گروه تجسمی هنرآنلاین،«خلوت کوزهها» هفتمین نمایشگاه انفرادی علیرضا روحالامینی است. روحالامینی تاکنون در چیزی بالغ بر 100 نمایشگاه گروهی، چند نمایشگاه در خارج از کشور و ورکشاپهای متعددی حضور داشته است. او در این سالها در ژانرهای مختلفی کار کرده اما آثارش همواره بر پایه خط و نقاشی نبوده. چند سالی است که کارهای روحالامینی رنگ و بوی نقاشی گرفته و از خط به عنوان عنصر تزئینی استفاده میکند. ترکیب گلدان و کوزه با خط در تابلوهای این هنرمند شناختهشده کشور موضوع جدیدی است و بنا بر گفته خود او، دو سال است که تابلوهایش را براساس دو المانِ گلدان و کوزه میکشد و تقریباً امضای شخصی کارهایش شده است. به عبارتی دیگر خط در نقاشیهای علیرضا روحالامینی یک عنصر تزئینی است تا یک عنصر اصلی.
چرا گلدان و کوزه؟
آنچه که در نمایشگاه «خلوت کوزهها» بیش از هر نکته دیگری در تابلوها به چشم میخورد، حضور بارز نمادهای فرهنگی و سنتی ایرانی، البته با نگاهی مدرن و امروزی است. صرفنظر از گلدان و کوزه، بریدههایی از نسخ خطی در تابلوهای روحالامینی به چشم میخورند که نمودهای بارزی از فرهنگ مکتوب ایرانی به شمار میآورند، خاصه با در نظر گرفتن این نکته که نسخ خطی ایرانی از خطوط چشمگیر کهن فارسی برخوردارند و خط فارسی خود آیینه تمامنمایی از سنتهای فرهنگی ایرانی است. از این گذشته، باید به ظهور بارز المانهایی دیگر نظیر فرش، نقوش مختلف ایرانی، استفاده از رنگهای چون رنگ آبی کاشیهای ایرانی یا ماهیهای قرمزرنگ در آثار روحالامینی اشاره کرد که کنار هم قرار گرفتن این عناصر با گلدان و کوزه، تصویری از یک «ایران فرهنگی» را در تابلوهای او به چشمان بیننده هدیه میکند.
علیرضا روحالامینی درباره استفاده از دو المان گلدان و کوزه در آثارش اینگونه توضیح میدهد: «گلدانها و کوزهها ریشه در تاریخ، فرهنگ، هنر و تمدن ما دارند. اولین چیزی که در موزهها به چشم میخورد و المان اصلی تلقی میشود کوزه، کاسه و اشیای قدیمی است. در اروپا، آسیا مخصوصاً شرق آسیا، چینیها، ژاپنیها و کرهایها خیلی از گلدانهای لعابی یا گلدانهای لاجوردی استفاده میکنند. در ایران باستان روی مفرغها و در اروپا روی مس و نقره برجستهکاری و خاتمکاری کردند.این اتفاقات روی گلدانها برای من جالب بود و آن را دنبال کردم و بر اساس مطالعاتم در ادبیات، خیام، مولانا، سهروردی، سنایی، غزالی و ابن عربی آثاری با موضوع گلدانها و کوزهها داشتند.»
نکته دیگری که در تابلوهای نمایشگاه «خلوت کوزهها» میبایست بر آن متمرکز شد، آن است که گلدان و کوزه، از دیرباز دو بستر مناسب برای ارائه خطوط و نقوش ایرانی بودهاند. اشعار فارسی بیش از هر جای دیگر روی این کوزهها و گلدانها خودشان را نشان دادهاند و نقاش هنرمند «خلوت کوزهها»، با انتخاب این بستر برای تصویرسازی، کانسپت را برای به تصویر کشیدن خط ایرانی نیز مهیا کرده است.

روح ایرانی، حلقه گمشده اینروزها
روح ایرانی، آن جوهر پنهانی است که در طول قرنها در زبان، اسطوره، موسیقی، معماری و شیوه زیستن ما جریان داشته و امروز بیش از هر زمان دیگری کمرنگ شده است. شتاب زندگی معاصر، مصرفزدگی فرهنگی و تقلید بیتأمل از الگوهای وارداتی، پیوندهای ما را با این روح تاریخی سست کردهاند. در چنین وضعیتی، نقش هنرمندان اهمیتی دوچندان مییابد. هنرمند نه صرفاً تولیدکننده اثر، بلکه واسطهای میان گذشته و اکنون است؛ کسی که میتواند حافظه جمعی را بیدار کند و آن را به زبانی امروزی بازآفریند. احیای روح ایرانی به معنای بازگشت نوستالژیک به گذشته نیست، بلکه کشف دوباره ارزشهایی چون تأمل، شاعرانگی، معنویت و پیوند با طبیعت است. اگر هنر بتواند این عناصر را با مسائل انسان امروز پیوند دهد، نهتنها هویت فرهنگی ترمیم میشود، بلکه افق تازهای برای خلاقیت و خودآگاهی جمعی گشوده خواهد شد.
علیرضا روحالامینی در نمایشگاه جدیدش با بهرهگیری آگاهانه از عناصر ریشهدار ایرانی نشان میدهد که احیای روح ایرانی امری ممکن و معاصر است. او با بازخوانی فرمهایی آشنا از حافظه فرهنگی، مانند اشیای سنتی و نشانههای زیستِ بومی، آنها را از کارکرد تزئینی جدا کرده و با خوانشی مدرن، به حامل معنا و تأمل بدل میکند. آثار او نه بازتولید گذشته، بلکه گفتوگویی زنده میان سنت و امروزند؛ جایی که سکوت، درونگرایی و شاعرانگی ایرانی به زبانی بصری و امروزی ترجمه میشود. این نمایشگاه نمونهای موفق از پیوند هویت فرهنگی با بیان معاصر است.
فرمهای آشنا در نقاشیهای روحالامینی، نهفقط بهعنوان نمادهای تاریخی، بلکه بهعنوان کانالهایی برای انتقال تجربه، سکوت و تأمل نمایش داده میشوند، و بدین ترتیب ارتباطی میان حافظه جمعی و تجربه فردی برقرار میکنند که بازتابی از هویت ایرانی، در شکل و شمایلی نوین و امروزی است.
نمایشگاه «خلوت کوزهها» تا 16 دیماه در گالری ثالث، واقع در تهران، خیابان کریمخان زند، بین ایرانشهر و ماهشهر، شماره ١٤٨ ادامه دارد.
انتهای پیام