این فیلمنامهنویس که در چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر یکی از هفت عضو هیأت داوری بود، پس از گذشت حدود ۱۰ روز از پایان این رویداد سینمایی به پرسشهایی پیرامون این جشنواره پرحاشیه و داوری بیش از ۴۰ فیلم پاسخ داد که مشروح آن را در ادامه میخوانید:.
جشنواره فیلم فجر امسال، هم در ذات برگزاری و هم در چگونگی برپایی آن از همان ابتدا دچار حاشیه بود. شما در چنین شرایطی بابت درگیر شدن با این حواشی نگرانی نداشتید؟
یک مسئله اصلی در بروز این حاشیهها شاید به همین کلمه «جشنواره» برگردد؛ کلمهای که به جای فستیوال آمده و به معنای شادی نیست. در مکزیک فستیوال مرگ هم داریم. فستیوال درواقع نوعی دور هم جمع شدن، نوعی مراسم برای یک موضوع خاص است و جشنواره فیلم فجر برای من به طور شخصی، رویدادی است که طبق یک سنت ۴۴ ساله، سال سینمایی ایران با آن آغاز میشود. از نگاه من این همکاری مشکلی نداشت ولی به هر حال من هم در این جامعه زندگی میکنم و به طور طبیعی متوجه فشارها، مخالفتها و انگیزههای متفاوت اطرافیان خودم میشدم. وقتی پیشنهاد داوری مطرح شد شخصاً مشکلی نداشتم و به نظرم یک اتفاق عادی بود که سال سینما با تعدادی فیلم و با حضور تماشاگران و اهالی سینما شروع شود؛ فیلمهایی که تماما، تاکید میکنم همگی «متقاضی شرکت در جشنواره» بودند.
داغ ترین های لحظه
وقتی پیشنهاد مطرح شد، برای شما مهم بود چه کسانی در هیأت داوری هستند؟ فکر میکنید اگر شرایط جامعه به شکلی دیگر بود ترکیب داوری چقدر میتوانست تغییر کند؟
معمولا پس از شنیدن پیشنهاد و حتی نفی یا قبول آن، شناختن اعضای دیگر اهمیت دارد. شنیدم؛ مشکلی نداشتم. بخش دوم را هم بهجزء قادر نیستم پاسخ دهم، ولی ممکن بود؟ البته.
اینکه حاکمیت مدعی جشنواره و سینما باشد یک اشتباه در فهم موضوع است. سینما در دهه ۶۰ فقط از طریق اتصال به آب کُرِ حاکمیت میتوانست آغاز شود تا مدیران آن را بپذیرند، ولی حالا سالهاست که این روند ادامه داشته و باید دیگر بپذیریم که سینما متعلق به مردم است
اما به طور کلی این پدیده از تولید تا نمایش یک امر مردمی و سینمایی است و اینکه حاکمیت مدعی جشنواره و سینما باشد یک اشتباه در فهم موضوع است. شاید بهتر است بگویم، درست است که سینما در دهه ۶۰ فقط از طریق اتصال به آب کُر حاکمیت میتوانست آغاز شود تا مدیران آن را بپذیرند، ولی حالا سالهاست که این روند ادامه داشته و باید دیگر بپذیریم که سینما متعلق به مردم است و ارتباط مشخصی با حاکمیت ندارد، مگر آنجا که پولهای خاصی را خرج میکند که در همه جای دنیا سازمانهای فرهنگی و دولتی و شهرداریها چنین وظیفهای دارند. البته میدانم وقتی روالی شکل میگیرد تغییر دادن آن راحت نیست ولی از نظر من وقت درست همین امسال بود که بتوانیم در این «شرایط» سینما را حفظ کنیم. اگر در همین اوضاع شروع سال سینمایی را برپا کنیم، میتوانیم در آینده هم مدعی نگه داشتن سینما باشیم چون اگر سینما را به کل حاکمیت واگذار کنیم به هر صورت آن را برگزار میکند. اگر غیر از این عمل کنیم آن وقت تمام بیانیههایی که در این سالها دادهایم، باد هوا میشود؛ به همین دلیل من در شرایط خاص امسال خودم را ناچار میدیدم که به خاطر سینما به جشنواره کمک کنم. طبیعی است که این، برداشت و درک من از شرایط است و اصراری ندارم که همه این نظر را قبول کنند؛ به خصوص که در این مدت واکنشها و اظهار نظرهای متعددی مطرح میشد از جمله این که میگفتند «کسانی که در جشنواره شرکت کرده یا کمک کردهاند به خون کشتهشدههای دیماه و جاویدنامان این دوران خیانت کردند» من برای برطرف کردن چنین ادراکی نمیتوانم کاری انجام دهم چرا که بر اساس تحلیل و احساسات خودم تصمیم میگیرم.
پس با وجود همه ماجراها از داوری فیلمهای فجر پشیمان نیستید؟
پشیمان نیستم ولی به هر حال حرفهای آزاردهندهای شنیدهام. بخش عمده این حرفها در فضای مجازی اتفاق افتاده و من هم در توییتر و اینستاگرام فعالیتی ندارم ولی برخی حرفها به گوشم رسیده هرچند در فضای بیرونی جامعه برخورد یا واکنش منفی ندیدم.
با این حواشی و حرف و حدیثها فضای کاری در هیأت داوری چطور پیش میرفت؟ به هر حال به نظر میرسد آنقدر فشارها زیاد بوده که بر خلاف سالهای قبل حتی اسامی داوران تا روز آخر به طور رسمی اعلام نشد.
دشمن اصلی ما داورها، زمان بود چون هشت فیلم بلند در بخش مسابقه اضافه شده بود و داوری فیلمهای مستند و کوتاه هم باید انجام میشد. بنابراین چالش اصلی داوران با واقعیتی به نام زمان بود آن هم وقتی میخواستند تا جای امکان عادلانه قضاوت کنند. ما تقریباً ۱۲ ساعت در روز و گاهی حتی بیشتر کار میکردیم و نکته این بود که وقتی این تعداد فیلم را در یک روز میبینید مهم این است که آیا میتوانید درباره تک تک آنها و اجزایشان نظرات دقیق بدهید؟ از قلم نیفتادن همه حرفههایی که در جشنواره از آنها با سیمرغ یا لوح تقدیر قدردانی میشود، مسئله اصلی ما بود. شاید مسائل بیرونی برای اهالی رسانه بیشتر حساسیت داشت، البته برای ما هم مهم بود و آن حساسیت را درک میکنم ولی این تعداد فیلمی که متقاضی حضور و دیده شدن در جشنواره بودند، ما را برای درست قضاوت کردن تحت تاثیر قرار میداد و به همین دلیل فکر کردن به چیزی غیر از این مسئله برای داوران غیرضروری و تشریفاتی بود.
شما در دوره چهلم جشنواره هم داور بودید. چه تفاوتهایی در این دو تجربه پررنگتر بودند؟
وقتی اساس، مثلث سینما، انصاف و منطق باشد تغییر مهمی ایجاد نمیشود.
چرا هیأت داوران امسال بیانیه نداشت؟
بیانیه هیأت داوران جشنواره فیلم فجر معمولاً در ۸۰ تا ۹۰ درصد مواقع به خاطر گلهمندی از سینما صادر میشود و داوران نظر خود را درباره کوتاهیها یا مشکلات در بخشهایی که وجود داشته، یا ضعف فیلمها که در بیشتر مواقع کاسه و کوزه آن هم بر سر فیلمنامهنویس بیپناه شکسته شده، بیان میکنند، اما بهتر است خودمان را گول نزنیم. امسال آنقدر حاشیه وجود داشت که فکر کردیم چرا باید برای خودمان حاشیه درست کنیم؟ بیانیه یک تاکتیک است که میتواند استفاده شود یا نشود و ما به لحاظ فنی لزومی در صدور بیانیه نمیدیدیم چرا که فیلمهای امسال از آثار یکی، دو سال گذشته بسیار بهتر بودند و من ندیدم کسی بجز این بگوید.
صراحتا به دوستان همکارم گفتم، خیلی بدم میآید که روی استیج کِنف یا مسخره شویم و جایزهای بدهیم که برنده آن نیاید، اما این نظر من بود و به این معنا نبود که این نظر به یک رفتار عملی تبدیل شود و عملا چنین اتفاقی نیفتاد
البته من خیلی جوگیر فیلمهای اول و دومی نیستم ولی امسال به طرز چشمگیری فیلمهای اول و دوم فیلمسازان از سالهای گذشته بهتر بودند و این نشاندهنده این است که سینمای ما از سال گذشته تا امسال رشد چشمگیری داشته است. خاطرم هست که در جشنواره سال قبل هیأت انتخاب مجبور شد فیلمهای کمدی را هم که در جذب مخاطب نتوانستند موفق باشند، در بخش مسابقه جا بدهد ولی امسال ما آنقدر فیلم خوب داشتیم که نیازی به انجام این کار نبود؛ هرچند منطقا کسی میتواند مدعی باشد فیلمهایی بودند که با سلیقههایی میشد در بخش مسابقه حضور نداشته باشند.
ارزیابی کلی شما از فیلمهای جشنواره چه بود؟ در این مورد نظرات متعددی مطرح است؛ از وجود خشونت و تلخی زیاد گرفته تا فیلمهایی که انگار با سانسور کمتری مواجه شده بودند.
به نظرم اگر ارزیابی را بر مبنای شرایطی که در سالهای گذشته وجود داشته و روندی که سینما مثلاً در یک دهه گذشته طی کرده، قرار دهیم آن وقت معتقدم که سینماها در سال آینده حضور بسیار گرمی را از سوی تماشاگران تجربه خواهند کرد ولی واقعیت این است که ما در شرایطی متغیر قرار داریم و نمیدانیم آیا تحولات اجتماعی این امکان را به آنهایی که سینمارو هستند میدهد که اصلا میلی به سینما رفتن داشته باشند یا خیر، چون به هر حال سینما هیچ وقت اولویت مردم نیست و عده بسیار کمی هستند که سینما را به شکلی خاص دوست دارند. اقتصاد سینما از طریق مردمی تامین میشود که بعد از برطرف کردن اشتیاقهای دیگر خود مثل پر کردن سبد غذایی یا شرایط رفاهی زندگی، سراغ سینما میروند و این افراد در همان شرایط متغیر قرار میگیرند. بررسی این شرایط متغیر و نوع واکنش مردم هم نیاز به ارزیابی متخصصان دیگری دارد که به صورت علمی جامعه را رصد میکنند و شاید آنها بتوانند در این زمینه نظر بدهند. با این حال اگر میل مردم را به سینما رفتن همانند نیمه اول امسال در نظر بگیریم، میتوانیم پیشبینی روزهای خوبی را برای سال آینده سینما داشته باشیم چون به لحاظ محتوایی و کیفی، سینمای ما دست پُرتری نسبت به سالهای اخیر دارد.
در این مدت واکنشها و اظهار نظرهای متعددی مطرح میشد از جمله این که میگفتند «کسانی که در جشنواره شرکت کرده یا کمک کردهاند به خون کشتهشدههای دیماه و جاویدنامان این دوران خیانت کردند» من برای برطرف کردن چنین ادراکی نمیتوانم کاری انجام دهم چرا که بر اساس تحلیل و احساسات خودم تصمیم میگیرم
درباره خشونت هم که اشاره شد، نباید فراموش کنیم که یکی از جذابترین ژانرهای سینما همین خشونت گانگستری و سامورایی و رفتن سراغ جغرافیا و تاریخی است که مردم آن اسلحه به کمر خود میبندند. خشونت بخش جداییناپذیری از سینماست که برای بسیاری از مخاطبان جذابیت زیادی دارد. البته سینمای ایران همیشه نگاه سالم و تمیزی به جامعه داشته و این یکی از ویژگیهای بینالمللی سینمای ما بوده که سبک آن با بزرگانی مثل عباس کیارستمی بنیان گذاشته شد و الان سینمای جهان عرب در فیلمهای حتی سیاسیاش به شکلی قدمهای اول سینمای کیارستمی را طی میکند. با این حال نکته مثبت دیگر درباره فیلمهای امسال همین است که "جامعه" اجازه داده فیلمها به تصویر خودش نزدیکتر شوند.
در مراسم پایانی جشنواره، بر خلاف پیشبینیها و آنچه در اختتامیه سال ۱۴۰۱ رخ داد، حضور عوامل فیلمها و بخصوص بازیگران در نشستهای خبری و اختتامیه مبنای تقسیم جوایز نشد. آیا در این مورد بحثی میان داوران وجود نداشت که مثلاً برای رعایت حرمت نظر داوران فقط به کسانی که اطمینان از حضورشان وجود دارد جایزه داده شود؟
اول این را بگویم که هیچ فشار تعیینکنندهای مبنی بر اینکه به یک فیلم یا فرد خاصی جایزه داده شود مطلقاً وجود نداشت و شرافتم را برای این مسئله گرو میگذارم هرچند صحبتهایی از بیرون شنیده میشد. دوم اینکه، نمیخواهم بگویم هر هفت نفر عضو هیأت داوران افرادی حکیم و ۱۰۰ درصد کمالگرا هستیم چون به هر حال در چنین ماجرایی گاهی ممکن است مصلحت به میان آید ولی ما به دلیل زمان اندک و فیلمهای زیاد اصلاً فرصتی نداشتیم که به حواشی توجه کنیم، ضمن اینکه هویت کلی هیأت داوران هم بسیار مهم بود.
من در مورد بخش دوم سوال شما از طرف خودم توضیح بیشتری میدهم؛ صراحتا به دوستان همکارم گفتم، خیلی بدم میآید که روی استیج کِنف یا مسخره شویم و جایزهای بدهیم که برنده آن نیاید، اما این نظر من بود و به این معنا نبود که این نظر به یک رفتار عملی تبدیل شود و عملا چنین اتفاقی نیفتاد. ما به حقیقت و ذات خوب سینما توکل کردیم و رأی دادیم. من حتماً معتقد بودم جشنواره باید برگزار شود و هر سال هم باید با عقبنشینی بیشتر حاکمیت برگزار شود و حتی بخش دولتی و حاکمیتی هم اگر به فیلمسازی علاقه دارد، برای خودش هم بهتر است با قواعد بخش خصوصی و در کنار فیلمهای بخش خصوصی در جشنواره باشد.
آنچه اصل سینما را زنده نگه میدارد، حقیقت است و این مصلحت است که سینما را نابود میکند. من اگر استراتژیست بودم امسال جوایز را واقعی میدادم تا هیچ شائبهای پیش نیاید که همینطور هم شد و اکثر همکاران شما تأیید میکنند. فقط اینطور، این ایده که سینما خودش به بلوغ رسیده و میتواند از خودش حفاظت کند، عملی خواهد شد.
پس تاکید دارید که جوایز واقعی بودند؟
اگر من به عنوان داور، به خاطر شرایط جایزه میدادم آن وقت دیگر نابود میشدم؛ جشنواره هم نابود میشد. به نظرم داوران رأیهای بسیار قابل درکی به فیلمها دادند و اینطور نبود که کسی به دلیل حضورش در جشنواره یا تعریف و تمجیدها و صحبتهایش جایزه گرفته باشد. این مرگ شخصیت ما بود اگر چنین اتفاقی میافتاد.
منبع: ایسنا