نمایش «رویای آمریکایی» نوشته تنسی ویلیامز و ترجمه حمید سمندریان و با دراماتورژی و کارگردانی علی حضرتی، از ۱۷ دی‌ ساعت ۱۷:۳۰ در عمارت نوفل‌لوشاتو، روی صحنه رفت اما به دلیل اتفاق‌های اخیر از اجرا بازماند.

در این نمایش ۷۵ دقیقه‌ای، امیر کردی(تام)، زهره خزایی(لورا)، مهتاب عباسی‌فرد(آماندا)، احمدرضا میررجبی(جیم) و محمدجواد رضوانی(پدر) ایفای نقش می‌کنند.

رویای آمریکایی حاصل دو سال تحقیق و تمرین گروهی از دانشجویان و هنرمندان جوان است و با نگاهی هجوآمیز و کمدی سیاه، زندگی خانواده وینگفیلد در دهه ۳۰ آمریکا را روایت می‌کند.

داستان نمایش که مسعود تکاور مشاوره آن را بر عهده دارد، به رویاهای از دست رفته و زندگی تباه شده اعضای خانواده می‌پردازد؛ رویاهایی که مادر خانواده برای فرزندان محدود کرده و اکنون فرزندان آن‌ها را بروز می‌دهند.

برای تحقق رویای آمریکایی، متن نمایشنامه باغ وحش شیشه‌ای انتخاب می‌شود اما از آنجایی که کارگردان زبان و لحن کمدی احمق‌وار و ابزوردگونه را دوست دارد، این باعث می‌شود که طنز را به کمک متن بیاورد.

باغ وحش شیشه‌ای، باغ وحشی در ابعاد کوچک و متعلق به دختر خانواده است و اسب شیشه‌ای شاخ دار، دوست داشتنی‌ترین عضو این باغ وحش و در واقع شخصیت دختر خانواده است که شاخش می‌شکند و ... .

کارگردان نمایش از دو سال تمرین برای به روی صحنه بردن آن می‌گوید. مدتی که در آن، خودش نیز در رشته ادبیات نمایشی دانش‌آموخته می‌شود. همکلاسی‌ها و هم‌رشته‌ای‌هایش را همراه می‎‌کند تا رویای آمریکایی را به نوفل لوشاتو بیاورند.

علی حضرتی از سختی کار به ناملایمتی‌های سالن در استقرار دکور اشاره می‌کند و می‌گوید: تا شب قبل از اجرا، دیوار و دکور آماده داشتیم اما سالن آن را رد کرد. قرار بود با ساختار یونولیت قوی، دیواری بسازیم که ارزان، سبک با جابجایی راحت باشد. چیزی که در کارناوال و برخی اجراها هم از آن استفاده شده است. برای این ست‌آپ، ۳۰ میلیون تومان هم هزینه شد اما سالن با آن موافق نکرد و بناچار دکور دیگری ساخته شد.

او به خبرنگار تئاتر ایرنا گفت: بالشخصه، نه دیدن کارهای کلاسیک که تولیدشان به من نمی‌چسبد. زبان و لحن کمدی احمق‌وار و ابزوردگونه، زبان و لحنی است که دوست دارم. در هر متنی که زیر دست من می‌آید و می‌خواهم کارش کنم، این عناصر را در بازنویسی متن به آن اضافه می‌کنم.

حضرتی افزود: به روایت اصلی دست نبردیم اما برخی روایت‌های تلخ را به موقعیت کمدی تبدیل کردیم که بتواند از یک جای دیگر به مخاطب ضربه بزند و این، حین خنده، تاثیرگذاری بیشتری دارد.

کارگردان رویای آمریکایی درباره تغییر نام نمایش اظهار داشت: در رویای آمریکایی با یک سری اعضای خانواده مواجهیم که در شرایط فقر و دست‌تنگی و دست نیافتگی به آرزوهایشان به سر می‌برند. در متن اصلی، مردمانی را شاهدیم که فقیر بودند و رویای ستاره شدن داشتند. این‌ها افرادی هستند که درگیر رویای آمریکایی‌اند.

او خاطرنشان کرد: تام یکی از فرزندان خانواده که درآمد محدودی از کارش دارد(۵۰ دلار) و فقر، وضعیت اجتماعی او را کاملا محدود می‌کند در حالی که رویاها و اهداف بزرگتر دارد و دوس دارد مانند پدر زندگی مستقلی داشته باشد. دختر خانواده هم که موسیقی را دوست دارد.

در داستان، گرامافونی است که علاقه لورا است و خیلی وقت‌ها به آن سرمی‌زند. موسیقی می‌گذارد و ... . موسیقی کلاسیک از آن پخش می‌شود، حتی در بین دعواها اما رویایی است که در نهایت سرکوب می‌شود.

روایت تازه‌ای که مخاطب شاهد آن است، به کاراکترها اجازه کنش و واکنش را می‌دهد.

کارگردان نمایش می‌گوید: تمرکز در متن اصلی یعنی باغ وحش شیشه‌ای را برداشتم و آن را روی بازی بازیگران گذاشتم. باغ وحشی که مانند خانه است و اعضای این خانواده مانند اعضای باغ وحش. برداشتی که داشتم، برداشتی کلاسیک و صحیح است.

تام، پسر خانواده، زبان کمدی و در عین حال، تلخ دارد که خستگی خود را نشان می‌دهد و در شرایط سخت از زبان کمدی برای خوب شدن حالش استفاده می‌کند و رویای آمریکایی بر تمامی شخصیت ها غالب می‌شود.

در این نمایش، شخصیتی هم هست که فردی عادی است و در واقع، ضد رویای آمریکایی. شخصیتی که باعث می‌شود شاخ اسب شاخدار باغ وحش شیشه‌ای که نمادی از آرزوهای دختر خانواده است شکسته شود و ... .

رویاپردازی، هدف داشتن و انگیزه، وجه غالب نمایش است و فضای مثبت‌تری را در نمایش ایجاد می کند.

علی زمانی (مدیریت تولید و اجرا)، آیدا ربانی (دستیار کارگردان)، روژین اکبری، الهه علیجانی، ملیکا حسین، مبینا سعیدی و هیوا میرک (طراحی صحنه، لباس و چهره‌پردازی) و گروه ۳djat (ساخت اکسسوارها) از عوامل این نمایش هستند.

همچنین امیر پارسائیان‌مهر مدیر روابط‌عمومی و تبلیغات و تیم تبلیغات شامل، میثم سربندی، علیرضا علیاری و سپهر علی محمدی است و علیرضا شریف‌زاده عکاس رسمی پروژه است.