای برای رفتن و رسیدن است و همان رفتار انسانی که صحبت شد؛ آن تمنا و تقاضای آدم برای تعالی. در تمام فیلم‌های کیارستمی، این جاده با ظرافت‌های بسیاری به مهر ختم می‌شود. احمدزاده می‌خواهد دفترچه را به نعمت‌زاده، در آن طرف روستا و در پشت کوه، برساند و آن را می‌رساند و وقتی که می‌رساند، با پیام گل برمی‌گردد. در «زندگی و دیگر هیچ»، وقتی خردمند در نقش کارگردان برای انتخاب بازیگر در حال جست‌وجو هستند، وقتی ماشین باید از یک سربالایی بالا برود که گفتند نمی‌توانی بروی، یک مرد زخمی دارد کپسول گازی را حمل می‌کند. چون دور گرفته بوده است، او را سوار نمی‌کند، ولی ماشین نمی‌تواند بالا برود. دوباره تلاش می‌کند و نمی‌تواند. سپس مرد کپسول‌به‌دوش را سوار می‌کند و آن مرد، کپسول را در ماشین می‌گذارد که علی‌القاعده، ماشین را سنگین می‌کند؛ با این حال، ماشین می‌تواند از سربالایی بالا برود. این همیاری و همراهی انسانی، از ظرافت‌های کوچکی است که در آثار کیارستمی قابل مشاهده است. در «طعم گیلاس»، «باد ما را خواهد برد» و «زندگی و دیگر هیچ»، پیرمردهایی کنار راننده می‌نشینند که بسیار حرف می‌زنند و حرف‌هایی که می‌زنند، بسیار اندیشیده شده است که کیارستمی با ظرافت تمام آن‌ها را در فیلم گنجانده است تا تبدیل به شعار نشود. همه آن‌ها خیام‌وار حرف می‌زنند.

سیف‌الله صمدیان نیز نگاه کیارستمی را به جهان ناشی از فعالیت کودک درون این هنرمند دانست و گفت: تفاوت سینمای کیارستمی با سینمای هالیوود و بالیوود در این مثال ساده است که وقتی در سینمای هالیوود و بالیوود به شما فیلم نشان می‌دهند، در حقیقت، شما روی یک صندلی خاص به گروگان گرفته آن فیلم‌ساز هستید و با چه شما را میخکوب می‌کند؟ با ترفندهای مختلفی، از جمله تدوین تند و سریع، تا بازیگران خوش‌آب‌ورنگ، موسیقی و حتی مسائل انسانی که اصولاً یک پای آن روی زمین نیست؛ ولی وقتی فیلم تمام می‌شود، همه‌چیز نیز برای شما تمام می‌شود و چیزی از آن فیلم در جان و دل شما باقی نمی‌ماند. وقتی فیلم آدم‌هایی مثل کیارستمی را می‌بینید که مؤلف هستند، هنگام خروج از سینما، تازه فیلم در تو شروع می‌شود. این معجزه قطعاً در روایت اتفاق می‌افتد و ورود و خروجی است که به داستان‌ها دارند. ویژگی اصلی کیارستمی، چیزی بود که در ظاهر اصلاً مشخص نمی‌شد، مگر اینکه سال‌های سال با او معاشرت داشتید و آن، فعالیت کودک درون کیارستمی در تمام لحظات زندگی‌اش بود. او دنباله‌روی این منطق بود که در سخن آندره کرتژ، عکاس مشهور مجارستانی‌الاصل، نهفته است که می‌گوید: «بسیاری از مردم نگاه می‌کنند، ولی تعداد کمی می‌بینند.» این قدرت دیدن، به جای نگاه کردن، را که همان روزمرگی است و خیلی‌ها دنبالش می‌کنیم و به هیچ مقصدی نمی‌رسیم، او کشف کرده بود؛ بنابراین مثل کودکان می‌دید. این روشی است که در فیلم‌های او هم می‌بینید.

شادمهر راستین، راجع به نقش رایزن‌های فرهنگی در معرفی سینمای ایران گفت: من از طرف تمام سینماگرانی که به جشنواره‌های جهانی می‌روند، از همه سفیرانی که اینجا هستند و نیستند، تشکر می‌کنم. واقعاً لطف شما باعث شد سینمای ایران دیده شود و اگر شما ما را دعوت نمی‌کردید، هیچ‌وقت این وجه سینمای ایران دیده نمی‌شد.

سینمای کیارستمی، بدنه اصلی سینمای ایران نیست و تدبیر و نمایش شما باعث شد این سینما در جهان دیده شود و اگر ما امروز در اینجا از کیارستمی قدردانی می‌کنیم، به علت حمایت‌های شما، نه فقط از کیارستمی، بلکه از همه سینماگرانی است که دقیقه ۹۰، اسم آن‌ها در جشنواره‌ها می‌آید و فرصت ویزا گرفتن ندارند و سفیران کشورها علاقه‌ای به این‌طور ویزا دادن ندارند. کاردارهای فرهنگی باید نیمه‌شب زنگ بزنند. ما پاسپورت‌ها را نیمه‌شب به مسئول روادید جشنواره‌ها دادیم و در خیلی از موارد، در دقیقه ۹۰ برای ما ویزا صادر شد. همه مشکلاتی را که سفارتخانه‌ها برای اینکه ما بتوانیم به جشنواره‌ها برویم و در آن‌ها حضور داشته باشیم، می‌دانم.

این هنرمند راجع به معیار بودن عباس کیارستمی اظهار داشت: هفته پیش داور یک جشنواره روسی بودم که داورانی از کشورهای مختلف جهان حضور داشتند و در جست‌وجوی معیار برای داوری فیلم‌ها بودیم. من از ساده و آرتیستی بودن حرف زدم. از من خواستند که بیشتر توضیح دهم که داور چینی گفت: «عباس!» یکی از داوران که از بازیگران قدیمی سینمای روسیه بود، گفت: «منظورتان چیست؟» داوران کره‌ای، چینی و غیره آن‌قدر درباره کیارستمی مطلب داشتند که فرصت حرف زدن به من داده نشد. بنابراین، ما یک معیاری داریم که جوان‌ها هم دارند دنبال می‌کنند؛ شاعرانگی، سادگی و ارتباط.

شادمهر راستین در سخنان پایانی، درباره نبودن درسی تحت عنوان سینما در متون درسی گفت: من یک خواسته از مسئولان دارم. «خانه دوست کجاست؟» در کتاب درسی ژاپن و فرانسه است و «کلوزآپ» از مبانی درسی سینما در فرانسه محسوب می‌شود؛ چون زبان سینماست. دانشگاه‌های انگلیس بیشترین میزان پایان‌نامه‌ها را درباره کیارستمی دارند. در آمریکا هم یک دپارتمان وجود دارد. در کتاب درسی ما اصلاً مبحث سینما وجود ندارد، چه برسد به اینکه درباره کیارستمی مطلبی وجود داشته باشد. در کتاب‌های درسی، از دبستان تا دانشگاه، هیچ مقوله‌ای به نام سینما به چشم نمی‌خورد. همه حرفه‌ها به شکلی وجود دارند؛ انگار اصلاً ایرانی‌ها ذهنیتی درباره سینما ندارند.