سرویس معماری هنرآنلاین: نظامالدین کیایی را پیر صدا مینامند. او متولد بهمن سال ۱۳۲۲ در تهران است. بازیگری، مجری دکور و در نهایت صدابرداری سینما را به عنوان شغل خود برگزید. در پرونده او دهها فیلم سینمایی است که وی آنها را صدابرداری کرده و یا مدیر صدابرداری آن محسوب میشود. از نمونه کارهای وی فیلمهای سینمایی "رقص خاک"، "نون و گلدون"، "شمعی در باد"، "دو فرشته"، "چهل سالگی" و "از تهران تا طهران" را میتوان نام برد. با وی به مناسبت سالروز تولدش گپی دوستانه زدیم که در زیر میخوانید.
از اولین کارتان تا امروز چند سال گذشته است؟
چهل و سه سال. چهل و سه سال پیش اولین فیلم تلویزیونیام را که میساختم فکر کردم برای آن یک تیتراژ انیمیشن بسازم و آن را به قباد شیوا سفارش دادم. انیمیشن آن موقعها مثل امروز نبود. یعنی یک قطره آب اگر قرار بود پایین بیاید باید صد تا نقاشی میکردید. آن موقع قباد شیوا نه تنها تیتراژ اولین فیلم مرا ساخت بلکه تیتراز زندگی منم با این آشنایی و دوستیای که بین ما اتفاق افتاد ریخته شد. خودم هم فهمیدم آدمی هستم دارای تیتراژ. این رفاقتها از سی سال پیش تاکنون مانده و الان که نگاه میکنم میبینم چقدر زیبا است.
آیا گذر عمر را احساس میکنید؟
گذر عمر به سالهایی که سپری میشود نیست، با تفکر و لحظههای نابی است که ساخته میشود. یک آدمی که تفکر و هنر دارد، لحظههای نابش بیشتر از کسی است که کارمند یک وزارتخانه است. لحظههای خوب یک هنرمند را جمع کنید! همان میشود عمر او. برای همین است که اگر یک هنرمند هشتاد سالش باشد و اندیشه باروری داشته باشد، هیچ وقت خسته نمیشود. هنرمندی که کارش را دوست دارد چروکیده و پیر نمیشود.
هنوز هم مثل گذشته پر کار هستید؟
من با شغلم زندگی میکنم. شاید از لحاظ سنی بالا باشم اما سال گذشته و امسال پرکارترین صدابردار سینما بودم. الان هم که بیکارم برای این است که سفری در پیش دارم. خیلی دوستان جوانم سالی دو تا کار هم نمیکنند. در حالی که من از عید پارسال ده تا فیلم سینمایی کار کردم. پیری انرژی مرا کمتر نکرده بلکه بیشتر هم کرده است.
با تجربهای که شما دارید در حرفهتان هنوز چیزهایی برای کشف کردن وجود دارد؟
در رشتههای هنری همیشه چیز تازهای هست. در رشتههایی مثل بایگانی یا حتی پزشکی ممکن است این طور نباشد. ممکن است بیماران یک پزشک همه سرماخورده باشند. اما هنر سرماخوردگی نیست. هنر اشاعه اندیشه است. هر کاری برای خودش تازگی دارد. هر کاری یک رمز و رازی دارد که با تجربه باز و کامل میشود. درست است دریا زیبا است اما اگر آدم خودش خالق زیبایی باشد بیشتر لذت میبرد. خالق بودن هم روح جوان میخواهد نه سن جوان.
احساس شما درباره زمان چیست؟
زمان دایره است. طبیعت چهار فصل دارد یعنی دایره است. حالا چرا ما از این دایره خسته نمیشویم؟ چون بیرون این دایره امیدی هست. ما توی دایره گیر نیفتادهایم بلکه با دایره حرکت میکنیم. اگر با آن حرکت کنیم دیگر نمیفهمیم چطور میگذرد. اما هنرمند باید دایرهاش را مدام وسیعتر کند. یک موقع در قابی هستید که ابعادش را برایتان مشخص کردهاند. اما برای هنرمند هیچ ابعاد ثابتی وجود ندارد. ابعاد را خودش میسازد.
جاودانگی چیست؟
اینکه همیشه در یادها حضور داشته باشید. اگر کسی جوان باشد اما دربارهاش صحبت نکنند، راجع به او فکر نکنند و نبینندش، مرده است. مرده کسی نیست که میمیرد کسی است که از یادها میرود. جسم حافظ مرده است. اما چطور میتواند فکر کنید حافظ مرده است؟ یا چطور باور میکنید خسرو شکیبایی مرده است؟ اگر زنده بود هر روز میدیدمش اما الان هر روز به او فکر میکنم و از او حرف میزنم. خیلی از هنرمندان بعد از رفتن ماندگار میشوند. جادوانگی زمانی است که هنرمند اثری از خودش به جای بگذارد که معتبر باشد. نه اینکه مشهور شود. خیلیها فیلم ساختهاند و مشهور هم شدهاند اما دو سال اگر کار نکنند همه یادشان میرود. ولی ناصر تقوایی را کسی یادش نمیرود. ده سال هم هست که کار نکرده است. یا بهرام بیضایی الان مدتها است از ایران رفته است. اما هنوز تا میگویند دو تا کارگردان معتبر سینما نام ببرید یکیشان بیضایی است. سهراب شهید ثالث یازده سال پیش مرد اما هنوز به عنوان یک فیلم ساز پیشرو مطرح است. با اعتبار آدم همیشه زنده است.
انتهای پیام/