به گزارش هنرآنلاین به نقل از شرق، پس از اسفند ٩١ با انتشار پنج فیلم‌تئا‌تر، حالا تئاتر‌ها دارای حافظه‌ای شده‌اند که به خاطر می‌مانند؛ اتفاقی که هرچند خانه هنرمندان شروع‌کننده آن بود، اما موسسه بتهوون به‌عنوان بخش خصوصی آن را به‌صورت جدی پیگیری کرد. آخرین بسته این فیلم‌ها با انتشار فیلم "هم‌هوایی"، "سیستم گرون‌هلم" و "مردی برای تمام فصول" قبل از نوروز منتشر شد.

بابک چمن‌آرا مدیرعامل موسسه فرهنگی- هنری بتهوون البته این دغدغه را سال‌ها داشت و آنچنان که به شرق ‌گفته چندین‌بار به دوستان تئاتری خود پیشنهاد داده بود تا کارهای تئا‌تر را به‌صورت حرفه‌ای فیلمبرداری و منتشر کنند؛ اتفاقی که می‌گوید رخ نداد تا سال٩١ که خانه هنرمندان چندین اجرا را منتشر کرد:

پاییز ٩١ بود که به‌طور اتفاقی در خانه هنرمندان متوجه شدم چندتا از این نمایش‌ها منتشر شده است. پرسیدم این‌ها چگونه منتشر شده‌اند، گفتند همین نمایش‌هایی است که در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفته است را خودمان فیلمبرداری می‌کنیم و فقط هم در خانه هنرمندان می‌فروشیم. اصرار کردم و تعدادی هم گرفتم که در فروشگاه بتهوون بفروشم. بعد از چندماه سفارش دادم گفتند تمام شده. متوجه شدم که تعداد محدودی منتشر کرده‌اند. با آقای سرسنگی که صحبت کردم، مایل بودند این کار تداوم داشته باشد.

و از اینجا بود که نخستین مجموعه این فیلم‌ها که شامل فیلم پنج اجرای‌‌ همان سال٩١ بود، در اسفندماه به بازار آمد:

پیشنهاد من به خانه هنرمندان این بود که تئاترهایی که اجرا می‌شود را فیلمبرداری کنید و من تولید، تکثیر و پخش کنم. این اتفاق در زمستان و دقیقا در اسفند۹۱ افتاد. سری اول پنج نمایش بود که در آخر اسفند توزیع کردیم در بهار ادامه پیدا کرد. در این زمان بود که دوستان تئاتری که سال‌ها قبل من این پیشنهاد را به آن‌ها داده بودم که بیایید این کار را انجام دهیم و هرکدام به دلیلی شانه خالی کرده بودند، خواستند که آثارشان را منتشر کنند. در آن زمان خب شاید فکر می‌کردند تئا‌تر را باید روی صحنه دید یا اطمینانی از این عرضه نداشتند و فکر می‌کردند شکست می‌خورد. وقتی دیدند همکاری ما با خانه هنرمندان پاسخ درستی گرفته است، آمدند و خواستند کارهای آن‌ها را در تماشاخانه‌های دیگر هم فیلمبرداری و منتشر کنیم. این منجر به بستن قرارداد با تهیه‌کننده‌های تئاتر‌ها به‌صورت مجزا شد. الان هر کاری که آماده می‌شود، با گروه‌ها مجزا قرارداد بسته می‌شود و هرگروهی خودش به‌صورت مستقل وقتی را در اختیار ما قرار می‌دهد که این کار‌ها را تهیه‌ و ضبط کنیم.

"خشکسالی و دروغ"، "ایوانف"، "مکبث"، "عجایب‌المخلوقات" و "این تابستان فراموشت کردم"، نخستین مجموعه‌ای بود که با همکاری خانه هنرمندان و بتهوون منتشر و با استقبال زیادی روبه‌رو شد؛ استقبالی که البته چمن‌آرا می‌گوید در کنارش مشکلاتی هم داشت:

به‌لحاظ کیفیت انتشار، پنج فیلم اول و حتی ١٠- ١٢تای اول در ادامه تفکری بود که اعتمادی به فیلم‌تئا‌تر نبود به‌همین‌دلیل ما با عدم استقبال روبه‌رو بودیم.

او می‌گوید: که در نخستین همکاری، هیچ انتخابی نبود، بیشتر شانس بود که پنج نمایش که سه‌تا از آن‌ها یعنی خشکسالی و دروغ محمد یعقوبی، ‌ایوانف امیررضا کوهستانی و مکبث رضا ثروتی بودند، در کنار استقبال مردمی، حاشیه‌هایی هم داشتند.

چمن‌آرا عدم آشنایی مخاطب و عرضه‌کنندگان با این محصول به‌عنوان محصول جدید را مهم‌ترین مشکل شروع این حرکت می‌داند و می‌گوید:

ما در توزیع مشکل داشتیم. دفترهای پخش قبول نمی‌کردند که این فیلم‌ها را بگیرند. چندوقت پیش که داشتم فاکتورهای قبلی پخش‌هایی که من با آن‌ها کار می‌کنم را مرور می‌کردم، دیدم در ابتدای کار سه‌تا از این پخش‌ها حتی به‌صورت امانی فیلم‌ها را از من گرفته بودند. یعنی اطمینانی از فروش نداشتند و فروشگاه‌ها هیچ رغبتی نداشتند در وی‌ترین بگذارند. نمی‌دانستند چیست. زمان برد. نزدیک شش، هفت‌ماه زمان گذاشتیم تا تعداد کار‌ها افزایش پیدا کرد و مردم کار‌ها را شناختند، سراغشان رفتند، تقاضا کردند و در ‌‌نهایت فروشندگان و فروشگاه‌ها جرات ‌کردند وی‌ترین برایش اختصاص دهند.

او تایید می‌کند که این کار پرریسک است اما با این‌همه فکر این لحظه را نمی‌کرده که شرایط اینقدر راضی‌کننده باشد:

اول راه وقتی با آقای سرسنگی صحبت می‌کردم، بنا داشتیم تا پایان سال٩٢، ۴٠عنوان منتشر کنیم که نشدنی بود؛ با توجه به روش توزیع و تولید و برگشت پول نشدنی بود. این تعداد تئا‌تر را می‌شود تولید کرد به شرط اینکه بودجه داشته باشیم، یا قیمتش را بالا‌تر ببریم یا سودش را کمتر کنیم یا تیراژ را براساس تقاضا تغییر دهیم. اما از طرفی فکر می‌کردیم اتفاقات بهتری رخ خواهد داد. آن‌ها نشد، با واقعیت روبه‌رو شدیم. از طرف دیگر خیلی اتفاقات رخ داد که پیش‌بینی‌نشده بود؛ اتفاقاتی که الان وقتی نگاه می‌کنیم، کیف می‌کنیم.

چمن‌آرا یکی از دستاوردهای این کار را بازخورد خوب مردم با برخی از آثار حتی در بازتولید می‌داند و می‌گوید:

این اتفاق برای خشکسالی و دروغ افتاد و بعد از انتشار فیلمش، دوبار دیگر روی صحنه رفت و باز هم فروش خوبی داشت. این اتفاق برای ترانه‌های قدیمی هم افتاد.

او همچنین با بیان اینکه در هدف‌هایی که داشتیم، بخشی برآورده شد و بخشی هم اشتباه بود، از دستاوردهای جالب این طرح می‌گوید:

کسی آمده که تمام تئاترهایی که منتشر کردیم را گرفته، دفترچه‌ای درست کرده و کلی از ایرادهای ما را گرفته است. خیلی بادقت تا پوست و استخوان‌ کار را درآورده‌ است. یک‌روز یک کلاس آمدند اینجا. ١٠، ١٢ نفر از یک کلاس آمدند. هرکدام یک کاغذ دستشان بود و یک تئا‌تر را برداشتند. وقتی پرسیدم چرا این کار‌ها را می‌خرید گفتند استادمان گفته برای طراحی‌صحنه کار‌ها را بگیریم و تحلیل کنیم. اما جذاب‌ترینش که خیلی کیف کردم این بود که آقایی که سال‌ها بتهوون می‌آمد و موزیک می‌خرید لابه‌لای خرید‌هایش تئا‌تر هم می‌خرید. دو، سه‌ماه پیش گفت چطور می‌توانم بروم تئا‌تر ببینم؟ این‌قدر سوال عجیب‌ بود که مغزم رصد نکرد که یعنی چی؟ گفت یعنی، مثل کنسرت از قبل می‌فروشند یا مثل سینما باید بخریم؟ وقتی صحبت کردم فهمیدم تا الان که چهل و چندساله است تئا‌تر ندیده است. اما به واسطه انتشار این فیلم‌ها دلش می‌خواست یک نمایش را در یک سالن ببیند. اینکه کدام نمایش و کدام سالن اصلا مهم نیست. مهم این است که به‌هرحال یک‌نفر در زمانی که هیچ‌کس کتاب نمی‌خواند و موزیک را دانلود می‌کنند و... یک‌نفر به تماشاچی‌های تئا‌تر اضافه شده است و این خیلی جای خوشحالی است.

اما یکی از موضوعات مهمی که در تولید فیلم‌تئا‌تر وجود داشت تاثیری بود که این نمایش‌ها در اقتصاد تئا‌تر داشتند. اقتصادی که پویا نیست و مشکلات مالی زیادی از جمله پایین‌بودن دستمزد را دارد. چمن‌آرا می‌گوید که این فیلم‌تئاتر‌ها هرچند اندک اما کمک خوبی به اقتصاد تئاتر‌ها کردند. او به راه‌های مختلفی که گروه‌های هنری برای کسب درآمد به‌کار می‌برند اشاره کرد و گفت:

ما وقتی می‌گوییم ارکس‌تر سمفونیک باید خصوصی شود باید خودش درآمد داشته باشد و این درآمد صرفا نباید از فروش بلیت باشد، از انتشار سی‌دی و محصولات دیگرش هم باید باشد. همین‌طور ورک‌شاپ‌هایی که مایسترهای ارکس‌تر می‌گذارند و فروش بلیت ارزان برای تمرین و... وقتی درمورد خصوصی‌سازی تئا‌تر صحبت می‌کنیم مثل هر مورد دیگری که عرضه و تقاضا و خلاقیت دارد می‌تواند از جنبه‌های مختلف هم درآمدزایی کند. حتما فروش فیلم به اندازه بلیت نیست اما می‌تواند صددرصد کمک کند. در کنار این‌ها باید محصولات دیگری هم برای تئاتر‌ها داشته باشیم. اگر کاری موفق است باید تی‌شرت و ماگ و حتی کارت عضویت طراحی کنیم. کارت‌های طرفداران را منتشر و پیش‌فروش کنند. قطعا انتشار تئا‌تر می‌تواند جزو همین موارد باشد و به فروش کمک کند. او می‌گوید: ما هنوز وارد یک فاز این ماجرا نشده‌ایم. هنوز نتوانستیم برای فیلم‌تئاتر‌هایمان آگهی بگیریم. در حالی که ما مدیایی هستیم که مثل هر فیلم دیگری می‌توانیم آگهی داشته باشیم. سعی‌کردیم فرهنگی‌بودن تبلیغات برایمان اهمیت داشته باشد. از جمله اینکه آگهی را روی جلد نیاوریم. اما موفق نبودیم. تاحدی هنوز این کالا را آن دوستانی که در بخش تبلیغات هستند جدی نگرفتند. در حالی که کسی که این کالا را می‌خرد آن مصرف‌کننده‌ای نیست که دور ریخته شود. ما این تئاتر‌ها را در قاب پاکتی ارایه نکردیم. این کاری است که آرشیو می‌شود و هر کسی که این کار را می‌گیرد تا زمانی که اتاق و قفسه دارد و شرایطش را داشته باشد این مجموعه را خواهد داشت. به‌هرحال این جنبه آرشیوی را حفظ می‌کند. آن هم به درآمدزابودن و خصوصی‌بودن کمک می‌کند.

یکی از دلایلی که شاید برخی از تهیه‌کننده‌های تئا‌تر از آن می‌ترسیدند این بود که مردم به دلیل انتشار فیلم‌های تئا‌تر از رفتن به سالن‌های نمایش سرباز بزنند. اتفاقی که مدیر شرکت فرهنگی بتهوون می‌گوید که به فروش هم کمک کرده است:

من این‌قدر مطمئنم فروش فیلم‌تئاتر‌ها به فروش‌ تئاتر‌ها لطمه نمی‌زند که به خیلی از کارگردانان پیشنهاد می‌کنم به‌جای اینکه اجرای سی‌وپنجم را فیلمبرداری کنیم اجرای پنجم را فیلمبرداری کنیم. اثر منتشرشده را به شب بیستم برسانیم که همزمان با بلیت‌فروشی کار را بفروشید. هنوز قبول‌نکردند. من دلم می‌خواهد اولین‌بار با یک کارگردان این چلنج را داشته باشیم. فیلم‌تئا‌تر نه‌ تنها باعث افت تماشاچی نمی‌شود بلکه به فروش هم کمک می‌کند.

اما این پروژه منحصر به نمایش‌هایی که الان روی صحنه هستند نیست؛ به‌گفته بابک چمن‌آرا چند کار از حسین کیانی هست که به مرور در سال٩۴ منتشر می‌شود. رضا حداد و سیامک احصایی کارهای قدیمی دارند که منتشر نشده و در اختیار ماست:

دوستان دیگری هم که فیلمی از کار‌هایشان دارند می‌توانند برای ما بفرستند. طبیعتا کارهای جدیدی که داریم انجام می‌دهیم حداقل کیفیتی دارند و مردم دارند کار جدید می‌گیرند و توقع صدای خوب و تصویر شارپ دارند. اما مثل موسیقی مردم درک می‌کنند که این با امکانات قدیمی‌ ضبط شده است. خودم خیلی دوست دارم. می‌دانم کارنامه بندار بیدخش آقای بیضایی تدوین شده و آماده است. اما اینکه خودشان تمایلی دارند کار را منتشر کنند برای خودم هم سوال است. دوستان دیگر هم هستند. حداقل برای یادگاری و ارسال به جشنواره‌ها فیلمبرداری کردند.

انتهای پیام/