گروه سینما وتئاتر هنرآنلاین: این فیلم کوتاه به نویسندگی و کارگردانی سهیلا پورمحمدی و تهیهکنندگی جواد رمضانی از تولیدات انجمن سینمای جوانان رودبار است که پیش از این نیز توانسته بود جایزه هیات داوران جشنواره فیلم کوتاه تهران را دریافت کند و پس از حضور در جشنوارههای گوناگونی نظیر فیلمسازان زن ازمیر، ترکیه، میهودوی آمریکا و زنان پاکستان، اولین جایزه خارجی خود را از جشنواره روتاری دریافت کرد.
«جان داد» - همانطور که اشاره شد - در مورد دختر ماهیگیری است که به تازگی مادرش را از دست داده است؛ همین موضوع باعث میشود تا هر بار که پدر ماهیها را صید می کند، او با جان دادن ماهیها به یاد مادر خود بیفتد و در نتیجه تلاش کند تا هر طور شده ماهی ها را نجات دهد.
استقاده از لوکیشن بکر و بومی، کاملا در خدمت کلیت کار قرار گرفته و هر چند لوکیشنی به لحاظ جغرافیایی زیبا برای کل کار در نظر گرفته شده، اما سکوت و استفاده از رنگهای سرد باعث شده است تا دنیای پر از اندوه دختر خیلی خوب به تصویر کشیده شود. نگاه لطیف و زنانه کارگردان منجر شده است تا حس و حال فیلم خوب از آب در بیاید. نگاهی که سینمای امروز ما سخت به آن احتیاج دارد.
اما نکتهای که قرار است در این چند خط به آن بپردازیم، این است که تا چه حد ورود این نگاه های لطیف زنانه مورد نیاز سینمای ما - چه کوتاه و چه بلند – است؟
بدون شک یکی از جدی ترین مخاطبان سینمای ما، بانوان هستند. از بانوان موفقی که در عرصههای مختلف خوش درخشیدهاند تا بانوانی که به واسطه مشکلات فراوان با معضلات فراوان خانوادگی و اجتماعی روبرو هستند. روایتِ زندگی زنان نیز در این دو بخش برجسته تر است. تولید فیلم میتواند بیانگر و بازنمایی از هر دوی این بخش باشد. بدون شک با روایت و به تصویرکشیدن زندگی زن موفق، میتوان بر روی آینده کشور سرمایهگذاری طولانی مدت کرد. بسیاری کشورها دست روی همین موضوع گذاشته اند و توانسته اند در این حوزه الگوسازی کنند. حتی برخی توانستهاند برای خود در این رابطه تاریخسازی کنند! هنوز هم بسیاری از ما سریال محبوب معروف به «اوشین» در دهه 60 را به یاد داریم، زمانی که مادرهایمان هر جا که بودند سعی می کردند در زمان پخش این سریال خود را به خانه و جلوی تلویزیون برسانند. در دهه 80 هم سریال «جواهری در قصر» بر روی آنتن صدا و سیما رفت و در سال های اخیر نیز باز هم یک سریال ژاپنی به نام «آسا» از شبکه دوم سیما پخش شد که در مورد زندگی یک زن تاجر و موفق بود.
اینکه تا چه حد این داستان ها واقعی است و یا تاریخسازی صورت گرفته، فعلا چندان مهم نیست؛ مهم این است که از ظرفیت سینما و تلویزیون برای معرفی نسلی از زنان استفاده می شود که در جامعه خود تأثیرگذار بودهاند.
البته صحبت از تاثیرگذاری یک زن در جامعه، لزوما به معنای این نیست که حتما شاغل بوده و به شغل مشخصی مشغول باشد، بلکه میتوان یک مادر بود و فرزندی مانند دکتر حسابی به جامعه تحویل داد. اینکه بانوان در سینمای کوتاه و بلند به سراغ سوژه های متناسب با حقایق زندگی زنان و نیازهای آنان می روند، نویدبخش این موضوع است که در سالهای پیش رو در عرصه الگوسازی در این رابطه نیز بتوان قدم های خوبی برداشت. البته این بدان معنا نیست که نگاه یک وجهی به بانوان سرزمینمان داشته باشیم، بلکه میتوان با بیان معضلات و مشکلات این قشر از جامعه، نگاه جامعتری به تولیدات در این حوزه داشت.
بدون شک، استفاده هوشمند و عادلانه از بانوان فیلمساز و دغدغهمند، میتواند اتفاقات خوبی را در حوزه سینمای زنان ایران رقم بزند.