سرویس سینمایی هنرآنلاین: در هفته دوم از اکران فیلمهای تماشاخانه کارنامه که در موزه هنرهای معاصر در حال برگزاری است، دو فیلم از خسرو سینایی با عنوان "آن سوی هیاهو" و "فعل مجهول" به نمایش درمیآید.
"آن سوی هیاهو" فیلمی است 43 دقیقهای و سیاهوسفید که به صورت 35 میلیمتری در سال 47 ساخته شده است. فیلم درباره نوجوانان ناشنوا و روشهای آموزش به آنان در مدرسه باغچهبان است. "فعل مجهول" نیز درباره دختربچهای است که در منزل دچار مشکلات خانوادگی ست، در کلاس درس نمیتواند به گفتههای معلم توجه کند و مدام صحنههای دردناک زندگی خانوادگی در ذهنش شکل میگیرد. این فیلم با حمایت انجمن اولیا و مربیان در سال 51 و به صورت 16 میلیمتری تولید شده است.
سینایی درباره اکران این فیلمها به خبرنگار هنرآنلاین گفت: فیلم "آن سوی هیاهو" که شروع کار سهراب شهید ثالث در سینمای ایران است و آخرین فعالیت او در زمینه دستیار کارگردانی بود، توانست دومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در تهران دو جایزه شهرفرنگ طلایی، آرشیو فیلم ایران و دیپلم افتخار هیئتداوران بینالمللی را از آن خود کند. فیلم بعدی "فعل مجهول" نیز بر اساس شعری از سیمین بهبهانی برای انجمن اولیا و مربیان ساخته شد.
وی ادامه داد: داستان "آن سوی هیاهو" درباره مدرسه ناشنوایان باغچهبان است که چگونه آنجا به بچهها آموزش داده میشود تا با دنیای بیرون ایجاد ارتباط کنند و ناشنوایی باعث نشود از این ارتباط اجتماعی دور بمانند. ضمن اینکه قصد داشتیم نشان دهیم وقتی آنجا رفتار آدمها با این افراد معمولی است و ترحمی در آن نیست خوشبختتر زندگی میکنند، اما فیلم "فعل مجهول" درباره اختلافاتی است که در خانواده شکل میگیرد و موجب میشود تا بچهها حواسشان پرت شود. در واقع بررسی تأثیر این اختلافات روی بچهها را مدنظر قرار داده است و اینکه اختلافات چه تأثیراتی بر روی این بچهها خواهد گذاشت. این فیلم از مجموع 30 فیلمی است که از 3 تا 54 دقیقه برای انجمن اولیا و مربیان طی سالهای 49 تا 58 ساختم.
کارگردان "عروس آتش" درباره اکران این فیلمها افزود: متأسفانه همه این فیلمها در آن زمان در حالتهایی محدود و یا در انجمن اولیا و مربیان برای خانوادهها به نمایش میگذاشت نشان داده شدند و باقی نیز در جشنواره فیلم رشد به نمایش درآمدند و جوایزی را نیز از آن خود کردند. جلساتی بود که انجمن اولیا و مربیان برای پدر و مادرها و مربیان، این فیلمها را میگذاشت و از اساتید دانشگاه نیز دعوت میکرد تا بیایند و فیلمها را مورد بحث قرار دهند و گاهی نیز این فیلمهای سه دقیقهای برای این بود که موضوع یک کنفرانس تربیتی را مطرح کند. گاهی فیلمهای بلندتر مثل "فرار" که محمدعلی کشاورز در آن بازی میکرد یا "خطخوردگی" یا "چرا بچه من؟" یا "سکوت رنگین" فیلمهایی بودند که در زمان طولانی به نمایش درمیآمدند و بعد درباره آنها صحبت میشد.
سینایی ادامه داد: در آن زمان بین تلویزیون و انجمن توافقی حاصل نشد تا این فیلمها به نمایش درآید، چرا که هر کدام میخواستند متخصصان خودشان درباره موضوع صحبت کنند و بعد هم به انقلاب خوردیم و دیگر این فیلمها هرگز فرصت نمایش نیافتند.
کارگردان "جزیره رنگین" همچنین درباره تفاوت فیلمسازی در زمان گذشته و حال بیان کرد: تفاوت از زمین تا آسمان است. الان با وجود دوربینهای دیجیتال ارزانقیمت و امکاناتی که هست، جوانان علاقهمند میتوانند فیلمهای خودشان را بسازند، در حالی که در آن زمان اینگونه نبود. فیلمها به شیوه 35 میلیمتری و 16 میلیمتری تولید میشدند و ساخت آنها از مخارج شخصی فیلمساز بسیار بیشتر بود و عملاً به تنهایی ساخت یک فیلم میسر نبود.
سینایی همچنین با بیان اینکه اگر این فرصت ایجاد شود تا این فیلمها به نمایش درآیند گفت: اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوب است و نشان میدهد که فیلمساز در آن زمان با چه حس و حالی مسائل را مطرح کرده است. بسیاری از فیلمهای من را دوستان میخواهند ببینند و فقط متأسفم که چرا در زمان خودشان مطرح نشدند و این فرصت را نیافتند تا دیده شوند. بارها گفتم که اگر میخواهید درباره سینمای موفق امروز که من را بسیار خوشحال میکند، تحقیقی داشته باشید، درباره این نوع فیلمها تحقیق کنید و ببینید پایههای سینما از کجا گذاشته شد. اینها فیلمهایی بودند که در فضای واقعی و با نابازیگران ساخته شدند و اساس بر این بود که بازیگر مطرح در آنها حضور نداشته باشد، چرا که میخواستیم مخاطب با یک فضای کاملاً واقعی روبهرو شود و فکر نکند که فیلم میبیند. به همین دلیل من در 90 درصد از آنها از اسم "پلاتو 16" به جای نام خودم استفاده کردم. فقط امیدوارم که این فیلمها نابود نشده باشند و خوشحالم که این دو فیلم به نمایش درمیآیند.
کارگردان "مرثیه گمشده" با اشاره به اینکه زیربنای سینمای ایران با این فیلمها رقم خورده است، درباره وضعیت حال حاضر و اکران این فیلمها بیان کرد: مسئله مهم، کارنامه سینمای ایران است که در 90 درصد موارد محدود شده به فیلمهایی که روی پرده سینما بوده و برای عامه نمایش داده شده است و احیاناً فروشی داشتهاند و ستارهها را نیز در آن میتوان دید؛ ولی زیربنای سینمای ایران را در واقع فیلمهای دیگری ساختند که کمتر دیده شدند، و راههای دیگری را مطرح میکردند در واقع فیلمهایی که عامهپسند نیستند سینمای ایران را ساختند اما متأسفانه با بداقبالی روبهرو شدند.
سینایی در خاتمه درباره این روزهای خود نیز گفت: خیلی شرایط شوقانگیز نیست و فقط به مسائل دولتی ختم نمیشود. این اواخر در بندرعباس بودم و عکسالعملی که انجام دیدم آنقدر ناراحتم کرد که به مدت زمانی نیازمندم تا بتوانم آن را هضم کرده و درک کنم.