گروه فرهنگ و ادب هنرآنلاین؛ فریده خلعتبری، مدیر انتشارات شباویز از جمله ناشران انگشت شماری است که کتاب هایش به چندین زبان ترجمه و در کشورهایی چون ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، آمریکا، تایوان، کره جنوبی و... منتشر شده است. همزمان با هفته کتاب با خلعتبری درباره صادرات کتاب و راههای ورود آثار ایرانی به بازار جهانی سخن گفته و از شرایطی برای ورود یک کتاب به بازار جهانی وجود دارد، پرسیدهایم. او یکی از اصلی ترین شرایط را نو و خلاقه بودن آثار میداند و میگوید: منظور از نو بودن آثار این است که هم نویسنده، داستان تازه ای پدید آورده باشد و هم تصویرگر، نوادیش و خوش فکر باشد. اما افسوس که در ایران، کتاب های خوب در اختیار بچه ها قرار نمی گیرد. مسئولان وزارت ارشاد و آموزش و پرورش تنها از چند ناشر خاص، کتاب می خرند و به بچه ها این امکان را نمی دهند تا با آثاری آشنا شوند که دنیا به آن توجه کرده است.
و اما بازارجهانی به گرافیک اثر اهمیت می دهد و کاری می تواند توجه ناشران خارجی را جلب کند که گرافیک و نحوه چیدمان حروف آن جذاب و تاثیرگذار باشد و چشم را به دنبال خود بکشاند و این در حالی است که کتابها برای بچه های ایرانی منتشرمیشوند حالا ناشران، سلیقه مخاطب ایرانی را در نظر میگیرند یا به دنبال بازار جهانی هستند را خلعتبری اینگونه پاسخ میدهد: من کتاب را برای بچه های ایرانی تولید می کنم اما وقتی در نمایشگاههای خارجی حضور می یابم، به فروش تولیدات خود به ناشران خارجی هم فکر می کنم. به عبارتی من باید پسند ناشر خارجی را هم که برپایه شناخت جامعه فرهنگی او استوار است در نظر بگیرم. مراحل اجرایی صادرات کتاب کدام است؟ مدیر نشر شباویز همچنان ارتباط چهره به چهره را ترجیح میدهد و میگوید: اگرچه امروز فضاهای مجازی بسیاری وجود دارد اما دو ناشر در نخستین قدم باید با یکدیگر گفت و گو کنند و پسند یکدیگر را بدانند؛ آن گاه کتاب های مورد نظر را ترجمه و برای یکدیگر ارسال کنند.پس از ان،بحث های اساسی دیگری پیش می آید.برای نمونه آنچه برای ناشران خارجی اهمیت دارد،این است که بدانند نویسنده اثر،چه ویژگی هایی دارد،چه کار کرده،جهان بینی اش چگونه است؛همچنان که از تصویرگر هم می خواهند تا پیشگفتاری بنویسد و بگوید هنگام خلق اثر،چه ذهنیتی داشته و چگونه به این تفکر رسیده است.
اما آنچه اهمیت دارد این که تنها خلاصهای از کتابهای راه یافته به نمایشگاههای خارجی به زبان آن کشور یا حداقل به انگلیسی ترجمه می شوند و با ترجمه چه بخواهیم و چه نخواهیم، بار عاطفی واژگان را کم می کنیم و به ویژه در بازنویسی و بازآفرینی متون کهن و نوشته های آهنگین و نه حتی شعر، نمی توانیم معنا و مفهوم را به درستی منتقل کنیم.
فریده خلعتبری با اشاره به اینکه هیچ معیاری برای صدور کتاب وجود ندارد میگوید: ناشران به سبب مشکلات مالی نمی توانند در بازارهای جهانی حضور پیدا کنند، در صورتی که در کشوری چون ترکیه، بانک های دولتی به ناشران وام می دهند و از آنها حمایت می کنند اما در ایران چه کسی از من ناشر پشتیبانی می کند؟! پس چگونه می توان انتظار داشت که ادبیات ما جهانی شود؟! جهانی کردن آثار ایرانی به توجه جدی دولت نیاز دارد. کشوری چون ترکیه برای انتقال و آموزش فرهنگ و زبانش،هزینه می کند،آن هم کتاب هایی که از روی داستان های مثنوی و هزار و یکشب و ملا نصرالدین کپی برداری شده، اما ما چه کرده ایم؟! خودتان داوری کنید.