هنرآنلاین: ١- سال ٩٣ ترمز آن ماشینى که بسیارى از نخبگان معتقد بودند با سرعت رو به دره مى‌رود کشیده شد، حتى خط ترمزش پیداست؛ اما رد سرعت آن ماشین، همچنان بر روح و جان بسیارى مردم و به طبع، جامعه هنرى به جاست؛ آن کاغذ پاره‌ها که بعد‌ها روشن شد چه لبه برنده و تیزى دارند هر جایى که توانستند را خط انداختند و خط خطى کردند: گرانى غیرقابل باور کاغذ، نبود پول براى تئا‌تر و سینما، حتى بسیارى از مجموعه داران خصوصى تجسمى عطاى خرید اثر هنرى را به لقایش بخشیدند و... حالا آن ماشین ایستاده است و سلانه سلانه دنده عقب گرفته و دوباره به جاده اصلى بازمى‌گردد، رد این یکى هم البته افتان و خیزان پیداست. ٢- وزارت فرهنگ در سال ٩٣ تنها بود؛ این اواخر تنها‌تر هم شد؛ نشانه آشکارش این روز‌ها در عرصه موسیقى هویداست که حتى تظلم‌خواهى وزیر فرهنگ به دستگاه قضا هم رسیده است؛ بعد از اینکه انبوه اعتراض‌هاى وزیر تاثیرى در لغو دومینوگونه کنسرت‌ها نگذاشت، حالا او از دادگسترى طلب داد مى‌کند؛ البته بعید است هنرمندى به موثر بودن این تظلم‌خواهى چشم امیدى داشته باشد، زیرا وقتى نگاه این است که "موسیقى مطربى است" یعنى خانه از پاى بست ویران است و حالا حالا‌ها کار داریم؛ جالب است که دولت هم در این وادى چندان پشتیبانى از وزارت تنها مانده‌اش نکرده است، شاید تمرکز حداکثرى دولت بر مبحث مذاکرات هسته اى و نیز چالش هاى اقتصادى دلیل‌هاى کم و بیش قانع‌کننده‌اى باشد، ویژه آنکه تک‌مضراب‌هاى رئیس جمهور درباره ممیزى‌ها و نیز انتقاد از محدودیت‌ها در عرصه کتاب این انتظار را پدید آورده که با رسیدن بهار و شاید فراغت دولت از مبحث هسته‌اى، نوروز هنرى ایران هم با حمایت تمام قد دولت از راه برسد. ٣- اما راستش پرسش بزرگ ٩٣، انفعال و سکوت بخش اعظم جامعه هنرى در برابر کج‌فهمى‌ها و زیاده‌خواهى‌هایى است که اقلیتى در عرصه هنر مطالبه مى‌کنند؛ البته عصر یکشنبه‌اى که گذشت برخى چهره‌هاى شاخص موسیقى در خانه موسیقى بعد از مدت‌ها سکوت، نت اعتراض سردادند تا روشن شود جامعه هنرى خواهان هنر براى همه ایرانیان است؛ اما از این رخداد نوبرانه بگذریم، نکته نگران‌کننده این است که بسیارى از هنرمندان به جاى اینکه در کنار وزارت فرهنگ ایستادگى کنند، لبه تیز انتقاد را به سوى این وزارت گرفته و خواهان برخورد عملى دولت با اخلاگران و تحدید خواهان‌اند، کم نیستند هنرمندانى که یادآورى مى‌کنند براى همین راى داده‌اند؛ به گمانم انتظار جامعه هنرى بدیهى و صحیح است اما صرف نگاه کردن و جمله معروف "لنگش کن" کسى را به جایى نمى‌رساند، وزارت فرهنگ اعتدالى فعلى که هیچ، هیچ دولت دیگرى هم نمى تواند به تنهایى و بدون حضور فعالانه جامعه هنرى، آب رفته را به جوى بازآورد؛ اتفاقا هنرمندان به جهت مرجعیت اجتماعى که دارند مى توانند راهگشاى بسیارى از گره‌هایى باشند که در سال ٩٣ کور به پاى هفت سین مى‌رود؛ هر چند که امید‌ها و آرزو‌ها نیز به سال ٩۴ اسباب کشى خواهند کرد. این یادداشت امروز سه‌شنبه ١٨ اسفند در صفحه ١۴ روزنامه شرق به چاپ رسیده است.