سرویس موسیقی هنرآنلاین: بابک چمن آرا نامی است که احتیاج به معرفی ندارد، هر جا که نامی از موسیقی خوب و اصیل به میان میآید به طور حتم میتوانید نام بابک چمن آرا را در گوشهای از کار ببینید. به بهانه یازدهمین سال تولد "آوا خورشید" گفتوگوی هنرآنلاین را با این ناشر و تهیه کننده بخوانید:
شاید برای پرسش این سوال کمی زود باشد اما بازار نشر سال ۹۲ و ۹۳ چه تفاوتی با هم داشتند؟
تعداد عنوانهای منتشر شده در سال ۹۲ بیشتر از ۹۳ بود. شاید آماری که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای نشر آثار اعلام میکند کمی با حرفهای من متفاوت باشد اما شما این را در نظر بگیرید که خیلی از آثار به مرحله انتشار نرسیدند، خیلی از آثار به صورت ارگانی منتشر شدند یا حتی برخی دیگر به مرحله عرضه در بازار نرسیدند. اگر بخواهیم کمی موشکافانه و کارشناسی به این داستان نگاه کنیم میتوانیم این را مدنظر قرار دهیم که امروز تعداد فروشگاههای موسیقی که تخصصی کار میکنند کمتر شده است. منظور از فروشگاه سوپرمارکت یا هر جایی که بتوان اثری از آثار موسیقایی پیدا کرد نیست. فروشگاهی که به صورت تخصصی در کار موسیقی باشد کم شده و یا اصلا اثری از آثار آن نیست. خب مسلما در این وضعیت بسیاری از شرکتهای پخش کننده کمتر و منقبضتر در این عرصه کار میکنند. این اتفاقات باعث میشود دست و پای پخشکنندگان بسته شده و از پس هزینههای جاریشان برنیایند که این شرایط مستقیما به ناشر هم منتقل شده و این ناشر است که بیشترین ضرر را این وسط متحمل میشود. فکر میکنم امسال یکی از همان سالهایی بود که با افت آثار هنری مواجه بودیم.
البته این مسئله در موسیقی پاپ کمتر به چشم میخورد، شما در زمانهای نه چندان دور تهیهکننده موسیقی بودید اما امروز ظاهرا قطع امید کردید و دست از کار کشیدهاید علت چیست؟ چرا مثل خیلیهای دیگر وارد ژانر پاپ نشدید تا سود کلان داشته باشید؟
من هنوز هم در موسیقی منهای پاپ سرمایهگذاری میکنم، شاید عنوان برخی از آثاری که دارم چشمهای از پاپ داشته باشند اما به طور حتم پاپ امروزی نیستند، این نوع موسیقیها مصرف روزانه داشته و تهیهکنندههای جدید و امروزی بیشتر جذب درآمدزایی این بخش شدهاند اما از این بیخبرند که موسیقیهای این چنینی امروز هستند اما ممکن است فردا نباشند. من ترجیح میدهم روی موسیقی خوب کار کنم.
اما خیلی از مردم به همین موسیقی پاپ گوش داده و لذت هم میبرند، با این وجود وضعیت امروز حاکم بر موسیقی را چطور ارزیابی میکنید؟ به عنوان یک ناشر استقبال بیشتر با چه آثاری است؟
من به این داستان به صورت تخصصی نگاه میکنم، مردم ما با فرهنگ، جنسیت، سن و سلیقههای مختلف به موسیقی نگاه کرده و آنرا میپسندند اما روی صحبت من با آن بخش از مردم است که موسیقی را به صورت حرفهای و درست انتخاب میکنند، متاسفانه موسیقی در مملکت ما با ضعف اطلاعرسانی مواجه است، یعنی ما برای بخش سینمایی، نمایشی و تجسمی هزاران مجله و روزنامه داریم اما برای موسیقی این مسئله صدق نمیکند. مثلا اگر دو دقیقه از یک فیلم سینمایی سانسور شود یا حتی یکی از عوامل فیلم به هر دلیلی حذف شوند جنجالی وصفناپذیر به راه میافتد، این موضوع در فوتبال هم صدق میکند کافیست دروزاهبان دچار مصدومیت شود تمام رسانهها به این مسئله میپردازند و کم کم به شکل بحران تبدیل میشود به طوری که مردم نگران میشوند اما اطلاعرسانی در موسیقی فقط نیم صفحه از یک روزنامه یا مجله را به خود اختصاص داده و آنطور که به اخبار ورزشی رسیدگی میشد به این بخش توجه درستی نمیشود. مشکل بعدی عدم رعایت کپی رایت در کشور است، ما برای این مسئله فقط یک قانون مکتوب داریم که تلاشی برای از دست رفتن آن نمیشود، بخش دولتی باید پیگیر این داستان باشد چرا که با این اوصاف موسیقی در سراشیبی تندی قرار گرفته که هر لحظه امکان سقوط آن وجود دارد، البته اگر چنین اتفاقی هم رخ دهد این مسئله از بین نرفته و فقط از کنترل خارج میشود بری مثال هرکسی میتوند در اینترنت کار ساخته یا به راحتی آنرا دانلود کند. اگر این کمبودها جبران شود مطمئنا با یک چشم انداز خوب رو به رو خواهیم شد.
با این اوصاف با کمپین حمایت از موسیقی که این روزها حسابی سر و صدا به پا کرده موافقید؟
کمپین ما چیزی شبیه به یک شو بوده که فقط سر و صدا دارد، اینکه هرکسی در آن های و هوی کرده و فقط در کلام بخواهیم جلوی کپیرایت را بگیریم کار به جایی نمیبریم، بهتر است اول معنی کمپین و تعریف درست آنرا بفهمیم بعد به سراغ آن برویم! یک کمپین اول و آخر داشته و حتی زمان آن نیز تعریف شده، این کمپینی که ما داریم مانند مهمانی است که فقط به آن دعوت شدیم یا شبیه به جشن تولدی است که فقط در آن بادکنک باد کردهایم.
شما از آن دسته ناشرانی هستید که دچار ضرر و زیانهای بسیاری شدید اما همچنان در این عرصه اعلان حضور میکنید، برایم خیلی جالب است که چه انگیزه و هدفی پشت «بتهوون» وجود دارد؟
چون ما کار دیگری بلد نیستم یعنی اگر مجبور باشیم تغییر شغل داده و یک منبع درآمد پیدا میکنیم اما شغل ما تمام سختیها و فراز و نشیبهایش به زمان خود خوبیها و انرژیهایی مثبتی هم دارد.
یک نمونه از این انرژی مثبتها را نام ببرید؟
زمانی که کوچکترین خراشی بر پیکره بتهوون افتاد مردم ما از این مسائله ناراحت شدند و برایشان یک دغدغه شد. مردم ما فرهنگ را دوست دارند به آن احترام میگذارند و همین توجه حتی اگر از سمت یک عابر ساده باشد برای من انرژی بسیار داشته و از بالاترین لذتهای دنیاست، من هم تا جایی که بتوانم به عشق مردم سرکار میمانم.
سوالی که برایم این وسط به وجود آمد این است که بابک چمن آرا به اهداف و دغدغههای خود تا به این لحظه در بخش کاری رسیده یا خیر؟
جواب سوالتان را با یک لطیفه پاسخ میدهم، روزی اسبی به یک سیرکی زنگ میزنه و به صاحب سیرک میگه میخوام استخدام بشم، صاحب سیرک میپرسه چه کاری بلدی اونم در جواب میگه همین که حرف میزنم بس نیست؟! منظور اینکه که ما هستیم، به معنای فعال و سرپا بودن موسیقی و بتهوون، در این وانفسا.
برنامه کاری شما در سال جدید به چه شکل است؟
مرکز موسیقی بتهوون روی فیلمهای نمایش کار کرده و در پی انتشار آثاری که در طی ماه و سالهای اخیر اجرا شدهاند، حتی در بخش فیلم تئاتر به فکر اجرهایی که تازگی دارند هم هستیم اما در بخش موسیقی اگر به توافق لازم برسیم با سرمایه شخصی خودمان یکی دو کنسرت کلاسیک غیر ایرانی را کار خواهیم که کرد که ترجیح میدهم که فعلا تا همه چیز قطعی نشده نامی از شخصی نبرم و سر موقع اطلاعرسانی کنم. همچنین در یازدهمین سال "آوا خورشید" روز اول اردیبهشتماه صدمین آلبوم خود را منتشر خواهیم کرد. این آلبوم "مهراب" نام دارد و رامین ترکیان آهنگساز آن است. رامین ترکیان نوازنده و آهنگساز ایرانی که سالهاست خارج از کشور به سر میبرد آهنگسازی گروههای "axiom of choice" و "نیاز" را در سابقه کاری خود دارد. خوانندگی کار نیز برعهدهٔ خسرو انصاری است. ژانر کار تلفیقی محسوب میشود و قطعات بر روی آثار شاعران کلاسیک ایرانی ساخته میشوند. در همین تاریخ، نخستین اثر انتشارات ما با عنوان "خاموش دریا" باز نشر خواهد شد که یکی از آثار فریدون شهبازیان است و موسیقی فیلمهای "خاموشی دریا"، "گوشواره"، "تنهایی باد"، "خانه روشن" و "آرزوهای زمین" را در بر میگیرد. کارگردان همهٔ فیلمهای این آلبوم وحید موساییان است که آن زمان با همکاری شرکت "راویان هنر شرق" به بازار آمد.
اگر صحبتی یا نکته فراموش شده در آخر بیان کنید؟
از آنجایی که این اولین گفتوگوی سال جدید من به حساب میآید در پایان از تمامی همکاران فرهنگیام در بخش موسیقی میخواهم که همه پیگیر مسئله اجرایی شدن قانون کپی رایت، تکلیف مالیات بر نشر موسیقی و تدوین آیین نامه دفتر موسیقی. همچنین از مسوولان ارشاد هم خواستارم لطفا به مشکلات ناشرین بیشتر توجه کرده و رسیدگی بیشتری داشته باشند.