گروه فرهنگ و ادب هنرآنلاین، 27 شهریورماه، روز درگذشت محمدحسین شهریار است. این روز را روز شعر و ادب پارسی نامگذاری کرده‌اند. این‌که چرا چنین روزی را به شعر و ادبیات اختصاص داده‌اند، بحثی است که در این مجال نمی گنجد؛ مگر در بین شاعران و نویسندگان ایرانی از روزگار رودکی تاکنون، شاعری بزرگ‌تر و شناخته شده‌تر از شهریار نبوده یا مگر نه این که فردوسی با اثر جاودان خود، شاهنامه، زبان پارسی را زنده کرده است. آنچه در گفت وگو با عبدالعلی دستغیب بدان پرداخته شده این که چرا شعر در بین مردم ایران از محبوبیت بیشتری به نسبت نثر برخوردار است ؟ بگذریم که چند سالی است ناشران ترجیح می‌دهند کمتر به سراغ شاعران جوان و تازه‌کار بروند و دوست دارند همچنان مجموعه شعر شاملو و سهراب و فروغ و اخوان و سیدعلی صاحی منتشر کنند. حداقل دغدغه مخاطب و بازگشت سرمایه ندارند. عبدالعلی دستغیب، منتقد و پژوهشگر ، خواننده و شاعر را دوسوی یک جریان می‌داند و می‌گوید: شاعران، سلیقه و پسند خاص خود را دارند. کسی که شعر نو می‌پسندد از خواندن شعر حافظ و مولانا لذت چندانی نمی‌برد. آنچه اهمیت دارد متن است و نوع شعر. بسیاری از خوانندگان، نوع شعر را درنمی‌یابند. برای آنها شعر فردوسی و سعدی یکی است در حالی‌که فردوسی حماسه سراست و باید با دیگر شاعران حماسی سنجیده شود و شعر مولانا، شعر تمثیلی است یا سعدی عاشقانه می‌گوید. هر کدام از این موضوعات را باید در دسته و رده خود مورد بررسی قرار داد. این منتقد ادبی براین باور است که ایرانیان، مردم محافظه‌کاری هستند با حرکت فکری کند. از این‌رو وقتی از خواندن شعر گذشتگان چون حافظ و سعدی و مولانا فارغ می شوند به سراغ کسانی می‌روند که سبک شعرشان نزدیک به این شاعران است پس نیما و اخوان و شاملو را انتخاب می‌کنند. بافت شعر شاملو بسیار نزدیک به حافظ است. امروز با نوشدن و گسترش ارتباطات حتی شعر شاملو و سهراب هم به شعر کلاسیک تبدیل شده است. دستغیب، کم اقبالی به شعر شاعران جوان را وابسته به دو عامل می‌داند و می‌گوید: نقد ادبی در جامعه ما رشد چندانی نداشته است زیرا نقد زاییده آزادی است و در یک جامعه بدون تعصب رشد می‌کند. ما هنوز نقد را با عیب‌جویی هم معنا می‌دانیم. از سوی دیگر تعداد جلساتی که شاعران در آن حضور پیدا کنند و به توضیح شعر خود بپردازند بسیار کم است پس امکانی برای شنیدن شعرهای جدید وجود ندارد. دلیل دیگری که موجب می‌شود مردم از شعر شاعران جوان استقبال نکنند این است که جامعه ما درپی تثبیت باورهای خود است. کسانی که گرایشات سیاسی دارند به شعر شاملو پناه می‌برند و آنها که نیهیلیست هستند، شعر نصرت رحمانی را می‌پسندند و آخرین شعرهای سهراب سپهری را. نویسنده کتاب"نقد ادبی و نوعیت متن" با اشاره به این‌که در بررسی شعر هنوز به روابط درون متنی پرداخته نمی‌شود می‌گوید: کسانی که درباره حافظ نوشته اند او را فردی صوفی و زاهد و یا لاابالی دانسته‌اند کمتر به موسیقی شعر و صنایع لفظی و تجانس و آهنگ کلمات در شعر او توجه کرده‌اند چراکه شناخت چندانی در این زمینه نداشته‌اند. شاعری جدای از شعرشناس بودن است. ما شاعر داریم اما شعرشناس نه وگرنه شعر هم می‌بالید و رشد می‌کرد. دستغیب، گرایش ایرانیان به شعر را نتیجه محافظه‌کاری آنان می‌داند و می‌گوید: جامعه محافظه‌کار و استبدادی به شعر و تاویل و تفسیر ان روی می‌آورد. ایرانیان از روزگار زرتشت تا نیما، همگی شاعر بوده‌اند. نثر در این سرزمین، آن‌گونه که باید و شاید رشد نکرده است چرا که به صراخت نیاز دارد اما شعر، زبان استعاره و مجاز است و گریزگاهی برای شاعر چرا که نقل کفر، کفر نیست. نویسنده کتاب "مجامع قبیله‌ای تا جامعه جهانی"، براین باور است که دوره شعر نیمایی به سرآمده. اندیشه جدید به قالب و شکل تازه‌ای احتیاج دارد مگر این‌که جامعه دچار خمود فکری شده باشد. از سوی دیگر در نظر گرفتن روزی با عنوان روز شعر، دردی را از شاعران درمان نمی‌کند. آنچه اهمیت دارد این‌که رسانه ها باید ستون یا صفحه‌ای را به معرفی و نقد شعر اختصاص دهند و متولیان فرهنگی به لحاظ مادی و معنوی از شاعران پشتیبانی کنند.

دستغیب، شعر را به نت موسیقی تشبیه می‌کند که هر کس نمی‌تواند آن را به دلخواه خود بنوازد بلکه باید از قواعد و قوانینی پیروی کند: عین‌القضات، شعر را به آینه‌ای مانند می‌کند که هرکه تصویر خود را در آن می بیند این تصویر و تمثیل به لحاظ روان‌شناختی درست است نه متن شناسی برای خوانش هر متن از جمله شعر، قواعدی وجود دارد که باید آنها را بشناسیم و از هرکدام پیروی کنیم.