سرویس سینمایی هنرآنلاین؛ مدتی پیش گالری تیت مدرن در لندن، پر بازدیدترین موزه هنر مدرن در جهان مجموعه آثار سینمایی پرویز کیمیاوی را میزبانی کرد. "یا ضامن آهو"، "تپههای قیطریه"، "باغ سنگی"، " پ مثل پلیکان"، "اوکی مستر" و "مغولها" فیلمهایی است که در مرور آثار دهه پنجاه کیمیاوی با عنوان "6 رویای پرویز کیمیاوی" در این مرکز معتبر هنری به نمایش درآمد. آثار فیلمساز برجستهای که ساخت اولین آثارش همزمان با تولد سینمای نوین ایران در اواخر دهه ۱۳۴۰ شمسی بود و بااینحال بهزعم برگزارکنندگان این رویداد، در نسبت با بقیه همنسلانش کمتر ستایشی را که شایستهاش بوده دیده است.
اما مراد منتظمی، پژوهشگر و کارشناس موزه تیت مدرن لندن در خصوص ویژگیهای آثار سینمایی ایران بهویژه انتخاب آثار پرویز کیمیاوی بیان کرد: کیمیاوی فیلمسازی است که سینمای تجربی را با سنت مستندسازی پیوند میزند و میتوان گفت، اساساً حضور او در سینمای ایران با مستندسازی تجربی است که معنی پیدا میکند. این پژوهشگر گفت: کیمیاوی فیلمهای بسیار خاصی در این عرصه خلق کرده؛ فیلمهایی که خیلی دشوار خواهد بود اگر بخواهیم به استتیک یا سنت تصویری معینی مرتبطشان کنیم.
منتظمی گفت: آثار او یگانه است؛ هم از زاویه نگاه مردمشناسانه و هم سورئالیسمی که در آثارش جریان دارد؛ همچنین جنبههای واقعگرایانهای که در نئورئالیسم ایتالیا دنبال میشود و بهنوعی کلیت سینمای موج نوی ایران متأثر از آن است. بهاینترتیب کیمیاوی در میان رنگهای مختلفی که در سینمای نوین ایران میشناسیم، به شاخصههای قابلتأملی دست مییابد؛ او در فیلمهایش همانند یک نقاش عمل میکند و فضایی را به تصویر میکشد که به روشهای معمول فیلمسازی با دشواری به دست خواهد آمد.
او در ادامه افزود: شخصیتهای فیلمهای کیمیاوی بهخوبی در ذهن بیننده میمانند؛ "آقا میرزا" در "پ مثل پلیکان" یا در "مغولها" و "آقا درویش اسفندیار پور" در "باغ سنگی"؛ پرسوناژهایی که در اطرافشان، جهانی شاعرانه و مملو از ارجاعات تاریخی از دوره صفویه تا قاجار را میبینیم که در دوره معاصر با تلویزیون و کامپیوتر و سرعت عجین شده است".
آندرهآ لیسونی هم در مورد کشف سینمای کیمیاوی میگوید: من این شانس را داشتم تا فیلمهای پرویز کیمیاوی را سال گذشته در انجمن مستند برلین و روی پرده بزرگ برای اولین بار ببینم و واقعاً حیرت کردم. آنها دقیقاً همان ویژگیهایی را داشتند که من دنبالش بودم و باورم نمیشد هنرمندی چنین پیشرو تا این حد ناشناخته باقیمانده باشد. همین بود که تصمیم گرفتم آثارش را بهعنوان یکی از بهترین بخشهای برنامه سینمایی تیت انتخاب کنم.
لیسونی ادامه میدهد: کیمیاوی به کشف دوبارهای از جایگاه یگانه فیلمساز نایل آمده که برای او بین سینمای مستند و سینمای داستانگوی رویاگرا قرار دارد. او با چنین رویکردی به آن تنش مردم شناسانه بین هنر و سینما بازگشته که موضوعی داغ و پربحث در هنر ۱۵ سال اخیر بوده است. باوجوداین، او همچنان موقعیت خودش را بهعنوان یک چهره تک افتاده که به هیچ جریانی تعلق ندارد حذف کرده و در قلمروی شخصی ازیکطرف به جستجوی مفهوم بازنمایی هویت و جوامع انسانی دستزده و از طرف دیگر کلیشههای سینماهای ملی را به چالش کشیده است. از این نظر میتوان شباهتهایی بین کارنامۀ کیمیاوی با گلوبر روشا، پیر پائولو پازولینی و در نمونهای معاصرتر، آلبرت سرا پیدا کرد.
وی درباره برنامههای آتی تیت مدرن گفت: باز هم از مجموعه آثار بزرگان سینمای ایران را در این گالری به نمایش خواهیم گذاشت تا دوستداران سینمای ایران، بتوانند تاریخ این سینما را با پخش و نمایش فیلم های قدیمی تماشا کنند.
کیمیاوی دانشآموخته مدرسه سینمایی ایدک در فرانسه است، بیشتر از همه برای اولین فیلم بلندش، "مغولها"، شناخته میشود. این فیلم تلفیق جسورانه و تکرار نشدهای از سینمای داستانی، مستند و سینمای تجربی است. به جز این فیلم کیمیاوی آثار دیگری هم - چه بلند و چه کوتاه، مستند و داستانی - هم در ایران و هم در فرانسه کارگردانی کرده است.
از آن طرف "مغولها" در یک سال گذشته سفری موفق در فستیوالهای متعدد در اروپا و آمریکای شمالی داشته و به عنوان اثری دوباره کشف شده نام کیمیاوی را سر زبانها انداخته است. اما این مرور بر آثار او در گالری تیت مدرن شاید مهمترین افتخار سینمایی کارنامۀ او باشد.
پنج فیلم کلیدی پرویز کیمیاوی که می توان به آن اشاره کرد شامل:
یا ضامن آهو (۱۳۴۸)
مردی در راز و نیازش در حرم امام رضا در مشهد میگوید: "یا ضامن آهو! یا ضامن خراسان!" این آغاز کار سینمای کیمیاوی او را جذب یکی از مهمترین شمایل های فرهنگ شیعه در ایران و همینطور سرزمین خراسان میکند. این مستند کوتاه بسیاری از عناصر سینمای کیمیاوی را تثبیت میکند: جادوی تقدس، تعاملی عینی و ملموس بین دنیای زندگان و رفتگان، توجهی ویژه به فرهنگ فولکلور.
به علاوه مثل دیگر آثار کیمیاوی، باند صوتی فیلم مکمل تصویر نیست، بلکه روایتِ موازی خودش را با تصاویری که میبینیم دارد.
تپههای قیطریه (۱۳۴۹)
ظاهراً فیلمی دربارۀ کندوکاو و یافتههای تاریخی در تپههای قیطریه، اما در اصل فیلمی بازیگوش و تقریباً سوررئالیستی دربارۀ زنده بودن مردگان و حضورشان در جهان مدرن.
این فیلم، که بیشباهت به اشعار خیام نیست، ریتم و ضرباهنگ یک فیلم موزیکال را دارد و به نظر میآید حتی حرکت کارگران حفاری در فیلم طراحی شده است.
سکانس پایانی فیلم، وقتی کارگران روی حفاریها - که حالا مثل گورها به نظر میآیند - پارچه میکشند و به عنوان موسیقی متن، قطعه رکوییم شنیده میشود شاید بهترین سکانس سینمای کیمیاوی باشد.
باغ سنگی (۱۳۵۵)
درویش خان، چوپانی کر و لال، بعد از خوابنما شدن و پیدا کردن سنگی که مقدس میپندارد باغی از سنگ در نزدیکی سیرجان میسازد که در آن قلوه سنگها از درختان کویری آویزان شدهاند.
این فیلم که برنده خرس نقرهای بهترین فیلم فستیوال برلین شد اولین موفقیت جهانی کیمیاوی محسوب میشود و امتداد علاقه او به آدمهای حاشیهای است.
در سال ۱۳۸۲ کیمیاوی دنبالهای بر این فیلم ساخت به نام پیرمرد و باغ سنگیاش.
پ مثل پلیکان (۱۳۵۱)
آقا سید علی میرزا، پیرمردی که بومیان طبس دیوانه میپندارند، چهل سال است در خرابههای بعد از زلزله ویرانگر زندگی میکند تا این که به تشویق یکی از بچهها برای دیدن پلیکانهایی که به باغ طبس آمدهاند از ویرانه خارج میشود.
این فیلم یکی از چند فیلم ایرانی انتخاب شده در رأیگیری بهترین مستندهای تاریخ سینما توسط مجله سایت اند ساوند بود به عنوان "مطالعهای در انزوا، زیبایی و زبان" توصیف شده که "پایانی دارد که میتواند دیوید لینچ را سر ذوق بیاورد."
مغولها (۱۳۵۲)
واقعیت و خیال در این فیلم به شکلی جدایی ناپذیر در هم میآمیزند: کیمیاوی نقش کارگردانی را دارد که در تدارک ساخت فیلمش به دنبال مأموریتی فنی از سوی تلویزیون به زاهدان اعزام می شود، در حالی که همسرش، با بازی فهیمه راستکار، دارد روی تز دکترا با موضوع حمله مغولها کار میکند. حمله مغولها و گسترش تلویزیون و آینده سینما به شکلی کمیک به هم متصل میشوند و فیلم در سیری رویاوار از یک دنیا به دنیای دیگری حرکت میکند.
فیلم که ادای دینی به سینمای ژان لوک گدار است به عقیده جاناتان رزنبام، منتقد آمریکایی، از نظر ایدئولوژی و فرم حتی بر آثار خود گدار در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برتری دارد.
انتهای پیام/