سرویس تجسمی هنرآنلاین: پس از آنکه در دهه 70 میلادی هنر انتزاعی صحنههای جهانی را تسخیر کرد، جنبش هنری نئواکسپرسیونیسم یا نو هیجاننمایی، از اوایل دهه ١٩٨٠ شکل گرفت تا به تصویر کشیدن دوباره انسان، اشیاء و فرمهای قابل تشخیص، واکنشی باشد بر بیشکلی نقاشیهای دهه قبل و در عین حال نظرات و احساسات آنها را به رویدادهای اجتماعی و شرایط زندگی انسان معاصر نشان دهد.
اقبال دوباره به هنر فیگوراتیو با موضوعاتی همچون بحران هویت، روانپریشی، مسخشدگی و... همراه بود و با توجه به تصاویری که در ارتباط با این مفاهیم شکل گرفته بود به "هنر زشت" نیز معروف شد. ویژگی بارز این سبک استفاده از رنگهای تند با کنتراست زیاد و ضرب قلمهای تند و پر احساس است.
در ایران نیز جریانات اجتماعی مانند جنگ باعث شد هنرمندان زیادی به نئواکسپرسیونیسم گرایش پیدا کنند و حتی پس از آن نیز هنرمندان جوانتر موضوعاتی مانند بحران هویت یا آرزوهای بر باد رفته را دستمایه آثار خود قرار دادند. آنچه در گالری شیرین به نمایش درآمده است منتخبی از آثار سه نسل هنرمندان است که با تجربیات زیسته خود در آثاری گوناگون رنج و سرگشتگی انسان معاصر را روایت میکند.
منوچهر معتبر یکی از مهمترین چهرههای این نمایشگاه است که سه اثر از او در این مجموعه به نمایش درآمده است. فضای تیره و تار آثار او با فیگورهایی که گاه واضح و گاه مبهم در میان سطوح مختلف دیده میشوند همراه شده و تاشهای رنگی که بر روی همه این تصاویر میآید، تنها استفاده او از رنگ هستند. فضای این آثار یادآور هیچ جغرافیای مشخصی نیست و احساسات افراد در بیزمانی و بیمکانی، به تصویر کشیده شده است.
از فرشید ملکی هم چند اثر در این مجموعه دیده میشود. او در دو تابلو فضایی مانند قاب تلویزیون را به وجود آورده است که تصاویر موجود در آن ترکیبی ناشناخته از عناصر مختلف است. این اجزا میتوانند بخشهایی از بدن انسان یا اشیاء گوناگون باشند که بدون هیچ ارتباط منطقی با هم ترکیب شدهاند.
کیومرث هارپا در آثار خود به انسان پرداخته و او را در ارتباطات اجتماعی یا فضای شخصی نمایش داده است. جمعی از آدمهای در حال فریاد کشیدن در یک تابلو دیده میشوند و در اثری دیگر زن و مردی را در کنار میزی میبینیم که شاید بنا بوده سمبل یک قرار عاشقانه باشد اما به نظر میرسد به محلی برای نمایش تضادها تبدیل شده است.
عرفان شهیاد در آثار خود با ریختن رنگ بر روی زمینه، فرمهایی آزاد را ایجاد کرده است که هدایت کردن آنها و ایجاد سایه و روشن سبب شده است به فیگورهای انسانی تبدیل شوند. این فرمها به بدنهایی معلق در فضا تبدیل شدهاند که ناتوان از انجام حرکتی حساب شده، بیاراده و سرگردان هستند.
پیام گلچین در تابلوی "وهم سایهها" که با تکنیک آتش زدن بوم به وجود آمده است تصویری گنگ از فضایی ناشناخته را ایجاد کرده است که در آن فرمهایی مانند صندلی یا اسب چوبی قابل تشخیص است. این فضا مانند خاطرهای دور از آنچه امروز دیگر وجود ندارد به نظر میرسد.
آثار سلمان خوشرو با لایههای ضخیم رنگ که با کاردک روی بوم گذاشته میشوند شناخته میشود. فیگورهای مردانی قویهیکل با حرکت روان کاردک بر روی رنگها شکل گرفته و استفاده از رنگهای متنوع سرد و گرم، انرژی مضاعفی به آنها بخشیده است.
لیلا ویسمه در اثر "این زمستان را پایانی نیست" منظرهای سیاه و سفید را به تصویر کشیده است که آدمها در ابعادی بسیار کوچک در حال حرکت به سوی مقصدی نامعلوم هستند. سیاه و سفید بودن فضا باعث میشود که بیننده تصور کند با صحنهای برفی و طوفانی مواجه شده است و همین موضوع رنج افراد حاضر در صحنه را به مخاطب منتقل میکند.
از کوروش شیشهگران آثاری متفاوت از آنچه که در سالهای اخیر شاهد هستیم به نمایش درآمده است. پرترههایی از مجموعه طراحیهای جنگ متعلق به سال 58، با حرکتهای تند و آزاد قلم بر روی زمینه، چهرههایی پر استرس و تحت فشار را نمایش میدهند که گرچه هیچ نشانی از فضای اطراف آنها در تصویر نیست اما میتوان فشار محیط و آسیبهای ناشی از آن را در چهرهها مشاهده کرد. او در اثری دیگر فیگورهایی به دار آویخته را به نمایش کشیده است که با در هم پیچیدن خطوط پهن شکل گرفتهاند و یادآور خطوط رنگینی هستند که در آثار دیگر او به چشم میآیند.
آفرین ساجدی در تابلویی با نام "حیوان معاصر" آدمی را نمایش داده است که با ماهی ترکیب شده و هویت انسانی خود را از دست داده است. سارا آریان پور نیز در آثار خود پیکری مثله شده از انسانی بیچهره و بی هویت را نمایش داده است.
سیوا شهباز در دو اثر عکاسی دیجیتال با نام "حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت" تصویری از یک مقبره خصوصی و سنگ قبرهای موجود در آن را نمایش میدهد که فضای تاریک و خفه آنها نشان دهنده گذر سالیان طولانی و متروک ماندن است. رومین محتشم در عکاسی صحنهپردازی شده "برای رفتگان" فضایی تاریک و کثیف را نشان میدهد که در آن دو پیکره شبح مانند، دو طرف میزی نشسته و شاید گفتمانی با هم دارند.
سروش میلانیزاده در عکسی که بازسازی شده نقاشی "جودیس، اولفرنس را سر میبرد" اثر آرتمیسا جنتیلسکی است، به خشونت انسان علیه هم نوع پرداخته که سابقهای تاریخی دارد و از دیرباز تاکنون تکرار میشود.
مجسمههای آرمین پورفهیمی بدن متلاشی شده انسان را نمایش میدهند، بدنی ورزیده و پرورش یافته که زخم خورده یا پاره پاره شده است. نگار نادریپور نیز در اثر "ریههای لذت، پر اکسیژن مرگ است" چهره زن و مردی را نشان میدهد که در آرامش خوابیدهاند اما به نظر میرسد آرامش آنها حاصل از عدم وجود حیات باشد.
الهام فلاحی در اثر "آفرینش" که بخشی از آن در این نمایشگاه دیده میشود با استفاده از نایلون و مواد مختلف، پیکرهای عجیب را به وجود آورده است. فیگور انسانی که با کیسههای نایلونی ساخته شده و با موجوداتی مانند ماهی، پرنده و... پیوند خورده است، موجودی عجیبالخلقه را نمایان میکند.
گفتنی است نمایشگاه "نئواکسپرسیونیسم در هنر معاصرایران" تا چهارشنبه ۲۲ خرداد ادامه دارد و شهریار احمدی، سارا آریانپور، آیدین آغداشلو، آرمین پورفهیمی، علی پیروز، وحید چمانی، سلمان خوشرو، بهمن دادخواه، آفرین ساجدی، سیوا شهباز، عرفان شهیاد، کوروش شیشهگران، ابراهیم علیپور، الهام فلاحی، صمد قربانزاده، راشین قربی، زهرا قیاسی، ماتیسا کازرونی، کیومرث کیاست، پیام گلچین، رومین محتشم، احمد مرشدلو، منوچهر معتبر، فرشید ملکی، نزار موسوینیا، سروش میلانیزاده، نگار نادرىپور، آتیه نوری، سپیده نوری، کیومرث هارپا و لیلا ویسمه هنرمندان این نمایشگاه هستند.