آیدین آغداشلو چهره ماندگار عرصه نقاشی،که چندی پیش از کتاب نقدهای سینمایی‌اش رونمایی شد در گفت و گو با خبرنگار تجسمی هنرآنلاین درباره رمز و راز ماندگاری یک اثر هنری و چرایی اقبال از یک اثر هنری متوسط و گاه مهجور ماندن یک اثر طراز اول هنری گفت: حاشیه‌هایی که برای یک اثر به وجود می‌آید، نقش تاثیرگذاری بر روی آن دارند . با نگاه به هر دوره‌ای متوجه می‌شویم که وقتی یک اثر هنری شکل می‌گیرد، این شکل‌گیری به وسیله گروهی از هنرمندان به وجود می‌آید. در حقیقت درست است که تکوین اثر هنری یک امر فردی و خلاقانه است اما در نهایت هنرمندان هر دوره در کنار هم قرار دارند و ناخوداگاه نوعی همفکری وجود دارد و آثار هنری هم تحت تاثیر آن به وجود می‌آید اما پس از این مرحله اثر هنری به جامعه سپرده می‌شود.

وی در این باره اظهار کرد: وقتی اثر هنری به جامعه سپرده شد جامعه یا کار را درست عرضه می‌کند یا نمی‌تواند آن را به درستی ارائه و به فروش برساند یا در حراج‌ها شرکت دهد. این موارد دیگر دست هنرمند نیست. اثر هنری به دست مردم سپرده می‌شود و از اختیار هنرمند خارج می‌شود و اتفاقات مختلفی برای آن می‌افتد آن وقت است که این بحث‌ها که در ابتدا مطرح کردید به وجود می‌آید.

این هنرمند با تاکید بر اینکه تاریخ درباره کیفیت اثر هنری قضاوت می‌کند گفت: گاهی ممکن است حواشی که در اطراف اثر هنری است درست کارشان را انجام ندهند. این دیگر حاشیه کار است و نتیجه‌اش این می‌شود که اثر هنری و هنرمند محجور می‌مانند. همه این اتفاقات در اطراف هر اثری بیفتد و حواشی که معرفی کننده و گسترش دهنده اثرش هستند درست کارشان را انجام ندهند مجبور است منتظر بماند تا مورد قضاوت تاریخ قرار بگیرد اینکه آیا جامعه در قبال اثر هنری کارش را درست انجام داده یا نه. بنابراین به هنرمند ارتباطی ندارد بلکه به حواشی کار مربوط است.همین حواشی ممکن است باعث شود اثر هنری متوسطی هم در سطح بالایی قرار بگیرد این اتفاقات می‌افتد، ولی تاریخ در نهایت حکم نهایی را می‌دهد.

آغداشلو در بخش دیگری از سخنانش در پاسخ به این پرسش که آیا قصد دارد حالا که کتاب نوشته‌های سینمایی‌اش را منتشر کرده ،شعرهایش را در قالب کتابی منتشر کند اظهار کرد: دست‌نویس شعرهایم که در سن 13 و 14 سالگی نوشته‌ام پیش عباس کیارستمی است و دست من نیست. جایش امن است و قصد چاپشان را هم ندارم.

وی که به تازگی آخرین کتابش که شامل نقدهایی بر چند فیلم است منتشر شده، درباره علاقه‌اش به سینما گفت: علاقه من به سینما به دوران نوجوانی‌ام برمی‌گردد. با توجه به زندگی بسته، محدود و اندوهگینی که داشتیم سینما روزنه‌ای بود از تخیل، زیبایی و درخشش اتفاقاتی که در زندگی روزمره‌مان نمی‌افتد . در حقیقت در زندگی سختمان گریز گاه را در سینما پیدا می‌کردیم. وقتی وارد سینما می‌شدیم جهانی آغاز به کار می‌کرد که هر چیزی در آن ممکن بود. به همین دلیل به سینما علاقه‌مند شدم.

این هنرمند برجسته با‌ اشاره به اینکه دیگر فیلم‌ها را در قالب ژانرهای مشخص طبقه بندی نمی‎کند تصریح کرد: در سال‌های دور فیلم‌ها برایم گروه بندی شده بود. هر ژانری جای خود را داشت، اما الان این طور فکر نمی‌کنم. یا فیلم خوب است یا بد، یا سینمای جدی است یا نه. الان تصور می‌کنم سینمای جدی روی من اثر گذارتر است.

او در پایان با مهم تلقی کردن شناخت هنرهای تجسمی‌توسط سینماگران گفت: اینکه سینماگری نسبت به هنرهای تجسمی آگاهی زیادی داشته باشد اهمیت قطعی ندارد اما جزو بخشی از حضور ذهن و شعور گسترده فرهنگی است که حتما به کار فردی از چون کیمیایی می‌آید.