گروه تئاتر هنرآنلاین، نمایش میدانی «شب آفتابی» برای اولین بار در سال 1384 با تهیه کنندگی احسان محمدحسنی و کارگردانی بهزاد بهزاد پور در تپه­ های شرق تهران به اجرا درآمد. آن زمان محمدحسنی مدیریت فرهنگسرای پایداری بر عهده داشت و به همین دلیل توانسته بود فرهنگسرای پایداری را به عنوان مجری طرح پای کار بیاورد. در همان سال اول، از آنجا که نمایش در همه ابعاد دارای ویژگی­ های منحصر به فردی بود مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. در سال بعد احسان محمدحسنی به سمت معاون هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس منصوب شد و این بار بنیاد را به عنوان مجری طرح پای کار آورد و در سال سوم با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به اجرا درآمد.

وسعت و عظمت نمایش شب آفتابی به حدی بود که وقتی اسکات فرانک، فیلمنامه نویس و کارگردان سرشناس هالیوود به تماشای این کار نشست از بدیع و بکر بودن این سبک از کار به وجد آمد به طوری که در این باره گفت: «آن چه پس از تماشای شب آفتابی باید بر زبان بیاورم این است که این عظمت، مدیریت و گستردگی برایم غیرقابل انتظار بود. گروه بسیار بزرگ بازیگران، تحرک فراوان و پرداختن به داستان‌های متعدد، این اثر را بی نظیر ساخته بود. همه این‌ها در حضور مخاطبان داستان را به خوبی پیش می‌بردند.»

 پور

اسکات فرانک گفته بود: «من پیش از این فیلم­نامه ­ای مشابه این نمایش نوشته بودم. فیلم نامه من حالت تئاتر سایه داشت و دو قرن 12 و 13 را روایت می کرد، اما در برابر این سایز عظیم، کار من کوچک بود. من وقتی فیلم نامه‌ام را می‌نوشتم هیچ وقت به فضایی به این بزرگی فکر نمی‌کردم. اصلاً انتظار چنین فضایی را نداشتم و این برایم شگفت انگیز بود. این پروژه بسیار بزرگ و تاثیرگذار است. شب آفتابی نمایشی سه بعدی و زنده بود. من در مدت حضورم در ایران کارهای مختلفی دیده بودم، اما قانع شدم که هرگز چنین کاری را نخواهیم دید و از تماشای آن شگفت زده هستم. به وضوح می‌دیدم که تولیدکنندگان این اثر محدودیت‌های موجود را می‌شناسند و در آن چارچوب کار می‌کنند، در نتیجه کاری که ارائه می‌دهند، حاصل توانایی آن‌ها است.»

این کارگردان هالیوود با اینکه زبان فارسی را متوجه نمی­شد و درکی از روایت داستانی نمایش نداشت اما گفته بود: «با این حال چیزی که قابل توجه است اینکه در مدت دو ساعت اجرای شب آفتابی احساس خستگی نکردم و این کار مشکلی بود که تولید کنندگان توانستند آن را انجام دهند. این داستان با ویژگی‌های برجسته توانست مرا بدون آشنایی با زبان فارسی بر خود متمرکز نگه دارد.»

 حسنی1

نظر رهبری درباره چگونگی ادامه این مسیر

عظمت و شگفتی این نمایش چنان دهان به دهان چرخید و سر و صدا کرد که بهانه­ ای شد تا دست اندرکاران آن به این بهانه به محضر رهبر انقلاب برسند. احسان محمدحسنی ماجرای این دیدار را این طور روایت می­کند: من، بهزادپور، آقای گلعلی بابایی و سردار عسگری به عنوان برگزارکنندگان شب آفتابی خدمت آقا رفتیم. برنامه را با چندین دوربین ضبط و روی پرده برای آقا نمایش داده بودند. آن روز که در حضور ایشان بودیم، اول من کمی گلایه کردم و گفتم آقا جان! ما چند سال است که این برنامه را اجرا می‌کنیم، توقع داشتیم در این یک سال هم شده، شما تشریف بیاورید. ایشان لبخندی زدند و گفتند من مثل شما جوان‌ها انرژی ندارم از کوه بالا بیایم و این برنامه را ببینم. بعد از این مقدمات، حضرت آقا دو ویژگی برای «شب آفتابی» ذکر کردند و دو دستور مهم دادند. ویژگی ها این بود:

1- این پدیده یک هنر بومی و کاملاً ایرانی است، ظرفی است که از آن می توان برای بیان محتواهای دیگر بهره برد و مثل سینما و تئاتر سوغات غرب نیست.

2- یک برنامه و هنر مردمی است، چون مردم ساعت‌ها در صف می ایستند تا از آن استفاده کنند، برعکس تئاتر و سینما که گاهی اوقات رونق ندارند.

گفتند که این کار نباید منحصر به تهران شود. باید حتماً در استان‌های دیگر هم برود تا دیگران هم از این هنر بدیع استفاده کنند. دستور دیگرشان این بود که نیروهای جوان و تازه‌نفس هم به مجموعه اضافه شوند و کار یاد بگیرند. ترجمه حرف آقا این بود که کار در انحصار من و دیگری نباشد.

همان سال، ستاد راهیان نور از من خواست مقدمات اجرای این برنامه را در خوزستان فراهم کنم. من هم ، طرح را به سعید اسماعیلی که دستیار بهزادپور بود، پیشنهاد دادم و البته خودم را کنار کشیدم. خودشان با هم مذاکره کردند و نتیجه‌اش شد «ستاره صبح».

ستاره

آموزش نیروها کلید زده شد

بعد از تأکید رهبری نسبت به تربیت نیروهای جوان و متخصص در این زمینه و تکثیر و اجرای این آثار در دیگر استان ­ها فرایند آموزش به نیروهای بومی استانی کلید زده شد. یکی از اولین کسانی که اجرای نمایشی با سبک و سیاق «شب آفتابی» را تجربه کرد سعید اسماعیلی بود. «ستاره صبح» با طراحی و کارگردانی او در چند استان اجرا شد. اسماعیلی در این باره گفته بود: آن برنامه رفته رفته توسط دیگران هم انجام شد و شکل های دیگری گرفت و خود بنده هم در سال 87 نمایش ستاره صبح را در شهرستان شوش دانیال خوزستان اجرا کردم که با همان روش، اما با قصه های مختلف بود و باز هم «ستاره صبح» رفته رفته اشکال مختلفی به خود گرفت تا اینکه به صورت فصل شیدایی به تکامل رسید و در شهرهای مختلف کشور اجرا شد. با تأسیس سازمان اوج در سال 90 و حضور احسان محمدحسنی به عنوان ریاست سازمان، این بار اوج هم برای حمایت و ترویج این سبک از نمایش­ها به میدان آمد.

در سال 97 با ایجاد بخش هنرهای نمایشی موسسه سیمای ققنوس، علی اسماعیلی و حسن بزرا از دستیاران سابق بهزادپور پای کار آمده­اند تا نمایش میدانی «تنها تر از مسیح» را به مناسبت ایام محرم در کسوت تهیه کننده و کارگردان اجرا کنند. که این حرکت با ارائه کارهای روشنای شب تار، جهان بانو، جان فدا ادامه پیدا کرد.

شکل ­گیری اولین کمپانی تئاتر در ایران

این اجراهای پراکنده در تهران و شهرستان­ها در طی چند سال ادامه پیدا کرد اما مشکلی که وجود داشت این بود که به دلیل عدم استقرار دائمی و نداشتن هنرور متخصص، فرایند تولید از لحاظ زمان و هزینه بالا می­برد و همین منجر به آن می­شد که در سال، تنها یک اثر نمایشی تولید شود و این اتفاقی بود که مطلوب گروه نبود. چند سالی بود که کارهای مختلفی در بوستان ولایت اجرا می­شد اما هنوز به محل ثابتی برای اجرا نمایش میدانی تبدیل نشده بود. علی اسماعیلی که یکی از دستیاران بهزادپور بوده است و در سال­های اخیر تهیه­ کنندگی نمایش­های موسسه سیمای ققنوس را بر عهده دارد در این رابطه می­گوید: «بوستان ولایت در گذشته یک پادگان نظامی بوده است و اکنون نزدیک به یک دهه می‌شود که تخلیه و قرار شده به یک مرکز تفریحی و فرهنگی برای شهر تهران تبدیل شود. مدیران شهرداری در گذشته  گاهی از ما دعوت می کردند تا نمایش‌هایی را در این مرکز اجرا کنیم اما پس از دوره مسئولیت آقای دکتر زاکانی که نسبت به جریان فرهنگی و هنری کشور به‌صورت ویژه دغدغه داشته‌اند، از ما درخواست کردند تا ما یک کمپانی نمایش‌های میدانی را در بوستان ولایت ایجاد کنیم و اکنون بوستان ولایت به یک پایگاه ثابت نمایش میدانی تبدیل شده است و این اتفاق امروز بخاطر همت تمام تیم شهرداری تهران است که حمایت و پشتیبانی انجام داد تا سازمان اوج بتواند یک پایگاه ثابت برای نمایش‌های میدانی ایجاد کند.»

جهان بانو

«اکثر هنرورهایی که ما با آنها بازی می‌کنیم دیگر بازیگر شده‌اند. درست است که سرباز هستند و در روز نخست کارشان نگاهی به بازیگری نداشتند؛ اما در حال حاضر می‌توانم به جرات بگویم هر‌کدام از آنها یک بازیگر هستند. برای همین، شده در برخی موارد، یک نمایش میدانی را با کمتر از یک هفته تمرین به اجرا رسانده باشیم که جزء محالات بوده و همیشه حداقل یک ماه تمرین انجام می‌شد تا بازیگر بتواند ۲۵ روز نمایشی را روی صحنه به اجرا برساند. اما در حال حاضر، به کمتر از یک هفته رسیده که بازیگرهای ما می‌توانند یک نمایش دو ساعته بدون وقفه را اجرا کنند. به‌طور کلی مجموعه ساخته‌های نمایش‌های میدانی سیمای ققنوس، نمایش‌های میدانی بدون توقف هستند و این ویژگی خاص نمایش‌های میدانی ما محسوب می‌شود که با کمک همین بازیگرها به آن دست پیدا کرده‌ایم؛ آن هم از طریق تمرین و با برنامه‌ریزی دقیق تیم گروه کارگردانی و تیم سیمای ققنوس محقق شده است، چون نگاه ما به این کار، نگاه یک کمپانی است. ما یک کمپانی تولیدات نمایش میدانی هستیم. یک مجموعه‌ای با یک یا چند محصول برای اجرا نیستیم. کار و مسیر فرآیند تولید یک نمایش کاملا صنعتی شده است. از نمایشنامه‌نویسی، نویسندگی و تحقیق و پژوهش گرفته تا طراحی دکور، صحنه، لباس و …همه ساختار و فرآیندی دارد که اگر این فرآیند طی نمی‌شد، نمی‌توانستیم تا به امروز در یک سال هفت نمایش میدانی با موضوعات مختلف و این میزان مخاطب در بازه‌های زمانی کمتر از پنج روز را  بین نمایش‌ها به اجرا برسانیم. اگر این کمپانی شکل نمی‌گرفت، هرگز نمی‌توانستیم این حجم از تولیدات متنوع را داشته باشیم.»

بازگشت

به روزرسانی دائم و بدون محدودیت

«نمایش میدانی در بخش فنی نیز پیشرفت کرده و در نور، صدا، دکور و … دائم در حال به روز شدن هستیم. وقتی کاری شکل کمپانی می‌گیرد هیچ موضوعی نباید روند رو به جلو را مانع شود و آن را محدود کند. به عنوان مثال تیم درجه یک صحنه و لباس ما را هیچ وقت محدود نکرده و هر ایده‌ای مطرح شده سریع آماده کرده‌اند. یا در نمایش میدانی «بازگشت» استیج خامی وجود داشت و دکورهای بزرگ و کوچک روی آن قرار می‌گرفت، می‌آمد و می‌رفت و هیچ بخش ثابتی وجود نداشت. چون ما معتقد هستیم که ثابت بودن یعنی محدود بودن و ما در استیج‌ها محدود نیستیم.»

آنچه که مشهود است این نکته است هر وقت حمایت نهادهای مسئول در کنار ارادۀ جوانان متعهد و دغدغه­ مند این حوزه قرار گرفته، اتفاقات بزرگ و جدیدی رقم خورده است؛ پس برای گسترش و ایجاد پایگاه ­های ثابتی همچون بوستان ولایت در دیگران نقاط شهر تهران و هم چنین دیگر استان­ ها، لازم است نهادهایی مثل شهرداری پای کار بیایند. در بخش آموزش مستمر و تربیت نیرو نیز لازم است ارگان­هایی همچون اوج با هم افزایی هر چه بیشتر به این دست اقدامات ضریب بدهند تا شاهد خروجی ­های کلان­تری از این دست باشیم.

فاطمه کهربائی