سرویس مد و لباس هنرآنلاین: زهره جناب، کارشناس ارشد طراحی پارچه و لباس و از طرحان برگزیده جشنواره مد و لباس فجر است. او این روزها بر روی مقالهای در زمینه آرکیتایپها کار میکند. آرکیتایپها اسطورههای یونان هستند که بر اساس شخصیت آنها لباس طراحی میشود. او سعی دارد با بررسی آرکیتایپها به آنجا برسد که شخصیت آدمها چه تأثیری روی لباسشان و لباس آنها چه تأثیری روی شخصیتشان میگذارد، چرا که معتقد است لباس انسانها بسته به جهانبینی و سرنوشت و سعادتی که برای خود تصور دارند با یکدیگر بسیار تفاوت دارد.
گفتوگوی هنرآنلاین با زهره جناب را در ادامه بخوانید:
خانم جناب، درباره سبقه فعالیتتان در زمینه طراحی لباس بگویید.
بالغ بر یک دهه است که در زمینه طراحی لباس فعالیت میکنم. در حال حاضر دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد طراحی لباس هستم و در حال نگارش پایاننامهام هستم. در آزمون مرحله اول دکترای پژوهش هنر هم قبول شدهام و باید برای مصاحبه و مراحل بعدی آزمون آماده شوم. من لیسانسم مرتبط با طراحی لباس نبود و من از این موضوع راضی نبودم. به همین خاطر سعی کردم در مقطع فوق لیسانس خودم را به طراحی لباس مرتبط کنم و موفق هم شدم. در کنار آن دورههایی را هم گذراندم و سعی کردم دانشم را در زمینه لباس بهروز کنم.
طراحیهایتان در چه زمینهای است؟
ابتدا سعی کردم کارم را با مانتو و لباس اجتماع آغاز کنم ولی کم کم احساس کردم نیاز جامعه ما بیشتر روی لباس شب، لباس عروس و لباس مهمانیهایی است که در بین خانوادهها برگزار میشود. این کمبود را احساس کردم و حالا برنامهام این است که به طور گسترده به این قضیه ورود کنم. اگر لباس اجتماع هم کار کنم، سعی میکنم یک لباس رسمیتر باشد، یعنی لباسی باشد که ما بیشتر در مهمانیها و ایونتها میپوشیم و با لباس معمولی که در خیابان میپوشیم فرق کند. تلاشم این است که لباسها شیکتر و مجلسیتر باشد.
روی لباس اجتماع دست گذاشتهاید که فکر میکنم در این زمینه با ضعف روبرو هستیم. به نظرتان چرا علیرغم همه تلاشهایی که صورت گرفته، همچنان در زمینه لباس اجتماع، طراحی، دوخت و... مشکل داریم؟ از ضعف طراحان و یا عدم ارتباط طراحان و تولیدکنندهها بوده یا دلیل دیگری دارد؟
البته شرایط نسبت به قبل خیلی بهتر شده است. زمانی که من طراحی لباس را شروع کردم، مانتوها خیلی محدود بودند. جامعه تنوع رنگ را نمیپذیرفت و تولیدکنندهها هم جسارت نداشتند مانتوهای رنگی تولید کنند، چون این کار یک ریسک بود و امکان داشت مردم آن را پس بزنند. خداراشکر این به مرور زمان جا افتاد و الآن تولیدکنندهها به سمت رنگ و تنوع رفتهاند ولی هنوز دوخت، برش و الگوسازی ضعیف است. خوشبختانه الآن تولیدکنندهها هم ارزش حضور طراح را در تولیدیشان حس کردهاند. در فروشگاهها هم میبینید که اسم برندهای ایرانی مشخص است. دلیلش هم این است که تولیدکننده قدر مقوله برندینگ را دانسته و طراحی و برنامهنویس خوب استخدام کرده است. یک کار خوبی هم که انجام دادهاند این است که به نرمافزارها بها دادهاند و حالا نرمافزارهایی مثل جمینی، ایلوستریتور و فتوشاپ کمک کرده که دست طراحان بازتر شود. با این برنامهها خیلی راحتتر میشود الگوسازی، برش، سایزبندی و... را انجام داد و نتیجه کار هم مطلوبتر میشود.

این نرمافزارها تا چه اندازه در دسترس طراحان و حتی دانشجویان طراحی لباس هست؟
بعضی از این نرمافزارها خیلی گران است و برخی دانشگاهها و تولیدیها قدرت خریدش را ندارند و برای آن هزینه نمیکنند. این نرمافزارها قابلیت کپی شدن هم دارند و به همین خاطر تولیدیها نمیخواهند برای خرید آنها هزینه کنند، غافل از اینکه نسخه کپی آنها همه قابلیتهای نسخه اورجینال لایسنسشده را ندارد. اگر ترکیه اینقدر دارد پیشرفت میکند به خاطر این است که دارد با زمانه جلو میرود. الآن طراحی و دوخت در ترکیه خیلی خوب شده است. عصر، عصر تکنولوژی است و ما باید همگام با تکنولوژی پیش برویم. ترکیه برای تکنولوژی و نرمافزارها هزینه میکند و نتیجهاش را هم میبیند. ما هم باید همین کار را انجام بدهیم.
اشاره کردید که در حال نوشتن پایاننامه مقطع کارشناسی ارشد هستید و میخواهید وارد دکترای پژوهش هنر بخوانید. معمولاً اینطور است که دانشجویان رشته طراحی لباس، در مقطع دکتری وارد رشته پژوهش هنر یا رشتههای تجسمی میشوند که حداقل از یک بخش آنها بتوانند بهرهبرداری کنند. با این وجود فکر میکنید تحصیل در رشته طراحی لباس در دانشگاه به دانش خودتان و یا بقیه دانشجویان این رشته میافزاید؟
نکتهای که شما به آن اشاره کردید یک نقطه ضعف است که گریزی هم از آن نیست چون کارشناسی ارشد طراحی لباس، گرایش نو و جدیدی است. البته چون نو است، نمیشود آن را کنار بگذاریم بلکه باید سعی کنیم با مشکلات و چالشهایش درگیر شویم و ارتقایش بدهیم. بعضیها از من میپرسند چه دلیل محکمی وجود دارد که ما ارشد طراحی لباس را بخوانیم و وارد بازار کار نشویم؟ من میگویم علم، علم است و هر چقدر هم که ضعف داشته باشد، باز هم به دانش شما اضافه میکند. در مقطع ارشد دیگر اینطور نیست که همه راهها را به شما یاد بدهند بلکه خود دانشجو باید ببینند زمینه علاقهاش کجاست و و کجای دانشش ضعف دارد که آن را تقویت کند.
یکی از مشکلات ما این است که طراحان فکر میکنند همه کارها از صفر تا صد را باید خودشان انجام بدهند، در صورتیکه برش، الگوسازی و... هر کدام یک شاخه و تخصص جداگانه هستند. نظر شما چیست؟
الآن مرسوم شده که یک نفر را به عنوان "فینیشینگ" میبرند که کار دکوراسیون داخلی لباس خانهها را انجام بدهد. به نظرم در زمینه لباس هم نیاز به همچین کاری هست چون 4 تا گل و تزئینات روی لباس، آن را از این رو به آن رو میکند. من یکی از دغدغههایم همین است و حتی میخواستم برای پایاننامهام روی ملزومات، اکسسوری و تزئینات نهایی لباس کار کنم ولی متأسفانه دانشگاه قبول نکرد و گفت در این زمینه منابع وجود ندارد و خوب نمیشود روی آن کار کرد. یکی از دغدغههای ما اکسسوری لباس است چون این یک واقعیت است که یک زیپ، نخ یا دکمه خوب میتواند لباس را متحول کند. دغدغه دیگری که من دارم و آن را هم به عنوان موضوع پایاننامه پیشنهاد دادم، مقوله بازاریابی و برندینگ بود چون احساس کردم خیلی در این زمینه ضعف داریم. گاهی میبینیم که یک طراح، مزون و تولیدی خوب وجود دارد ولی اینها نمیتوانند خودشان را به خوبی به مردم بشناسانند و یا کارشان را معرفی کنند. اصلاً جایی برای تبلیغات خوب وجود ندارد. به همین خاطر فکر میکنم واحد بازاریابی و برندینگ در مقطع کارشناسی ارشد خیلی به دانشجو کمک میکند تا در این زمینه اطلاعات خوبی دستگیرش شود.

فکر نمیکنید که طراح لباس خودش نباید کار برندینگ و بازاریابی را انجام بدهد؟
منظورم این نیست که طراح لباس باید این کار را انجام بدهد بلکه باید یک بستری وجود داشته باشد که بازاریابی برایش پیش بیاید. یکی از مشکلاتی که ما در مقطع ارشد داشتیم این بود که واحد بازاریابی و برندینگ را از 6 واحد به 2 واحد کاهش داده بودند. استاد ما خانم دکتر اخگر بود که همه بچهها از ایشان راضی بودند ولی ایشان میگفت که من زمان کافی را ندارم و در 2 واحد نمیتوانم چیزی به شما بگویم. این اشکالات وجود دارد و هنوز مدیران برنامهریز نمیدانند که باید چکار کنند. عرض کردم که طراحی لباس رشته نوپایی است و انشاءالله به مرور پیشرفت میکند. اساتید ما خوب هستند و فقط به نظرم سرفصل دروس اشکال دارد. یک مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که بعضی از اساتید رشتهشان مرتبط نیست. تقصیری هم ندارند چون از آنها خواستهاند که بیایند دروس طراحی لباس را تدریس کنند. اگر بستری فراهم میشد که از اساتید خارجی دعوت میشد تا به ایران بیایند، یقیناً اتفاقات خوبی رخ میداد. ما واحد زیباییشناسی را با استاد معین گذراندیم که به بهترین نحو ممکن تدریس میکردند ولی چیزی از لباس نگفتند. اگر تخصص ایشان لباس بود، ما حتماً از زیباییشناسی لباس چیزهای بیشتری یاد میگرفتیم. درسی بود که من واقعاً دوستش داشتم. با تمام خستگی سر کلاس میآمدم ولی میدیدم چیزی نمیتوانند بگویند چون تخصصشان چیز دیگری بود.
طراحی لباس یک رشته کاملاً تخصصی و مجزا است که البته با زیباییشناسی، هنرهای تجسمی، روانشناسی و جامعهشناسی هم ارتباط دارد.
به خصوص با روانشناسی. من الآن دارم روی مقالهای در زمینه آرکیتایپها کار میکنم که یکی از منابع پایاننامهام است. آرکیتایپها اسطورههای یونان هستند که بر اساس شخصیت آنها لباس طراحی میشد. من دارم با بررسی آرکیتایپها به این میرسم که شخصیت آدمها چه تأثیری روی لباسشان و لباس آنها چه تأثیری روی شخصیتشان میگذارد چرا که معتقدم لباس انسانها بسته به جهانبینی و سرنوشت و سعادتی که برای خود تصور دارند با یکدیگر بسیار تفاوت دارد.
قبلاً در این زمینه تحقیقی هم صورت گرفته است؟
در ایران خیر. من دارم از منابع خارجی استفاده میکنم و به دنبال پیدا کردن تأثیر و روابط شخصیت آدمها با لباسها هستم. مثلاً میخواهم ببینم یک آپولو یا یک آفرودیت (اسطورههای یونان) به چه لباسهایی گرایش دارند و اصلاً چه لباسهایی را میتوانند بپوشند. یونگ که یک روانشناس است، آرکیتایپها را بررسی کرده و میگوید آرکیتایپها 8 انرژی مردانه و 7 انرژی زنانه هستند و آقایان و خانمها این 15 انرژی را دارند. این انرژیها به فهم و انتخاب لباس و ارتباطی که بین آن انرژی و لباس وجود دارد، جهت میدهد. یک جور تیپشناسی و شخصیتشناسی است. جامعهشناسی هم خیلی با طراحی لباس ارتباط دارد و روی آن تأثیر میگذارد. من از واحد جامعهشناسی هم خیلی لذت بردم چون تأثیر آن در مد قابل توجه است.
شاید مهمترین کاربرد جامعهشناسی در لباس هم شناسایی ذائقه و خواست مردم باشد، به خصوص در این دوره که مردم دیگر برخی کلید واژههای قدیمی در زمینه مد و لباس را برنمیتابند و ما اگر نتوانیم ذائقه آنها را تأمین کنیم، به سراغ محصولات برندهای خارجی میروند.
درست است. طراح لباس باید به این ذائقه جهت بدهد. طراح اگر خوب طراحی و برنامهریزی کند، ذائقه جوانان و نوجوانان را میتواند به سمتی ببرد که نه مشکل عرفی و قانونی برای پوشش پیش بیاید و نه مشکل تأمین لباس تولیدکنندههای ایرانی.
ما یک زمانی در طراحی لباس با بحران رنگ مواجه بودیم و خوشبختانه الآن 2-3 سال است که از بحران رنگهای مشکی و قهوهای درآمدهایم و تنوع رنگی بیشتر شده است. نظر شما چیست؟
من با پوشش رنگی موافقم و خودم با پوشش رنگی حتی به ادارههای دولتی میروم و آنها هم رنگ را پذیرفتهاند.

شما قبلاً در جشنواره مد و لباس فجر به عنوان طراح برتر انتخاب شدهاید. مسیر این جشنواره را چطور میبینید و ارزیابیتان از دوره اخیر آن چیست؟
من امسال خدمت آقای قبادی هم عرض کردم که انتظار داشتم دوره هفتم جشنواره به نسبت سالهای قبل بهتر باشد ولی این دوره از جشنواره خیلی ضعیف بود. دیدم از یک طراح چند کار در جشنواره وجود دارد و به این مسئله هم اعتراض کردم. بعد گفتند کار این طراح به تولید انبوه رسیده است. خب اگر به تولید انبوه رسیده، شما یک لاین برای تولید انبوه بگذارید، یک لاین برای طراحان خاص و یک لاین هم برای مزوندارها. من کارهای خیلی از دوستان خودم را دیدم که چقدر قشنگ است ولی متأسفانه آن کارها به نمایش گذاشته نشد. باید دستهبندی صورت بگیرد تا کسانی که کار هنری انجام میدهند هم باید در این جشنواره جای داشته باشند. ما اگر به سمت جلو حرکت نمیکنیم، به سمت عقب هم نباید برویم. آن سالی که من در جشنواره جایزه گرفتم، چیزی که توجه من و حضار را جلب کرد این بود که لباسهای ما را تن مدلها کردند و مدلها خیلی پوشیده و با حجاب اسلامی نمایش زنده لباس داشتند. نمایشی که اجرا کردند هم بدون هیچ مشکلی انجام شد ولی به جای آنکه آن را ارتقاء بدهند، کلاً حذفش کردند. کمی باید تبلیغات جشنواره هم بیشتر شود. چه اشکالی دارد که تلویزیون برای این جشنواره وقت بگذارد و آن را پوشش بدهد؟ شاید طراحان و تولیدکنندههای خارجی هم علاقهمند شدند که به ایران بیایند و با برندها و طراحان ایرانی همکاری کنند یا اصلاً دوست داشتند بیایند در خود جشنواره حضور بیایند. الآن طراحان ما خیلی رغبت دارند که به جشنوارههای مالزی و جشنوارههای دیگر بروند ولی آنها رغبتی برای حضور در ایران ندارند چون کسی خبر ندارد که ما داریم جشنواره برگزار میکنیم.
به عنوان سؤال پایانی بگویید که برنامههای آتی خودتان چیست؟ کالکشن جدیدی ندارید که بخواهید از آن رونمایی کنید؟
برنامه بعدی من طراحی لباس شب و عروس است و میخواهم در این زمینه یک کار جدی انجام بدهم و نمایشگاه هم برگزار کنم. ضمن اینکه میخواهم در مسلمشوهای خارج از کشور هم ثبتنام کنم. الآن در دنیا مسلمشوهای زیادی برگزار میشود و من خیلی دلم میخواست بنیاد ملی مد و لباس طراحان ما را ثبتنام میکرد و آنها را در قالب یک تور به آن رویدادها میبرد.