سرویس سینمایی هنرآنلاین / سینمای ایران طی دو دهه اخیر بیش‌ترین فراز و فرودهای ممکن را از سوی سینماگران،تماشاگران و مدیران وقت به خود دیده است.فیلم‌‎هایی که در فاصله زمانی اوایل دهه 70 تا کنون ساخته شده‌اند، به لحاظ فروش،تاثیرگذاری بر جامعه و مخاطب و از همه مهم‌تر جلب رضایت و نظر منتقدان و متولیان سینما،گرچه روندی رو به افول را طی کرده‌اند،ولی میان آنها می‌توان فیلم‌هایی جست که به دلیل حساسیت موضوع یا جسارت فیلم‌ساز در انتخاب سوژه و نحوه بیان،از جانب برخی اصناف شغلی،نهادها و گروه‌های دولتی و خصوصی با برخوردهای تند و افراطی مواجه شدند و برای نمایش عمومی فیلم مشکلات و مسائل نامطلوبی را پیش آوردند.شماری از چنین فیلم‌هایی حتی به اکران عمومی هم نرسیدند و پس از تولید، بی‌درنگ توقیف و راهی بایگانی شدند اما تعدادی از فیلم‌ها نیز خوش‌شانس‌تر بودند و مجال نمایش یافتند،ولی اکران آنها با آرامش و بی‌حاشیه نبود،که برعکس مخالفت و انتقادهای اقشار و احزاب مختلف،مسیر نمایش فیلم‌ها را با چالش و دست‌اندازهای فراوان روبه‌رو کردند.در این فرصت کوتاه،نگاهی داشته‌ایم به هشت فیلمی که مهم‌ترین حواشی و اعتراض‌ها را پشت سر گذاشته‌اند.

1. شوکران(بهروز افخمی)

داستان: مهندس خاکپور قرار است معاون وزیر شود اما در حادثه‌ای ساختگی مصدوم و به بیمارستان دی در تهران منتقل می‌شود.دوستش مهندس «محمود بصیرت» از زنجان برای ملاقات او به تهران می‌آید و با پرستار بیمارستان،«سیما ریاحی» آشنا می‌شود. بصیرت که زندگی خانوادگی آرامی در کنار همسرش ترانه و دو فرزندش دارد، به سیما علاقه‌مند شده و او را صیغه خود می‌کند،ولی به مرور زمان رابطه آنها دست‌خوش تغییراتی می‌شود.

توضیح:

وقتی در اواخر دهه هفتاد خورشیدی، بهروز افخمی فیلم «شوکران» را ساخت،سینمای ایران ناگهان با فیلمی روبه‌رو شد که به لحاظ مضمون و محتوا،حساسیت‌هایی در خود داشت و می‌شد حدس زد شوکران قرار نیست اکران آرام و بی‌دردسری داشته باشد.از قضا همین‌طور هم شد و چند روز پس از نمایش عمومی فیلم،گروهی از پرستاران بیمارستان‌ها،شوکران را توهین آشکاری به حرفه آنها دانستند و در تجمعات محدودی که برگزار کردند،خواستار توقف در اکران فیلم شدند.اتفاقی که البته به دلیلی زبان پرقدرت سینمایی فیلم،این حواشی را تحت‌الشعاع قرار داد و هرگز رخ نداد.حتی به‌رغم شدت‌گرفتن اعتراض‌ها و صدور بیانیه‌های مختلف، بر پرده سینماها باقی ماند و فروش خوبی هم داشت.شوکران شاید نخستین فیلمی بود که اعتراض یک صنفی شغلی را در پی داشت.این جریانی بود که پس از فیلم افخمی، به یک جریان و حرکت انتقادی در سینما تبدیل شد و پس از آن، اصناف دیگر نیز به حمایت از حقوق صنفی خود در تولیدات فرهنگی هنری برآمدند.از جمله در سریال «ساختمان پزشکان» که صدای روان‌شناسان را درآورد.

شوکران در جشنواره‌های بسیاری شرکت کرد.از جمله سومین،چهارمین و پنجمین دوره جشن خانه سینما(۷۸،۷۹،۸۰)،دومین دوره جشنواره فیلم اجتماعی آبادان(۷۹)،یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ایرانی مرکز فیلم شیکاگو(۷۹)،جشنواره بین‌المللی فیلم‌های ایرانی در لینکلن فیلم‌سنتر آمریکا(۸۰)،بیست‌وپنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم قاهره(۸۰)،جشنواره بین‌المللی فیلم آتلانتا(۸۰) و...

2. آدم‌برفی(داوود میرباقری)

داستان:

عباس خاکپور بعد از چند شکست برای گرفتن ویزای آمریکا به پیشنهاد یک دلال ایرانی تغییر چهره داده و به ظاهر یک زن درمی‌آید تا با این ترفند بتواند ویزای مهاجرت به آمریکا بگیرد اما او با زنی ایرانی به نام دنیا آشنا می‌شود که توسط شوهر سابقش به ترکیه کشانده شده و آواره و سرگردان مانده.خاکپور رفته‌رفته به زن دل می‌بندد و فکر سفر به آمریکا را از سر بیرون می‌کند.

توضیح:

میرباقری در سال 73 فیلمی را روانه پرده سینماها کرد که در زمان خود به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد و حرکت‌های تندی را به همراه داشت و دلیل این اعتراض‌ها،علاوه بر محتوای داستانی فیلم،تا حدودی هم به زن‌پوش‌بودن یکی از بازیگران مرد فیلم(اکبر عبدی) برمی‌گشت.یکی دو روز پس از اکران فیلم در سینماها،گروه‌های فشار به بهانه توقیف نمایش آدم‌برفی به یکی از سینماها حمله‌ور شده و در این جریان،خانم بارداری که برای تماشای فیلم آمده بود،دچار سقط جنین شد! با این حال، وقتی نمایش فیلم به‌طور کامل متوقف شد،نسخه‌های ویدیویی فیلم(البته با کیفیتی نامطلوب) به سرعت تکثیر و توزیع شدند و همه فیلم را در تلویزیون‌های خانگی دیدند.جالب آن‌که وقتی چند سال بعد آب‌ها از آسیاب افتاد و فیلم به شکل قانونی برای دومین بار در سینماها نمایش داده شد، حتی آنها که فیلم را در ویدئوهای خانگی دیده بودند، به سینما آمدند تا این‌بار فیلم را روی پرده ببینند.

3. مارمولک(کمال تبریزی)

داستان:

رضا مثقالی معروف به رضا مارمولک،دزد سابقه‌داری است که بارها دستگیر و زندانی شده اما در آخرین دستگیری،اتهام او سرقت مسلحانه است.رضا را به زندانی تحویل می‌دهند که رئیس آن آقای مجاور، بسیار سختگیر و انعطاف‌ناپذیر است.او عقیده دارد باید آن‌قدر نسبت به مجرمان سختگیری کند که حتی فکر اعمال خلاف به مغزشان نرسد.همچنین او معتقد است زندانیان را به زور هم که شده باید وادار به درستکاری کرد تا به بهشت بروند.رضا در حادثه‌ای مجروح و به بیمارستان خارج از زندان منتقل می‌شود.در آنجا لباس یک روحانی بیمار را می‌رباید و در لباس روحانیت موفق به فرار از زندان می‌شود.او با مصونیتی که در لباس تازه پیدا کرده به یک شهرک مرزی می‌رود تا با گذرنامه جعلی از کشور خارج شود اما به دلایلی با یک روحانی دیگر اشتباه گرفته می‌شود و امامت جماعت محلی را بر عهده‌اش می‌گذارند.

توضیح:

کمال تبریزی سال‌ها پیش وقتی فیلم «لیلی با من است» را ساخت که در آن با سوژه دفاع مقدس شوخی کرده و از خط قرمزها گذشته بود، به عنوان فیلم‌سازی جسور و خط‌شکن در ذهن سینماروها ثبت شد و همه منتظر بودند فیلم‌های دیگری با موضوع‌های ملتهب و به زعم برخی‌ها مسئله‌دار از این کارگردان ببینند.عاقبت این انتظار با فاصله‌ای نه چندان کوتاه به وقوع پیوست.«پیمان قاسم‌خانی» با نگاهی به فیلم آمریکایی «ما فرشته نیستیم»،فیلم‌نامه‌ای ایرانیزه نوشت با عنوان «مارمولک» که اثری کمدی بود اما هنگام نمایش عمومی فیلم، بسیاری از سینماروها و حتی آنها که میانه‌ای با سینما ندارند،«مارمولک» را بیش از آن‌که اثری کمدی اجتماعی تلقی کنند،در رده فیلم‌های سیاسی طبقه‌بندی کردند که در آن به جامعه روحانیت و پوشش مبلغان دینی اهانت شده بود.در حالی‌که نویسنده و کارگردان فیلم،نظری برخلاف معترضان داشتند.این فیلم برخلاف تصور عمومی، به روحانیت اصیل توهین نمی‌کند، بلکه تنها روحانی واقعی را فردی آگاه،سخت‌کوش و نقدپذیر نمایش می‌دهند.شخصیت «رضا مثقالی» که برای رهایی خود با سرقت لباس روحانی به یک روحانی دروغین بدل شده،نمایانگر روحانیت دروغینی است که امروز برای منافع خود لباس روحانی به تن کرده‌اند،درحالی‌که بویی از روحانیت نبرده و ربطی به دین ندارند.در حقیقت این فیلم به تمسخر روحانیت نمی‌پردازد،که آنان را نیز مانند تمام اقشار مردم و همان‌طور دارای خوب و بد معرفی می‌کند.مسئولان سانسور وقت به دلیل آن‌که مارمولک را مصداق توهین به خویش تلقی کردند،تنها چند هفته پس از اکران عمومی،نمایش آن را در سینماها متوقف کردند.

4. چه کسی امیر را کشت؟(مهدی کرم‌پور)

داستان:

امیر کشته می‌شود و تمام آشنایان و دوستانش به خوبی از او یاد می‌کنند اما بعد از مدتی شروع می‌کنند به بدگویی از او و حتی کمی که می‌گذرد نزدیک‌ترین کسانش جسد او را نمی‌توانند شناسایی کنند.فیلم روایتی بی‌طرف از تلاش و پی‌گیری شخصیت‌های پیرامون امیر است.

توضیح:

مهدی کرم‌پور با همان نخستین فیلمش(جایی دیگر) اعلام کرد سر در سودای سینمایی متفاوت دارد و گویی گروه خاصی را به تماشای فیلم‌هایش فرا می‌خواند.در «جایی دیگر» او به سبک فیلم «دیوار» (آلن پارکر) از انیمیشن‌هایی استفاده کرده بود.او در ساخته بعدی خود نیز تجربه متفاوتی را رقم زد. «چه کسی امیر را کشت؟» به لحاظ ساختار،در سینمای ایران تجربه نامتعارفی بود و شاید همین شکل تازه و کم‌سابقه(نه بی‌سابقه) فیلم باعث شد شماری از تماشاگران در زمان نمایش عمومی فیلم نسبت به آن واکنش نشان بدهند و اعتراض کنند.هنگام نمایش عمومی این فیلم در سینما آفریقا، برخی تماشاگران سالن را ترک و پول بلیت خود را مطالبه کردند.این‌که برخی تماشاگران با دیدن فیلم،واکنش‌های حاکی از نارضایتی نشان دادند،گویای ناآشنایی عموم مخاطبان سینما با الگوهای روایتی متفاوت است.آنها تصور می‌کنند روایت کلاسیک تنها نوع پیشبرد ماجرای یک فیلم سینمایی است یا دست‌کم از سینماگران ایرانی چنین انتظاری دارند.البته نکته مهمی که به این سوءتفاهم دامن می‌زند،حضور ستارگان و بازیگران مشهور سینما در چنین فیلم‌هایی است. با دیدن چهره ستاره‌ها روی پلاکارد سینما،تنها چیزی که به ذهن مخاطب عام سینما نمی‌رسد،دیدن فیلمی متفاوت است،چه آن‌که پیش از این،فیلم‌های خاص به‌طور عمده از نابازیگران یا غیر ستارگان استفاده می‌کردند.در فیلم «چه کسی...»،شخصیت‌ها با یکدیگر تعامل فیزیکی پیدا نمی‌کنند و همه چیز در قالب حضور تک‌نفره مقابل دوربین شکل می‌گیرد.آنچه روایت فیلم را شکل می‌دهد،ایده‌های شخصیت‌هاست و نه خود آنها.چنین روندی گرچه در سینما کم‌سابقه نیست،ولی در جامعه ما کم‌تر فیلمسازی دست به تجربه آن زده. برای مثال تا حدودی می‌توان به روایت کامران شیردل در «اون شب که بارون اومد» اشاره کرد.البته فیلم شیردل با توجه به عناصری از قبیل مستندبودن،وجود نریشن و قرینه‌مندی هندسی الگوی روایی،آن را از قالب «چه کسی...» متمایز کرد.

5. گشت ارشاد(سعید سهیلی)

اکران نوروزی سال 91،شاید بیش از هر زمان سال دیگر دچار حاشیه و مشکلات پیش‌بینی‌نشده بود. این حواشی از اکران دو فیلمی ناشی می‌شد که زمزمه‌های دردسرآفرینی آنها از جشنواره سی‌ام فیلم فجر شروع شده بود. یکی از آنها،آخرین ساخته سعید سهیلی با عنوان «گشت ارشاد» بود؛فیلمی که تا مدت‌ها پس از توقیف و پایین‌کشیده‌شدن از پرده و حتی هنگام پخش در شبکه خانگی، با حوادث و جنجال‌هایی همراه بود،که البته همه این‌ها در نهایت به سودِ فیلم و گروهِ سازندگانش تمام شد. اکران «گشت ارشاد» با موضوع حساسی که داشت،اقشار مختلفی را در جامعه علیه خود تحریک کرد.مهم‌ترین گروهی که دیدگاه فیلم را برنتابیدند و با اعتراض نسبت به ساخت و اکران آن،مانع از ادامه نمایش عمومی فیلم شدند،حزب‌اللهی‌های موسوم به «انصار حزب‌الله» بودند که معتقد بودند در این فیلم،نشان داده شده عده‌ای با سوءاستفاده از نام و اعتبار آنها به اخاذی از مردم مشغولند.غیر از این،افراد دیگری هم بودند که ضدِ فیلمِ نام‌برده برآشوبیدند و اعتراضِ خود را علنی کردند.گروه دوم، افرادی بودند که آنها را در جامعه به نام رانت‌خوار می‌شناسند.در حقیقت همان قشری که احتمال دارد به قدرت‌های سیاسی و اقتصادی متصل و در لوای کار و کاسبی قانونی، به رانت‌خواری مشغول باشند.حاشیه‌های این فیلم، با تجمع گروهی جلوِ وزارت ارشاد آغاز شد؛گروهی که فیلم را برخلاف ارزش‌ها و اعتقادات خود دانستند.جالب این‌که حتی حضور وزیر ارشاد میان معترضان و درخواست وی برای دیدن فیلم بی‌ثمر بود و معترضان بر درخواست خود برای توقیف فیلم‌ها پافشاری کردند. موضوع اصلی فیلم پیرامون سه شخصیت می‌چرخد که هر کدام به انگیزه‌های گوناگون،دور هم جمع شده‌اند و با سوءاستفاده از نام حزب‌اللهی به اخاذی از دخترها و پسرهای جوان مشغولند.

6. دختری با کفش‌های کتانی(رسول صدرعاملی)

«دختری با کفش‌های کتانی» نخستین فیلم از سه‌گانه اجتماعی رسول صدرعاملی درباره دختران بود که گرچه نه به اندازه قسمت دوم این تریلوژی،یعنی «من ترانه پانزده سال دارم»،فیلم خوش‌ساخت و جذابی از کار درآمد و نه به قدرِ قسمت پایانی این سه‌گانه(دیشب باباتو دیدم آیدا)،فیلمِ ضعیف و بی‌خاصیتی بود. با این‌حال،آنچه فیلم «دختری...» را در فهرست فیلم‌های جنجالی جای داده، حاشیه‌های کوتاه‌مدتی بود که برای این فیلم ایجاد شد.فیلمِ نام‌برده در ۱۴ مهر ۷۸ به نمایش درآمد و فروش آن در سینماهای تهران،۱۹۵ میلیون تومان بود.حاشیه‌هایِ اندکی که حین اکران فیلم شکل گرفت،ناشی از تابوشکنی‌های فیلمساز در نشان‌دادن وضعیت جامعه، بخصوص دختران و همچنین استفاده از نماها و اشاره به مکان‌ها و رویدادهایی بود که برای نخستین‌بار در سینمای ایران و فیلم‌های اجتماعی پس از انقلاب دیده می‌شد.گرچه این فیلم،نه هرگز آشوبی به پا کرد و نه از پرده پایین کشیده شد اما در زمانِ نمایش عمومی،عده‌ای اعتراضات و انتقادات تندی نسبت به داستان و محتوای فیلم داشتند.ماجرای فیلم،روایت فرار یک دختر نوجوان برای ازدواج با پسرِ مورد علاقه‌اش و سیر حوادثی است که در بیست‌وچهار ساعت با آنها روبه‌رو می‌شود.

7. خصوصی(محمدحسین فرح‌بخش)

طی سال‌های گذشته و سال 91،در میان فیلم‌های مسئله‌دار شاید هیچ فیلمی به اندازه این فیلم با مشکل مواجه نشد.«خصوصی»(که نام نخستش «زندگی خصوصی» بود و به دلیل شباهت با دومین فیلمِ روح‌الله حجازی،یعنی «زندگی خصوصی آقا و خانوم میم»،کلمه زندگی در اکران عمومی از نام آن حذف شد)،دومین فیلمِ «فرح‌بخش» در مقام کارگردان بود؛فیلمی که حتی خیلی زودتر از رقیب نوروزی‌اش «گشت ارشاد»،از پرده‌ها پایین کشیده شد و بسیاری آن را یک فیلم به اصطلاح «پورنوکرات»(اصالت فحشا) خواندند که با دستمایه قراردادن رابطه‌ای مثلثی،دستِ سریال‌های شبکه برون‌مرزیِ «فارسی‌وان» را از پشت بسته بود.البته به موازاتِ صحنه‌ها و لحظات اروتیک و پورنوکرات فیلم، بُعد سیاسی آن نیز به مذاق خیلی‌ها خوش نیامد و فیلم را توهینی آشکار به خدمت‌گذاران نظام حاکم خواندند.هرچند که بهانه اصلی برای توقیف فیلم و ممانعت از اکران عمومی،وقاحت در نمایش مسائل جنسی و بی‌بند و باری اخلاقی سیاسیون و قشر انقلابی و روشنفکر بود؛سکانس‌ها و دیالوگ‌هایی که در فیلم به آنها پاسخی داده نمی‌شود و چنین فیلمی معلوم نیست چگونه از وزارت ارشاد مجوز گرفته است.در حقیقت کلِ فیلم،دستمایه‌ای برای یک اثر صرفِ جنسی قرار گرفته که از فیلم‌هایی نظیرِ سنتوری(صحنه خشک‌کردن موی سر) و «هیچ»(شنیده‌شدن صدای زن از اتاق در شب و دیدن فیلمِ نرم) پا را فراتر گذاشته و به بیان تلویحی این مسایل قناعت نکرده است.داستان فیلم درباره روزنامه‌نگاری تندرو و سیاسی است که هنگامِ انقلابِ پنجاه‌وهفت،دارای عقاید خشک و نادرستی بوده،ولی امروز با گذشتِ زمان،روشنفکر شده است.

8. به رنگ ارغوان(ابراهیم حاتمی‌کیا)

داستان:

«شفق»،از اعضای گروه سیاسی که اوایل انقلاب از ایران خارج شده، پس از سال‌ها تصمیم می‌گیرد برای دیدن دخترش «ارغوان» که دانشجوی دانشکده جنگل‌داری است به ایران بازگردد.یکی از مأمورین امنیتی به نام «هوشنگ» با عنوان دانشجو وارد دانشکده می‌شود و از امکانات مدرن امنیتی استفاده می‌کند تا با کنترل ارغوان،شفق را به دام اندازد.

توضیح:

سیزدهمین فیلم بلند «ابراهیم حاتمی‌کیا»،محصول سال ۸۳،سیاسی‌ترین فیلم در کارنامه هنری کارگردانش بود که پس از چهار سال توقیف،در جشنواره فیلم فجر،جایزه بهترین فیلم جشنواره را به دست آورد.فیلم مراحل ساختش را در سکوت خبری طی کرد.عکس‌ها و خلاصه‌داستان فیلم،دو هفته مانده به آغاز جشنواره بیست‌وسوم فیلم فجر،در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت اما در جشنواره بیست‌وسوم به دستور وزیر اطلاعات از نمایش فیلم جلوگیری شد.«به رنگ ارغوان» برای پنج سال به محاق رفت تا این‌که با تلاش‌های دبیرخانه جشنواره و معاونت سینمایی ارشاد دولت نهم،فیلم به جشنواره فجر بیست‌وهشتم رسید.حاتمی‌کیا هنگام دریافت جایزه‌اش گفت: این فیلم ساخته شد تا جاودانه بماند.خوشحال و ممنونم از عزیزانی که باعث این اتفاق شدند.چیزی که باید بگویم این است که «به امثال ما اعتماد کنید».

این فیلم دومین همکاری حاتمی‌کیا با «حمید فرخ‌نژاد» پس از سریالِ «حلقه سبز» بود و همچنین فیلمی که «خزر معصومی» را به عنوان یک بازیگرِ تازه‌نفس به سینمای ایران معرفی کرد،ولی این بازیگر مستعد پس از «به رنگ ارغوان»،تنها در یک فیلم دیگر ایفای نقش و سپس از دنیای بازیگری خداحافظی کرد.حاشیه‌هایی که دامن فیلم را گرفتند، به دلیل پی‌رنگِ سیاسی در داستان فیلم بود. گرچه وقتی این فیلم از توقیف درآمد،در اکران عمومی با استقبالی سرد مواجه شد و توفیقی نیافت. اگر بنا باشد فهرست فیلم‌های جنجالی و توقیف‌شده را ادامه دهیم،می‌توان نمونه‌های بیش‌تری میانِ فیلم‌ها جُست اما آن‌چه از فیلم‌های موجود نام برده شد،مهم‌ترین و پرسروصداترین فیلم‌ها بودند. برخی دیگر از عناوینی که شاید از قلم افتاده باشند،عبارتند از:«زندان زنان»(منیژه حکمت)، «میکس»و«سنتوری»(داریوش مهرجویی)،«طلای سرخ»(جعفرپناهی)،«کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره»،(بهمن قبادی)،«خرس»(خسرو معصومی)،«خیابان‌های آرام»(کمال تبریزی)،«یک خانواده محترم»(مسعود بخشی) و...

سام بهشتی

انتهای پیام/55