گروه سینمای هنرآنلاین: پس از حدود یک ماه توقیف سرانجام «بدنام» منتشر شد در آغاز قسمت دوم سریال، با هشداری مواجه میشویم که نباید به سادگی از کنار آن گذشت: «این قسمت شامل صحنههایی است که برای همه مناسب نمیباشد. در صورتی که خود یا اطرافیان دچار نابسامانیهای حسی و روانی هستید با شماره 123 اورژانس اجتماعی تماس بگیرید.» در درامهای مدرن، این جملات تنها یک تشریفات اداری برای تعیین ردهبندی سنی نیستند؛ این یک «مانیفست اخلاقی» است و از همه مهمتر احترام تیم سازنده به مخاطب تلقی میشود.
این هشدار، ذهن مخاطب را آماده میکند تا از لایه امن خود خارج شده و با واقعیتهای عریان، خشونت عاطفی یا تنشهای پیشبینیناپذیر روبهرو شود. در واقع، فیلمساز با این کار به مخاطب میگوید: «ما وارد منطقه ممنوعه شدهایم؛ جایی که قرار نیست همه چیز طبق میل و آرامش تو پیش برود.» این شروع تلخ، در خدمت همان ساختار تقدیرگرایانه است. وقتی از ابتدای قسمت اول پایان را میدانیم، این هشدارها مانند تابلوی خطر در جادهای است که میدانیم انتهایش به دره ختم میشود.
سریال «بدنام» در دو قسمت ابتدایی به موضوعات حساسی چون خودکشی و بنبستهای روانی و عاطفی میپردازد، این هشدار نقش یک چتر نجات را دارد. فیلمساز با این کار، مرز میان نمایش برای شوک و نمایش برای آگاهی را ترسیم میکند. این پیشآگاهی، مخاطب را نه به تماشای منفعلانه، بلکه به یک هوشیاری عاطفی دعوت میکند تا بداند آنچه میبیند، نه یک سرگرمی محض، بلکه بازنمایی یک جراحت عمیق اجتماعی است.
«بدنام» با افشای انتهای داستان آغاز میشود. حالا با ورود به مبحث خودکشی، این ساختار، معنا و اهمیتی دوچندان پیدا میکند. وقتی تماشاگر از ابتدا شاهد فروپاشی یا میل به پایان دادنِ یک شخصیت است، هر حرکت او در قسمتهای میانی را با دقتِ یک جراح زیر نظر میگیرد.
در این نقطه است که پرداختن به یک موضوع حساس و جدی انسانی_ اجتماعی به جای اینکه آموزش منفی داشته باشد به یک کلاس آموزشی تبدیل میشود. در واقع پرداختن به مسئله خودکشی در این سریال، فراتر از یک گره داستانی، یک رسالت اجتماعی را دنبال میکند. نمایشِ دقیقِ فرآیندِ انزوای روانی و بنبستهای فکری شخصیت، نوعی آگاهیسازی برای جامعه است. این بخش از درام، در واقع به اطرافیانِ افرادِ آسیبدیده هشدار میدهد تا نشانههای پنهانِ رنج را در سکوتهای طولانی یا تغییرات کوچکِ رفتاریِ نزدیکانشان کشف کنند. سریال با نمایشِ این سقوط، تلاش میکند تا پیش از وقوع فاجعه در دنیای واقعی، حسِ مسئولیتپذیری را در بیننده بیدار کند.
در درامی که محور آن بدنامی و سقوط است، صحنههای سخت، ابزاری برای تطهیر هستند. هشدار ابتدایی فیلم، ذهن را برای پذیرش این تطهیر آماده میکند. این پیام به ما یادآوری میکند که هنر قرار نیست همیشه زیبا و نوازشگر باشد؛ گاهی هنر باید مانند یک سیلی، ما را نسبت به دردی که زیر پوست جامعه در جریان است (مانند میل به خودکشی یا انزوای ناشی از قدرت) بیدار کند. در واقع، این هشدار نوعی «حریم خصوصی» برای مخاطب ایجاد میکند تا در آن خلوت، بدون گارد دفاعی، با ترسهای خودش یا رنجهای دیگری روبرو شود و پرداختن به این موضوع جسارت بزرگی نیاز دارد تا در عین نشان ندادن فعل خودکشی این موضوع را به چالش بکشد.
مهسا بهادری