سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: کتاب "آتش کم فروغ" (Pale Fire) سال 1962 برای نخستین بار منتشر و از همان ابتدا با استقبال خوبی از مخاطبان روبرو شد. اما این اثر با هر بار خواندن، مخاطب خود را با اندیشههایی تازه مواجه میکند.
"آتش کمفروغ" قصیدهای حماسی شامل 999 مصرع در چهار بخش، توسط جان فرانسیس شید، در طول بیست روز آخر زندگی او، در محل سکونتش در آمریکا سروده شد.
در این اثر به وضوح میتوان مضامینی سیاسی را مشاهده کرد. نویسنده دنیایی خیالی را به تصویر میکشد و خواننده نمیتواند بدون در نظر گرفتن حوادثی که در پی فروپاشی شوروی و شکلگیری اتحاد جماهیر به وقوع پیوسته، رمان را تفسیر کند.
اما این رمان، تنها یک اثر سیاسی نیست و از نظر ارزشها و عناصر ادبی نیز بسیار قابل توجه است. بسیاری از منتقدان "آتش کمفروغ" را از نمونههای اولیه و از پیشگامان ادبیات پست مدرن میدانند و دلیل اصلی این امر را ساختار روایت داستان عنوان میکنند.
ناباکوف طوری داستان را روایت میکند که مخاطب تمایل پیدا میکند با راوی داستان همراه شود و در حوادث داستان با او پیش برود. متن کتاب به شدت شبیه یک زندگینامه است. ناباکوف هیچگاه در آثارش انقلاب شوروی را نادیده نگرفته است، زیرا این ماجرا به تبعید خانوادهاش منجر شد و خود یکی از قربانیان این ماجرا است.
تبعید یکی از موضوعات محوری داستان ناباکوف است؛ موضوعی کاملا برگرفته از زندگی شخصی این نویسنده که با الهام از تجربیات واقعی او، وارد دنیای نوشتههای او نیز شده است. از این رو است که او به خوبی مخاطب را درگیر میکند، زیرا به تمامی، حقیقت این امر را درک کرده است.
ناباکوف در سراسر داستان حس نوستالژی را برای خواننده اثر زنده نگاه میدارد و خاطرات نویسنده را در مورد زادگاهش مرور میکند. این اثر تاکیدی است بر قدرت ادبیات و قدرت داستانهایی که به مخاطب کمک میکند به زندگی معنا ببخشد.
کینبوت نام شخصیت اول این رمان است. استاد ادبیاتی که به مکانی دیگر تبعید شده است و نقدی غیر منصفانه و نادقیق بر روی شعری به نام "آتش بیفروغ" مینویسد. اما این شاعر به صورت اتفاقی، توسط قاتلی که میخواست کینبوت را به قتل برساند کشته میشود.
اینگونه است که رمان ناباکوف، رنگ و بوی مضامینی چون تقدیر و سرنوشت را نیز به خود میگیرد. ناباکوف در صدد است نشان دهد تقدیر انسانها ثابت نیست و میتواند با اشتباهات انسانی و یا مواردی دیگر، تغییر کند.
از زمان انتشار این اثر تاکنون، مقالات بسیاری در زمینه بازگشایی گرههای درهم تنیده این اثر ارزشمند نوشته شده است.
خانم مک کارتی در سال 1962 نقدی با عنوان "صاعقهای از آسمان" بر این کتاب نوشت. او معتقد است: اینکه برای ناباکوف دنیای مرئی انعکاسی منشورین از ابدیت است یا ابدیت انعکاسی از دنیای مرئی، سوالی اساسی است که به گرد خود میچرخد، ولی به دلیل همین چرخش است که سئوالبرانگیز و قابل بحث میماند. این اثر با اینکه تظاهر میکند کار هنری غیرمتعارفی است، نمیتواند این واقعیت را پنهان کند که یکی از شاهکارهای هنری قرن بیستم است، رمانی مدرن که همه خیال میکردند مرده است ولی فقط خودش را به مردن زده بود.
"آتش کمفروغ" اولین بار در ایران در سال 1389، با ترجمه بهمن خسروی، در 424 صفحه، از سوی نشر "نسل نواندیش" منتشر شده است.
انتهای پیام/ علیرضا سردشتی