چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر روز دوشنبه ۶ بهمن پنجمین روز برگزاری خود را در حالی سپری کرد که مخاطبان شاهد آثاری نمایشی در فضاهای مختلف بودند از «هیولاکش» که از قصه های شاهنامه اقتباس شده بود تا «کازابلانکا» با یک اقتباس سینمایی و نمایش هایی مثل «بی‌تابستان» که با متنی از امیررضا کوهستانی اجرا شد.

«کازابلانکا»؛ بازسازی غیرحرفه‌ای یک فیلم محبوب

نمایش «کازابلانکا» به کارگردانی شیما محمدی در تالار حافظ به صحنه رفت. این نمایش پیش از این در آبان امسال اجرا شده بود و حالا در بخش مسابقه جشنواره شرکت کرده است. «کازابلانکا» از معروف ترین و شناخته شده ترین فیلم های سینمای کلاسیک است و همان ابتدا که نام نمایش را می شنوید دوست دارید بدانید ارتباطی با اصل فیلم دارد یا خیر؟ با این حال با اولین صحنه از نمایش و چیدمان کافه ریک متوجه می شوید که قرار است نسخه ای تئاتری از همان فیلم «کازابلانکا» را ببینید.

شروع نمایش با میزانسنی از کافه ریک کاراکتر اصلی قصه همراه است و البته از حرکات فرم و موزیک برای افتتاحیه نمایش بهره گرفته شده تا بتواند کار را سرگرم کننده شروع کند.

نمایش صرفا برخی صحنه های فیلم را گزینش کرده و بعد گاه با تغییر دیالوگ ها و گاهی عینا همان دیالوگ ها پیاده شده و به اجرا درآمده است. شاید بتوان گفت نمایش نوعی بازآفرینی فیلم «کازابلانکا» بود، یکی از عاشقانه های سیاسی سینمای جهان که همفری بوگارت و اینگرید برگمن بازیگران و ستارگان اصلی آن هستند. نقش همفری بوگارت یا ریک صاحب کافه را در نمایش کامران تفتی بر عهده داشت و نقش برگمن را خود کارگردان نمایش یعنی شیما محمدی بازی کرد. در کارنامه محمدی نام چندین فیلم ناشناخته دیده می شود. با این حال از میان همه آثاری که بازی کرده است به حضورش در سریال «شاهگوش» می توان اشاره کرد که تنها اثر شناخته شده کارنامه اش است.

نمایش البته از بازیگرانی حرفه ای بهره گرفته است. ایوب آقاخانی، بهرام ابراهیمی، سینا رازانی از جمله بازیگران این نمایش هستند که هر یک نقش های اصلی را بر عهده گرفته بودند و حضور این چهره های حرفه ای در کنار خود تفتی بیشترین برگ برنده تئاتر «کازابلانکا» محسوب می شد که استاندارد نمایش را بالا برده بود. در کنار آنها هم تعداد زیادی از بازیگران ناشناخته حضور داشتند که در میان بازیگران زن ناشناخته برخی از خود شیما محمدی بهتر به ایفای نقش پرداختند و می توانستند انتخاب های بهتری برای نقش اینگرید برگمن باشند.

مهمترین بخش های فیلم «کازابلانکا» در صحنه های مختلفی از نمایش اجرا شد؛ بخش هایی که البته کارگردان ترجیح داده بود به جای خلاقیت یا تغییراتی در قصه با انداختن تصویری از مکان صحنه مورد نظر روی ویدئو پروژکتور همان حال و هوای فیلم را برای مخاطبان تداعی کند. مثلا وقتی شاهد فلاش بک پاریس هستیم تصویری از برج ایفل نمایش داده می شد یا وقتی ریک یاد خاطراتش با السا می افتد و روزی که سر قرار نیامد تصویر دیگری از فیلم نمایش می شد. حتی آخرین صحنه نمایش که قرار است شخصیت ها با مجوز عبورشان از کازابلانکا پرواز کنند، تصویر یک هواپیما و فرودگاه در بک گراند سالن دیده می شود!

به این ترتیب نمایش بیشتر روی برگ برنده ها و مولفه های یک فیلم کالت و محبوب راه می رود و پایه خود را بنا می کند تا اینکه آورده ای از خود داشته باشد. اثری که مخاطب در پایان آن با خود می گوید کاش به جای دیدن این نمایش، فیلم «کازابلانکا» را یک بار دیگر تماشا می کرد.

«بی‌تابستان»؛ متن برنده با بازی‌های بی رمق

تماشاخانه ایران‌شهر روز دوشنبه ۶ بهمن تنها میزبان اجرای یک اثر نمایشی یعنی «بی‌تابستان» نوشته امیررضا کوهستانی بود؛ نمایشی که از برگزیدگان تئاتر استانی دلیجان به کارگردانی سعید زارع و علی رفیعی است و شب گذشته با حضور جمعی از مدیران و مسئولان شهری و استانی دلیجان از استان مرکزی روی صحنه رفت.

نمایش «بی تابستان» پیش از این و در سال های گذشته توسط خود امیررضا کوهستانی و با بازی لیلی رشیدی، سعید چنگیزیان و مونا احمدی به صحنه رفته بود. نمایش های امیررضا کوهستانی اتکای زیادی روی متن دارد و شاید هر کسی و حتی هر بازیگری نتواند متن را آنطور که باید به اجرا دربیاورد.

«بی تابستان» دلیجان هم از این قاعده مستثنی نبود و شاید از همین بخش هم ضربه خورد. بازیگران نتوانستند فضاسازی متن را آنطور که باید به مخاطب منتقل کنند. نمایش با ریتم پایینی همراه شد و بازی بازیگران کمتر توانست مخاطب را با متن همراه کند.

برگ برنده نمایش البته همچنان متن کوهستانی بود، ارجاعات متن و دیالوگ ها به چالش های سیستم آموزشی کشور و آسیب های اجتماعی که در بردارد و سیکل معیوبی که در زنجیره ای از این آسیب ها به تکرار می رسد از ویژگی های متن کوهستانی است. قصه نمایش، مخاطب را درگیر می کرد اما بازی ها حتی مانع حس نزدیکی مخاطب با متن می شد و بیشتر دافعه ایجاد می کرد.

صحنه نمایش یک دیوار مدرسه بود و چرخ و فلک و همان فضای مینی مال نمایش کوهستانی اینجا هم وجود داشت. با این حال همانطور که گفته شد نمایش نه تنها نتوانست ارزش افزوده ای برای خود و مخاطبش داشته باشد که بازی ها رمق قصه پرکشش «بی تابستان» را هم تا حدی گرفت.