به گزارش سرویس مد و لباس هنرآنلاین/ وارد خانه قدیمی که می‌شوید یک درب فلزی با سیاه مشقی روی آن خودنمایی می‌کند. داخل راهرو‌ها تابلوهای عکس و کلاژ و مجسمه‌های کوچک و بزرگ، فضای آشنای یک گالری هنری را مجسم می‌کنند. اما پس از ورود، لباس‌های رنگارنگی را می‌بینید که دورتا دور سالن آویزان شده‌اند. اینجا یک گالری نیست، مزون "نغمه کیومرثی" است.

چه طور شد که جذب طراحی لباس شدید؟

از زمان کودکی علاقه زیادی به نقاشی و طراحی لباس داشتم و همیشه دوست داشتم که خودم لباس‌هایم را طراحی کنم. در این راه همیشه مادربزرگ و خاله‌ام همراهی‌ام می‌کردند. وقتی که بزرگ‌تر شدم مانتو‌هایی برای خودم طراحی می‌کردم که توجه دیگران را جلب می‌کرد. سال‌ها گذشت تا من در دوره‌ای از زندگی‌ام به این نتیجه رسیدم که به کار طراحی لباس به عنوان یک شغل یا حرفه بپردازم.

بعد از انتخاب این کار به عنوان شغل، فعالیت‌تان را چه طور شروع کردید؟

دفعه اول از مشتری‌ها سفارش گرفتم اما این کار مشکلات زیادی داشت و متوجه شدم بهترین حالت این است که کار آماده ارائه شود و به فروش برسد. البته برای لباس‌های خاصی که طراحی می‌کنم سفارش می‌گیرم، اما بیشترین کار من در زمینه مانتو است.

برای طراحی کردن از جایی الگو می‌گیرید؟

به هر حال به منابع فشن و مد و ژورنال‌ها نگاه می‌کنم چون باید به روز باشیم و همه مدل‌ها و تحولات مد را بشناسیم. ولی اگر کسی عین یک مدل را برداشته و اجرا کند، نمی‌توان اسم طراحی را روی آن گذاشت. طراحی لباس مقوله وسیعی است و با کار خیاطی تفاوت دارد.

برای طراحی یک لباس چه نکاتی را در نظر می‌گیرید؟ چه چیزی در ذهن شما هست که باعث تفاوت کارهای شما با دیگران می‌شود؟

من براساس موضوعی که در ذهنم هست ایده‌پردازی و طراحی می‌کنم و حتما قبل از طراحی لباس چیزی در ذهنم هست. در واقع هر مجموعه از کارهای من اسمی دارد، مثلا من یک مجموعه در دوبی ارائه دادم به اسم "پرواز را به خاطر بسپار". کار مد و هنر ارتباط مستقیم با هم دارند و در واقع طراحی لباس یک نوع تصویرگری است. من ذهنیتی از یک موضوع دارم که برای آن تصویرسازی می‌کنم، اما این فکر اولیه را مخاطب نمی‌بیند. من از الان می‌دانم که اسم کلکسیون بعدی‌ام چیست اما خیلی وقت‌ها به دلایل شخصی نام مجموعه را عنوان نمی‌کنم.

با وجود اینکه بیننده عنوان مجموعه را نمی‌داند، آیا کار‌ها به شکلی هستند که رابطه بین آن‌ها قابل تشخیص باشد؟

بله باید همین طور باشد. خاصیت یک کلکسیون همین است. مثلا یکی از اصول کار این است که وقتی یک مجموعه طراحی می‌کنید از تعداد محدودی از رنگ‌ها استفاده کنید و یا اگر خواستید رنگ‌های زیادی را به کار بگیرید باید نوع طرح‌ها و پارچه‌ها باهم همخوانی داشته باشند. برای ارائه یک مجموعه خواه لباس و خواه نقاشی یا هر موضوع دیگری، بهتر است از مواد یکسان استفاده کنید یا سوژه کار در همه طرح‌ها تکرار شود تا مجموعه یک پارچه‌ای به وجود بیاید.

طراحی یک لباس برای شما چه مراحلی دارد؟

همیشه پارچه‌هایی را که می‌خواهم با آن‌ها کار کنم از قبل آماده می‌کنم. برش‌های کوچکی از آن‌ها مقابلم هست و بعد در دفترم مدل لباس را طراحی می‌کنم و پارچه‌های مخصوص آن را هم کنارش قرار می‌دهم. بعد این طرح برای نمونه‌سازی می‌رود که ببینیم آیا طرح با این پارچه‌ها جواب می‌دهد یا نه. از طرح ارائه شده یک نمونه اجرا می‌شود و سپس ایراد‌های آن گرفته شده و در مورد نحوه تولید و ارائه آن تصمیم گرفته می‌شود. اگر هیچ اشکالی در کار وجود نداشته باشد توسط اعضای گروه تولید که شامل ۹ نفر برای خیاطی و کارهای دستی هستند، لباس‌ها تولید و آماده ارائه می‌شوند.

شما فعالیت‌های خارج از ایران هم داشته‌اید. در مورد نحوه ارائه کار‌هایتان در خارج از ایران بگویید.

اولین بار سال ۲۰۰۷ در کالسروحه آلمان کارهای خود را در یک جشنواره فرهنگی ارائه کردم و کلکسیونی که نمایش دادم یک مجموعه رنگارنگ با کارهای دستی و گلدوزی بود. به دلیل اینکه علاقه داشتم پوشش سرزمین خودمان را ارائه دهم لباس‌هایی طراحی کردم که چیزی مثل مانتو یا کت روی آن‌ها قرار می‌گرفت و مانکن‌ها هم با سربند به اجرای برنامه می‌پرداختند. تابستان امسال هم در مونیخ مجموعه‌ای با نام "آبی، نارنجی، عشق" ارائه کردم که مجموعه خوبی بود. اگر بخواهیم یک اشاره کوتاه به فعالیت‌های خارج از کشور من داشته باشیم، بیشتر نمایشگاه‌های من در دوبی بوده که کار‌ها برای افراد خاص ارائه شد و به فروش رسید. سال‌ها پیش هم طرح "درخت زندگی" را برای سازمان جهانی غذا ارائه کردم. این طرح را به آن‌ها اهدا کردم که از آن استفاده کردند و به فروش رساندند. پیشنهادات کاری دیگری هم هست که هنوز قطعی نشده‌اند. با طراحان دیگری هم در خارج از کشور در ارتباط بودم که به آن‌ها کمک کرده‌ام یا کمک گرفته‌ام. دعوت نامه‌هایی هم از هفته‌های فشن در کشورهای مختلف دارم اما هنوز امکان حضور در آن‌ها فراهم نشده است.

این مجموعه‌ها در کشورهای خارجی و به ویژه اروپا فقط به نمایش گذاشته می‌شدند یا فروش هم داشته‌اند؟

بله همه فروش رفته‌اند. من در نظر داشتم که لباس‌ها با توجه به شرایط آب و هوایی و سلیقه اروپایی‌ها عرضه شوند تا امکان استفاده در آن مناطق را داشته باشند. این لباس‌ها برای آن‌ها جذاب بود و از کارهای خاص استقبال می‌کنند. کارهای ارائه شده هم لباس و هم مانتو بوده و اتفاقا مانتو‌ها فروش بهتری دارند چون برایشان جدید‌تر است و به عنوان کت یا روپوش از آن استفاده می‌کنند.

در طرح‌های شما نشانه‌ای هست که نشان دهنده ایرانی بودن آن لباس باشد؟

مسلما هست. چون نشانه‌هایی در طراحی هست که کار ایرانی را از یک کار دیگر تفکیک می‌کند. می‌توان از نقوش ایرانی استفاده کرد اما خیلی اوقات لازم نیست حتما نشانه خاصی وجود داشته باشد تا ایرانی بودن کار را نشان دهد. گاهی با یک یراق یا یک نوع پارچه یا حتی رنگ آن مشخص می‌شود که کار متعلق به کجاست. نوع پارچه‌های شرقی هم مشخص است. نکات کوچکی در کار وجود دارد که شاید اصلا دیده نشود اما هویت کار را مشخص می‌کند. الان هم خیلی از برندهای خارجی به رنگ‌ها و نقوش شرقی توجه می‌کنند و طرح‌های پر رنگ و شاد را می‌پسندند. جدای از همه این‌ها کاری که از دل بیاید به دل می‌نشیند حتی اگر یک کار خیلی ساده باشد.

از لباس‌های محلی هم در کار‌هایتان ایده گرفته‌اید؟

بله خیلی زیاد. از لباس‌های کرد‌ها، لر‌ها... البته در سال‌های قبل این الهام گرفتن بیشتر بود. اوائل کار‌هایم خیلی سنتی بود بعد رفته رفته سلیقه‌ام عوض شد و نوع کار‌ها تغییر کرد. می‌توان طرح‌های سنتی و جدید را با هم تلفیق کرد و طرح‌های جدیدی به وجود آورد. اصلا الهام گرفتن یعنی همین ونیازی نیست عین آن لباس محلی را اجرا کرد.

مخاطبین کارهای شما از چه طیفی هستند و به چه دلیل جذب این لباس‌ها می‌شوند؟

مسلما خانم‌هایی که ترجیح می‌دهند کار طراحی شده را بخرند افرادی هستند که می‌خواهند کار خاص بپوشند. این موضوع هم محدود به لباس نیست و ممکن است در مورد جواهرات یا کیف و کفش و.. باشد. عده‌ای ترجیح می‌دهند به جای یک کار کلیشه‌ای از یک برند خاص، کار یک طراح را بخرند، چون می‌خواهند لباسشان شبیه دیگران نباشد. بعضی از کارهای ما بسیار محدود هستند، مثلا پارچه خاصی دارند که فقط ۲یا ۳ دست لباس از آن‌ها تولید می‌شود. مخاطبین ما هم از دختر ۱۸ ساله تا خانم ۸۰ ساله هستند و این بستگی به شیوه لباس پوشیدن آن‌ها دارد. اما چیزی که من با کمال تعجب می‌بینم این است که یک کار را هم دختر ۲۰ساله می‌خرد و هم یک خانم ۶۰ساله. یعنی برای آن لباس سنی تعریف نمی‌شود. به جز بعضی کار‌ها که مخصوصا برای یک محدوده سنی طراحی می‌شود.

تا به حال با مشکل کپی شدن طرح‌هایتان روبه رو شده‌اید؟

خیلی زیاد، از این نوع اتفاقات زیاد پیش می‌آید و کپی کنندگان توجه نمی‌کنند که اشخاص برای انجام یک کار ایده‌های مختلفی داشته‌اند و زمان زیادی صرف کرده‌اند تا به نتیجه برسند. در واقع یک نوع سرمایه گزاری فکری است که هر کس برای کار خود انجام می‌دهد اما عده‌ای به راحتی این‌ها را نادیده می‌گیرند. ولی چیزی که خستگی من را در می‌برد این است که کسانی که از من خرید می‌کنند قدر کارم را می‌دانند و این خیلی مهم است. وگرنه کسانی هم هستند که فکر می‌کنند کار مهمی انجام نشده و این یک لباس ساده است، اما نکته مهم این است که این فکر اول به ذهن چه کسی رسیده و چه کسی اجرایش کرده است. باید بتوان بین کار اصل و فرع تفاوت قایل شد و ارزش هرکدام را دانست. در واقع بزرگ‌ترین تعریف از کار این است که از آن تقلید شود، اما چقدر خوب است که این تقلید به درستی انجام شود.

بیشترین تیراژی که برای هر کار دارید چند عدد هست؟

بستگی دارد، تنوع مدلهای ما خیلی زیاد است. هر فصل هم نمونه جدید تولید می‌شود. معمولا بیشتر از ۱۰ عدد از یک کار تولید نمی‌کنیم. اما گاهی یک پارچه خاص ممکن است در مدلهای مختلف تکرار شود. از بعضی کار‌ها هم فقط یک یا دو عدد تولید می‌شود. اما در مدل‌های من همیشه تنوع هست چون معتقدم اگر طرحی را تکرار کنم خلاقیت از بین می‌رود و مثل کار تولیدی می‌شود.

هیچ وقت نخواستید با تولیدی همکاری کنید و تولید انبوه داشته باشید؟

نه. اگر هم بخواهم این کار را بکنم ترجیح می‌دهم با عنوان برند خودم باشد، چون فاکتورهای خاصی برای این کار دارم که اگر کارم وارد فروشگاه شود باید رعایت شوند. متاسفانه نوع برخورد در این زمینه جالب نیست و اگر هم کسی پیشنهادی داده اول منافع خودش را در نظر گرفته است. بیشتر طرز فکر تولیدی‌ها این است که چند طرح را بگیرند و به نام من تولید کنند و بعد که شیوه کاری مرا یاد گرفتند از آن کپی کنند.

با توجه به تفاوت زیادی که نسبت به سال‌های قبل در وضعیت طراحی لباس ما به وجود آمده، فکر می‌کنید آینده طراحی لباس در ایران به کجا می‌رسد؟

اگر به این شکل پیش برود که هر کس با چند متر پارچه شروع به کار کند و خودش را طراح بداند خیلی نگران کننده است. البته در هر کاری همین طور است که عده زیادی شروع می‌کنند اما بیشتر آن‌ها کنار می‌روند، چون کشش کار را ندارند. اما با توجه به آنچه می‌بینم ما نیروی جوان خیلی خوبی داریم به ویژه بچه‌های هنر و طراحی لباس. این‌ها اگر خودشان را پیدا کنند و دنبال این کار بروند آینده خیلی خوبی خواهند داشت. مخصوصا اگر کار‌ها به مانتو اختصاص پیدا نکند چون ما در بخش لباس خیلی ضعیف هستیم و کسانی را که به صورت تخصصی لباس طراحی کنند کم داریم. همه به طراحی مانتو روی آورده‌اند در صورتی که لباس جای کار بیشتری دارد، هم از نظر تنوع و هم اینکه در شرایطی هستیم که به دلیل کم شدن واردات کار داخلی مشتری زیادی دارد. عده زیادی هم هستند که ترجیح می‌دهند به جای لباس آماده از یک طراح لباس بخرند. باید دسته بندی شود و هر کس در یک زمینه مثل طراحی کیف، عینک یا کفش کار کند. نباید همه را با هم کار کنند چون اگر روی یک کار تمرکز کنند موفق‌تر می‌شوند. اگر با این دید پیش برویم جای موفقیت زیادی در آن هست. در پایان آرزوی موفقیت می‌کنم برای همه کسانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، چه خیاط و چه طراح. امیدوارم بتوانند راه‌شان را درست پیدا کنند و آن طور که باید ادای مطلب کنند. تنها حرفم برای قشر جوان این است که خودتان باشید و شهامت خود بودن را داشته باشید تا بتوانید با حس خودتان کار درست را ارائه دهید.

انتهای پیام/

مریم درویش