به گزارش هنرآنلاین، فدریش دورنمات، نمایشنامه «ملاقات بانوی سالخورده» را در سال 1955 و یک دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم نوشت. دورنمات این نمایشنامه را با توجه به وضعیت آشفته اروپا در آن زمان نوشت و پس از آن به یکی از مهمترین آثار در ادبیات نمایشی جهان تبدیل شد.
فریال آذری از مدرسان و کارگردانان تئاتر درباره اهمیت دورنمات در دنیای تئاتر گفت: من دورنمات را به مثابه یک پل میدانم. یک سمت این پل تئاتر حماسی برشت و یک سمت دیگر تئاتر پوچگرای بکت است. دورنمات برخلاف این دو نویسنده، مسئولیت اخلاقی را حذف نمیکند و سعی دارد به جوامعی که با بحران عدالت دست و پنجه نرم میکنند، بپردازد.
آذری «ملاقات بانوی سالخورده» را یکی از نمونههای شاخص گروتسک مدرن دانست و بیان کرد: میتوان به بخشی از گروتسک اثر «اخلاق فروخته شده» گفت. در واقع در نمایشنامه جنایت در لباس نظافت معنی پیدا میکند و در این متن گروتسک نه فقط یک اغراق صرف، بلکه مکانیزمی برای افشاست.
این کارگردان تئاتر در ادامه افزود: زبان محترمانه شهروندان و تشریفات رسمی که برای قتل دارند نشان میدهد یک جامعه چطور میتواند جنایت را به یک روند معقول تبدیل کند. قتل در نمایش نه یک تراژدی کلاسیک بلکه یک آیین و قتل تمیز جمعی است. در مورد قتل شخصیت اصلی این جنایت به مثابه یک قرارداد است. اقتصاد و مسائل معیشتی مردم شهر باعث میشود تا قتل را نه به عنوان خشونت بلکه به عنوان یک پیشنهاد بپذیرند و قتل مرد مطالبه نمیشود بلکه قیمتگذاری میشود. این کار، امر تراژیک را به روال اداری و محترمانه تبدیل میکند.
آذری ادامه داد: کلارا با پای مصنوعی و دست فلزی به شهر برمیگردد و این بدن مادری است که تکه تکه شده. زن با بدنی ناقص برمیگردد تا نقص اخلاقی جامعه را آشکار میکند. جامعهای که یک بار کودک را انکار کرده حالا با مادری مواجه است که خودش به شیء تبدیل شده. اینجا ما با پدیده شیءشدگی روبهرو میشویم.
وی مرگ شخصیت اصلی نمایشنامه را یک تولد معکوس و وارونه دانست و گفت: جامعه دوباره دور همدیگر جمع میشود و یک آیین جمعی شکل میگیرد اما این بار یه جای زایش یک حذف رخ میدهد. این اتفاقی است که در ادبیات مدرن با آن مواجه میشویم. گروتسک نهایی جایی اتفاق میاقتد که جامعه برای حذف کودکی که سالها پیش از دست داده حدف یک انسان بالغ را مشروع میداند. شاید بتوانیم بگوییم در «ملاقات بانوی سالخورده» گروتسک نه فقط یک اغراق بصری بلکه یک اخلاق واژگون شده است به ویژه زمانی که با لبخند انجام میگیرد. جامعهای که رحم را انکار میکند و بقایش در گرو حذف مرد است، دست به یک قتل جمعی میزند.
این مدرس تئاتر خاطرنشان کرد: دورنمات بازتعریفی از تراژدی در جهان مدرن داده و باورش بر این بوده که تراژدی کلاسیک در جهان مدرن ممکن نیست. این به خاطر فقدان رنج نیست بلکه به خاطر پیچیده گی ساختارهای اجتماعی است و او آمده تا جای قهرمان والا را به یک فاجعه جمعی بدهد و تراژدی را از یک سرنوشت فردی بگیرد و نگاهی جمعی به آن بیندازد.
آذری با اشاره به اینکه دورنمات در آثارش به ویژه در «ملاقات بانوی سالخورده» از زبان اخلاق استفاده و آن را به عنوان ابزار اصلی نقد اخلاقی بدل میکند، گفت: در این نمایشنامه خنده همزمان با وحشت شکل میگیرد و امر مضحک حقیقت را عریانتر میکند و تماشاگر هم ناخواسته در موقعیت همدستی قرار میگیرد. حالا تماشاگرش است و باید به جای قاضی بنشیند و تماشاگر باشد. دورنمات نهادهای قدرت مثل دادگاه، دولت، اقتصاد و رسانه را نقد میکند و به ما میگوید فساد محصول آدم بد نیست و نتیجه ساختارهای درستگرا است. شاید همین نگاه او را به شدت معاصر و جهانشمول میکند.
وی در پایان اضافه کرد: اینجا یک موقعیت اگزیستانسیال وجود دارد و دورنمات سعی میکند اگزیستانسیال مسئولیتپذیری را رعایت کند و جهان را وارد مسئولیتگریزی نکند و حالا قاضی، مخاطبی است که نمایش را میبیند. به عقیده دورنمات خنده آخرین و خطرناکترین شکل تراژدی است.
برنامه «آنسوی جلد» به تهیه کنندگی سجاد کلبادینژاد اجرا و سردبیری احمد محمدتبریزی و عطیه موذن و گزارشگری آوا نوری یکشنبهها ساعت ۲۱ از شبکه رادیویی نمایش پخش میشود.
انتهای پیام