سرویس تجسمی هنرآنلاین : گالری‌های تهران دیروز ۳ بهمن میزبان نمایشگاه‌های تازه شدند.

چهره‌ها

نمایشگاه گروهی چهره که توسط یعقوب امدادیان از آثار ۱۰ هنرمند معاصر ایران گزیده شده قصد دارد تا پرتره‌ها را به عنوان یکی از گونه‌های اصلی نقاشی‌های تاریخ هنر به مخاطب نقاشی یادآوری کند. پرتره‌ها چه در قالب به تصویر کشیدن و ثبت دیگری و چه در مقام خودنگاره‌هایی که به بیان عواطف و احساسات هنرمند می‌پردازند همچنان کارکرد خود را حفظ کرده‌اند. آثار ۱۰هنرمند حاضر در این نمایشگاه، هریک در فضای شخصی آنان است که تعریف و تبیین می‌شود.

منوچهر معتبر پرتره‌هایش را پنجره‌ای برای ورود به عواطف درونی سوژه قرار می‌دهد، بی‌آنکه ما به ازایی بیرونی برای سوژه‌اش مدنظر قرار دهد.حسینعلی ذابحی نقاشی‌هایی کنش گرا از پرتره‌ها ارائه می‌دهد و چهره‌هایش بیش از هرچیز انعکاسی از هیجانات درونی او هستند. یعقوب عمامه پیچ چهره‌هایی مملو ازتغزل را پیش روی بیننده می‌گذارد و بهرام دبیری در ساختاری بسیار ساده، پرتره‌هایی به غایت اختصارگرا می‌آفریند. نصرت اله مسلمیان چهره‌هایش را پیدا و پنهان و در مناسبات بصری خاص خودش به تصویر می‌کشد و احمد وکیلی دینامیزم پرتحرکی را در پرتره‌هایش ایجاد می‌کند. احمد مرشدلو همچنان به بیان خطی پرتره‌ها ادامه می‌دهد و بیشتر به حس و حال درونی و موقعیت سوژه توجه دارد. هوشنگ پزشک نیا رنگ را وجه بارز پرتره‌ها یش قرار می‌دهد و ایرج محمدی بیشتر به ساختار پرتره‌ها توجه نشان می‌دهد. مهدی سحابی اما نگاهی کهن الگویی به پرتره‌ها دارد و شخصیت پردازی‌ها را در تصاویری کهن الگویی دنبال می‌کند.

بحران‌های ساده

نمایشگاهی از عکس‌های رئوف دشتی با عنوان «بحران‌های ساده» از جمعه ۳ بهمن ‌ماه ۹۳ در گالری طراحان آزاد گشایش یافت.

در این نمایشگاه عکس‌هایی از این عکاس اهوازی با رویکردی خلاقه در ابعاد مختلف به نمایش درآمد. در بخشی از متن معرفی آثار این نمایشگاه به قلم امیر حسین بیانی چنین آمده است: «جذابیت آثار رئوف دشتی در این است که به گونه‌ای بی‌واسطه بر پایه تقابل‌های دوتایی بنا شده‌اند، دو تایی‌هایی که هرچند موازی‌اند اما مدام یکدیگر را قطع می‌نمایند و به این اعتبار بصیرت‌هایی را به وجود می‌آورند که در یک زمان این توانایی را دارند که هستی استوار خود را زیر و رو کنند.دو تایی‌هایی که مصداق بارز نقیض یکدیگرند و به این اعتبار این آثار مطلقاً مدرن‌اند. تقابل‌های دوتایی که از طرفی سادگی و بی‌پیرایگی تکنیکی و فرمال دارد و از طرفی پیچیدگی‌های مفهومی، استفاده از طبیعت بی‌جان ازجهتی به مثابه عنصری تاریخ هنری است و از جهتی دیگر ترفیع آستانه طبیعت بی‌جان به سمت ماتریالیسمی که گرچه لزوماً تاریخی نیست اما به طور قطع انضمامی هستی‌شناسانه را در خود دارد، شاعرانگی‌ای که از یک سو روحی رومانتیک دارد و از سویی دیگر مفهوم جان زیبا را فریز می‌کند، پس اکسپرسیو هم هست.»

آثار دشتی ۳۰ ساله بطور کلی جزو عکاسی استیج طبقه بندی می‌شود. اما هیاهو و عظمت استیج فتوگرافی این روز‌ها را ندارد و تا دلتان بخواهد نشانه‌هایی دارد که آینه در دست، خود را در جهان اثر تکثیر می‌کند. عروسک‌ها و اشیایی که در مواجهه با حقیقت زنده و مرده بودنشان معلوم نیست. بدین ترتیب این عکس‌ها در کمال آرامش و فروتنی، جهان فکری و آشفتگی‌ها و لطافت‌های همزمان روح این هنرمند جوان را به نمایش می‌گذارد.

دشتی که لیسانس نقاشی از دانشگاه شاهد تهران دارد از روشهای بیانی مختلفی در آثارش استفاده می‌کند. نمایشنامه‌هایی از وی در مقدونیه و نپال به روی صحنه رفته است و در زمینه ویدئو آرت نیز فعال است و در نمایشگاه‌های گروهی داخلی و خارجی زیادی شرکت داشته است خمیدگی فضا

حجم‌های حفره دار و تیره، مجسمه‌هایی که سخت نیستند و تبا معلق بودنشان تعریفی دیگر به ما می‌دهند. ۹ اثر از مهسا کریم‌زاده در گالری خاک به نمایش درامده و در ورود به گالری اولین برخورد، عظمت کار معلقی است که باید حول آن چرخید و آن را به تماشا نشست.

این هنرمند ۳۴ ساله درباره آثار خودش می‌گوید تلاشم این بود که تصاویر زیر میکروسکوپ را به مجسمه تبدیل کنم. یک جور بزرگنمایی. ماکت‌های ساخته شده بطور عجیبی شبیه کهکشان می‌شد. دوره‌ای هم درباره سیاه چاله‌ها وفرم‌های نامتناهی کار می‌کردم و این سیاهی‌ها انگار‌‌ همان سیاه چاله‌ها هستند به همین خاطر بیشتر آثار یا معلقند یا سبک هستند.

این ۹ اثر که با متریالهای مختلفی چون فوم فشرده و فایبرگلاس ساخته شده بیشتر حجم‌های مدوری هستند که یا معلقند یا از فرم چیدمانشان می‌توان دریافت بسیار سبک‌تر از تصور هستند. در بخشی از نقد م ب ضیایی در بارهٔ آثار این هنرمند آمده: امروز در این نمایشگاه در برابر آثاری قرار داریم که دو سویه و از لایه‌های گوناگون پوشیده است. نخست اینکه بعد از سفری طولانی و دراز جهان بیرون اکنون ما در برابر سفر درونی او قرار داریم. حال باید پاسخ را در درون جستجو کرد. و ان را مرئی کرد و بصورت ساختار و فرم سه بعدی نشانش داد. بصورت حجم‌های حفره دار، حفره‌های عمیق ناپیدا. دوم اینکه این مجسمه‌ها از لایه‌هایی درست شده‌اند که به درون خویش تا خورده‌اند همچوم معنای در نهفت درونی. امر دیگر این است که هنرمند تلاش دارد برای نزدیک شدن به واقعیت فرم‌های درونی کالبدش از پلیمرهایی استفاده کند که جنسیت نرم گوشت و پوست را به مخاطب القا کند. در این فرایند او مخاطب را به مرحله دیگری از درک فرم و جنسیت مجسمه هدایت می‌کند

مجسمه‌های نسرین ترک

زیر زمینی که بعد از تغییر کاربری تبدیل به یک گالری کوچک و متفاوت تبدیل شده و محمدرضا قدوسی بخاطر همین از طرف مجله معمار به عنوان بهترین بازسازی انتخاب شده است میزبان آخرین آثار نسرین ترک شده است. گربه‌هایی لمیده بر بالش و در چیدمانی متفاوت. در کنار ظرف‌های حلوا که به حجمی شبیه گربه تبدیل شده است و بینندگان با خوردن آن، فرم و فیگورش را به هم زده‌اند. پرفورمنس مجسمه‌هایی که ۷ گربه را شامل می‌شود. این فارغ التحصیل مجسمه سازی که در دانشگاه تهران درسش را به اتمام رسانیده اولین نمایش خود را تجربه می‌کند و با گربه‌هایی که به قول خود عمومی‌ترین تداعی‌اش یک حیوان خانگی است در کنار حلواهایی که بصورت حجم هستند چیده شده است.

این نمایش برگرفته از یک مثل قدیمی است و درباره‌اش می‌گوید: در گذر چهار سال، قامت هر آنچیز زیبایی که در آغاز از من دل می‌ربود فرو‌ می‌ریزد وموجود لمیده‌ای را متجسم می‌سازد که پوشش هر لعابی بر بدنش، هر چند فریبنده، تَرَک برمیدارد. نیروی تردید از درون هر بدنی که می‌سازم اینطور منعکس می‌شود، با هر لعاب فریبنده‌ای چنین می‌کند؛ سطح درخشانش را تَرَک می‌اندازد و با گذر از شیار‌ها چشمانم را به وجودش روشن می‌کند.

این نمایش به کمک دو چیز امکان پذیر شده است: اول «میانجیگری اثاث دیگری»: اثاث زندگی دیگران به دلیل اینکه در مالکیت شخص من و گالری نیست می‌تواند موقعیتی را فراهم کند تا این موجودات لمیده در نسبت با آن‌ها دیده شوند. بنگر تَن لمیده را در اثاث دیگری. دوم «مَثَل»: همانطور که در تنگناهای زبانی مَثل به مددمان می‌اید، اینجا هم به یاری مَثَل، بارِ تردیدی که بر دوش این نمایش است بر جای خود حفظ می‌شود. حلوای لَن تَرانی در لعاب زعفرانی تا نخوری ندانی

اسطوره‌های خاموش

علی ندایی در نمایشگاه تازه‌اش با عنوان «اسطوره‌های خاموش» ۹ اثر نقاشی را به نمایش گذاشته است. بعضی از این کار‌ها چند لته هستند که بزرگ‌ترین آن‌ها دارای ۶ لته ۸۰ در ۸۰ است. کار بزرگ دیگری که در این نمایشگاه روی دیوار رفته سه لته است و در مجموع ۴ متر طول دارد.

موضوع این آثار نیز مانند دیگر کارهای او به اسطوره اختصاص دارد. نمایشگاه قبلی او هم «اسطوره‎های خاموش» نام داشت و این نمایشگاه بخش آخر این مجموعه محسوب می‌شود. با آنکه شخصیت‎های آثار او‌‌ همان کاراکترهای حاضر در شاهنامه هستند اما اوهیچ‌گاه در بند اشعار فردوسی نیست و داستان‎های شاهنامه را با‌‌‌ همان روایتی که در کتاب آمده است کار نمی‌‎کند. به زعم او در واقع این اسطوره‌ها بازیگرانی هستند که در تابلو‌هایش به ایفای نقش می‌پردازند و داستان را این بار به آن شکلی که او در ذهن دارد روایت می‌‏کنند.

زمان لرزه

هوفر حقیقی مجموعه‌ای از عکس‌هایش را با عنوان «زمان لرزه» در گالری مهروا به نمایش گذاشته. او گام‌های نخستین شکل‌گیری این مجموعه، را حاصل مراجعات پی در پی‌اش به آرشیو عکس‌های سفرهایی که تا به حال رفته‌ می‌داند. دیدن دوباره و دوبارهٔ عکس‌های سفرهایی که می‌رویم شاید تنها به خاطر به حضور آوردن آن لحظات اینک به غیاب رفته باشد، اینکه چه خوب بود و چه خوش گذشت و بس. اما او این تصاویر را مادهٔ خام کار خود قرار داده و با کمی دخل و تصرف و حذف و اضافه قصد داشته به تصاویری حراف برای دیگران بدلشان کند.

او در این مجموعه نشان می‌دهد که طبیعت همیشه چیزی فرا‌تر از زیبایی صِرف برایش بوده. رویارویی «امر زیبا» و «امر والا». فضای بین این دو مفهوم، محل تلاقی حیرت است با زیبایی. انسان در آن فضا فرصتی ناخواسته می‌یابد برای دامن زدن به کشمکش عقل و تخیل. زمین همیشه آنچه از ازل‌اش به خود دیده، یعنی زمان را روی الواحی با قلمی به رنگ زمینه ثبت می‌کرده است. خاطراتی نانوشته‌ و ناخوانده‌. نه آنچه که ما آن را سیر خطی تاریخ می‌خوانیم که حافظه‌ای بازیابی نشده و مغشوش. دوخته شدن زمین به زمان، درست از محل تلاقی. این تصاویر غرضی جز ارائهٔ تاریخی تخیلی و مصور و روایتی کلان از آنچه بشر و زمین و زمان بر هم گذرانده‌اند، ندارد. حقیقی معتقد است، انسان روزی دوباره به طبیعت باز خواهد گشت، ولی این بار نه او‌‌ همان آدم قبلی است و نه ما. نه ما‌‌ همان انسان اولیهٔ در او متولدیم و نه او‌‌ همان باکرهٔ ملون باستانی.

انتهای پیام/