هنرآنلاین: عجیب است که در دو سه دوره اخیر، آثار انگشت شمارى از زنان هنرمند خاورمیانه به حراج کریستیز دوبى راه یافته است؛ به طبع در حراجى هفدهمین دوره که ساعت ٧ بعد از ظهر امروز در هتل امارات تاورز چکش مى خورد از میان ٣۶ اثر ایرانى راه یافته، تنها و تنها دو اثر به زنان هنرمند ایرانى تعلق گرفته است و بس: دو نقاش لیلى متین دفترى و بیتا وکیلى!

این در حالى ست که کل آثار زنان در این حراجى به انگشتان یک دست هم نمى رسد و ایران از این منظر هم رکورددار است! به هیچ روى نمى توان ره آوردهاى تاسیس دفتر دائمى کریستیز در دوبى را براى هنر خاورمیانه نادیده انگاشت؛ حتى مى توان ادعا کرد برپایى مستمر این حراجى در هشت سال گذشته بیشتر به سود هنر خاورمیانه بوده تا کریستیز؛ کمااینکه کل فروش یک حراج در دوبى، به سه میلیون دلار هم نمى رسد که معادل فروش یک اثر از هنرمندى متوسط در اروپا و آمریکاست؛ با این وجود نمى توان از کریستیز خرده نگرفت که در خلق یک رفرم در مارکت هنرى منطقه، سهم شایسته زنان هنرمند را ادا ننموده است. در این میانه تردیدى نیست اجحافى بزرگ در حق زنان هنرمند ایرانى صورت گرفته است؛ هیچ کشورى در منطقه، دستکم از منظر کمى این میزان هنرمند زن ندارد؛ گویا کریستیز هم بر این نکته واقف است زیرا به طور مستمر در هر دوره حراج، تعداد هنرمندان زن ایرانی با مجموع هنرمندان زن ١٣ کشور دیگر در منطقه برابرى کرده است. پرواضح است از منظر بازار بین المللى هنر، در حراج‌های مهم کشورهای غربی هم نسبت هنرمندان زن چندان چشمگیر نیست، به خصوص درباره رکورد‌ها؛ و بدیهى ست کریستیز بیشتر از اینکه به عدالت جنسی در زمان انتخاب آثار بیاندیشد، به فکر کار خوب و فروش خوب باشد؛ این میان زنان هنرمند خاورمیانه و ویژه زنان ایرانى تا امروز نتوانسته‌اند جایگاهى تثبیت شده در بازار بیابند که خودش علامت سئوال بزرگى است... خاورمیانه در حال پوست انداختن است؛ اما بدیهى ست بخش هایى از این پوسته کلفت‌تر از آن است که با استحمام زدوده شوند؛ کندن پوست هاى متحجرى چون مرد سالارى کم از زدودن داعش و طالبان ندارد و هیچ دور از ذهن نیست اگر کسى تصور کند: نکند کریستیز هم ناآگاهانه در چنین دامى افتاده است؛ که صد البته اتهام غریبى براى یک فروشنده غربى حرفه اى است! - این یادداشت همزمان در روزنامه شرق صفحه ١١ به چاپ رسیده است.

انتهای پیام/