به گزارش هنرآنلاین، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی "کیمیا و خاک" عصر روز دوشنبه بیست وششم تیرماه با حضور عباس رافعی(نویسنده،کارگردان و تهیه کننده)، نازنین مفخم(تدوین گر)، محسن افشانی و سهیلا زاهدی(بازیگران)، بهرام صحیحی(همکار نویسنده،نادر طریقت فیلمساز(مهمان ویژه) و محمدرضا لطفی(منتقد و مجری) در قالب بیست و چهارمین جلسه خانه فیلم فردوس واقع در فرهنگسرای فردوس برگزار شد.

رافعی: بعضی‌ها می‌خواهند سینما را دوباره اختراع کنند

در ابتدای این نشست محمدرضا لطفی گفت که کیمیا و خاک در سال 87 وارد مرحله فیلمبرداری شد و در سال 88 در جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد که منجر به کاندیدا شدن آزیتا حاجیان برای نقش مکمل زن گردید و در نهایت فیلم در سال 91 اکران شد.وی همچنین توضیح داد که این اثر در راستای طرح ساخت چند فیلم به مناسبت انقلاب اسلامی بود که متاسفانه این فیلم ها در اکران عمومی چندان موفق عمل نکردند.

وی با این توضیح خطاب به عباس رافعی پرسید: ظاهرا شما در چند جا از شرایط بد اکران این فیلم ابراز نارضایتی کرده بودید و در جشنواره سال گذشته هم فیلم «آزاد راه» را به نشانه اعتراض از جشنواره بیرون کشیدید. علت این اعتراضات چیست؟و رافعی هم در پاسخ به این سوال گفت: متاسفانه ما در تغییر مدیریت ها به شدت دچار مشکل هستیم. زیرا که هرکس نگاه خود را درباره سینما دارد و هر گروهی که می آید تصمیم می گیرد سینما را دوباره از ابتدا اختراع کند. حال عده ای باعث ارتقا سینما می شوند و عده ای هم کمر به تعطیلی آن می بندند. بله من با تمام وجود به شرایط اکران این فیلم اعتراض کردم چون فیلم در سکوت خبری کامل به نمایش در آمد و عده ای واهمه داشتند تا مبادا این فیلم دیده شود و این دیده شدن به ضرر این عده تمام شود.

لطفی در ادامه از رافعی سوال کرد که این تصمیم دولت بود که برای سی امین سالگرد انقلاب چند فیلم بسازد و در نتیجه این فیلم به نوعی سفارشی به حساب می آید.چقدر سعی کردید تا روح سفارشی بودن در کار دیده نشود؟ و رافعی هم پاسخ داد: درست است که فیلم یک نطفه سفارشی دارد،اما ما می خواستیم تا از موقعیت کنونی استفاده کنیم و داستانی نه درباره انقلاب اسلامی که درباره آدم های انقلاب اسلامی بسازیم و در همین راستا من طرحی را ارائه دادم و خوشبختانه مورد قبول هم واقع گردید.طرحی که ریشه در تاریخ معاصر و فرهنگ شفاهی و کتبی بود.

لطفی در ادامه اظهار ادشت: زبان سینما یک اصولی دارد که رعایت قوانین درام مهم ترین این اصول است.وقتی ما با یک کار تاریخی در سینما مواجه می شویم باید رعایت قوانین درام را در بستر تاریخ با ظرافت انجام دهیم و اینجا کار کمی سخت می شود.من در این فیلم مشکلی که دارم با همین موضوع است که وجه تاریخی و سندیت آن بیشتر مورد توجه قرار گرفته تا به کار گیری زبان درام،فکر می کنید چقدر در این مهم موفق بوده اید؟که رافعی هم پاسخ داد: شخصیت های فیلم ما ریشه در واقعیت دارند و هریک برگرفته از خاطرات افراد هستند و ما به ازای بیرونی داشتند.تمام سعی من بر این بود که وارد دل شخصیت های فیلم بشویم و از آدم های دوران 57 دعوت کنیم تا روی پرده بیایند.به هرحال شما در ساخت یک اثر تاریخی،ان هم تاریخ معاصر خیلی اجازه ندارید که خودسرانه عمل کنید و همین فرق بین یک اثر خیالی با یک کار سند دار است.

مفخم: "کیمیا و خاک" یک رمانتیسم انقلابی است

پس از پاسخ های رافعی، منتقد برنامه با این توضیح که عده زیادی معتقند که تدوین درست می تواند یک فیلم را نجات دهد،از نازنین مفخم سوال کرد شخص شما به عنوان یکی از تدوین گرهای با تجربه و صاحب نام تا چه حد خود را در اختیار کارگردان می گذارید و چقدر به روح روانشناسی تدوین گر در هنگام کار اعتقاد دارید؟

که مفخم در پاسخ گفت: این را بدون تعارف می گویم که ذهن من تدوین گر بدون کارگردان هیچ معنایی ندارد،چراکه من در یک اثر مولف نیستم وتنها باید سعی کنم تا بیان گر ذهن کارگردان باشم.یک تدوین گر اتفاقا نباید روح و نظر خود را به کار دیکته کند،بلکه باید با هوشیاری ذهن کارگردان را بخواند و در راستای آن در خدمت کار باشد.حال ممکن است من فیلمی را تدوین کنم که به آن یا حرف آن علاقه ای نداشته باشم و یا شیوه کاری یک کارگردان را دوست نداشته باشم،اما اگر کاری قبول کردم باید حداقل در طول آن کار ذهن خود را در مسیر نگاه و شیوه کارگردان پرورش دهم.

با این توضیح مجری برنامه از نازنین مفخم پرسید در فیلم کیمیا و خاک یک بحران و التهاب درونی وجود دارد که هم در وجود شخصیت ها است و هم مربوط به آن مقطع زمانی،اما در میزانسن ها و ریتم تدوین ما شاهد یک شیوه کلاسیک و آروم هستیم.شما این مورد را چگونه ارزیابی می کنید؟

و مفخم هم پاسخ داد:خوب من که از خودم چیزی نمی توانم اضافه کنم و قطعا این مورد و شیوه از ناخود آگاه کارگردان بیرون آمده است،اما در همان ابتدا هم هدف ما این بود که نیاییم تنش را با کات های آنچنانی نشان دهیم،چراکه درست است که فیلم متعلق به یک برهه بسیار حساس است،امادر واقع فیلم ما یک رمانتیسم انقلابی است و قصد دارد تا تمام طبقاتی را که با عشق انقلاب کردند را نشان دهد.پس باید به آن ریتم رمانتیسم نزدیک می شدیمةنه آن ریتم پرتنش.

صحیحی: قهرمانان ما آدم های تنهایی هستند

در ادامه این نشست لطفی خطاب به بهرام صحیحی پرسید نحوه پیوست شما به این پروژه به عنوان یکی از نویسندگان به چه شکلی بود و آیا از همان ابتدا در کار حضور داشتید؟که صحیحی در پاسخ گفت: خیر،در ابتدا آقای رافعی یک طرح پانزده صفحه ای نوشته بودند و آن طرح را به تصویب رسانده بودند و بعد من هم وارد کار شدم و روی آن کار کردیم.از همان ابتدا شیوه روایت ما بدین شکل اپیزودیک بود و ما در نهایت به یک طرح پنجاه صفحه ای رسیدیم،طرحی که شکل فیلمنامه نداشت،بلکه بیشتر شبیه یک داستان بود و بعد وارد فاز تبدیل آن به فیلمنامه شدیم.اما چیزی که برای ما خیلی اهمیت داشت آن پشت پرده ای بود که همیشه از انقلاب مغفول واقع مانده بود.چیزی که کسی از آنها هرگز یاد نکرد و آن خانواده این قهرمانان بودند وسعس ما هم به تصویر کشاندن این بخش بود که همین زمینه ساز این موضوع شد که در واقع می بینیم اکثر این قهرمانان چقدر تنها هستند.

زاهدی: تعویق چهار ساله اکران بازیگر را سرد می‌کند

در ادامه نشست محمد رضا لطفی مجری و منتقد برنامه از سهیلا زاهدی بازیگر نقش هما درباره چگونگی پیوستنش به این کار سوال کرد که زاهدی پاسخ داد: من پیش از این یک تله فیلم با آقای رافعی کار کرده بودم و بعد از آن کار آقای رافعی از من برای بازی در کیمیا و خاک دعوت کردند.وقتی که فیلمنامه را خواندم به شدت به نقش هما علاقه مند شدم،چرا که هما قصه ای عاطفی داشت و از کارکتر زنانه ای برخوردار بود.همین موضوع در کنار یک تیم حرفه ای کار را برای من به شدت لذت بخش کرد،اما افسوس من به خاطر وقفه چهار ساله ای بود که در راه اکران این فیلم صرف شد.این که یک بازیگر با تمام انرژی و انگیزه کاری را انجام دهد و بعد از چهار سال روی پرده بیاید کمی آدم را سرد می کند.

افشانی: افسوس می خورم که چرا این کار در زمان خودش اکران نشد

پس از پاسخ زاهدی، لطفی خطاب به محسن افشانی گفت شما از آن دست بازیگرانی هستی که با پخش یک سریال تلویزیونی شبانه نزد مردم شناخته شدی و اکثر همکاران شما که به این شیوه مطرح می شوند بعد از همان سریال شبانه تصمیم می گیرند تا وارد سینما شوند و به کمتر از نقش اصلی هم رضایت ندارند،اما تو در اولین تجربه سینمایی ات نه تنها به نقش اول فکر نکردی،بلکه ریسک حضور در یک کار اپیزودی را هم پذیرفتی،علت این کار چه بود؟که افشانی در پاسخ گفت: همان طور که شما اشره کردید بعد سریال مهر مادری این اولین تجربه سینمایی من بود و اساسا طول نقش برای من چندان اهمیتی ندارد،چراکه بازیگری دغدغه اصلی من نیست،من سودای تهیه و کارگردانی دارم و اکنون هم در همین زمینه فعال هستم.اما به هرحال می بینم که بازیگرانی که بعد از یک سریال به سمت سینما می روند و سر کاری نمی روند و به انتظار نقش اول می نشینند و بعد هم کم کم فراموش می شوند.اما من واقعا دوست داشتم با عباس رافعی کار کنم و واقعا طول نقش برایم اهمیتی نداشت و الان هم خیلی خوشحال هستم که در کار حضور داشتم،چراکه اساسا بازگشت به گذشته نوعی برد محسوب می شود.اما من از این موضوع افسوس می خورم که چرا این کار نباید در زمان خودش اکران شود و دیده شود؟چرا باید جلوی نمایش این فیلم را بگیرند و فیلم را در چنین شرایطی اکران کنند؟

طریقت: این نوع آثار نیاز به حمایت دارند

در ادامه این نشست محمد رضا لطفی از نادر طریقت مهمان ویژه این جلسه خواست تا نظرش را درباره فیلم کیمیا و خاک بیان کند و طریقت هم در پاسخ گفت: اجازه بدهید وارد بحث تکنیکی فیلم نشوم و این را بگویم که این نوع سینما نیاز به حمایت های دولتی دارد و دولت باید از آن حمایت کند.این نوع فیلم ها با سینمای رایج بدنه تفاوت دارند و فیلمساز دست به ثبت تاریخی می زند و قهرمانان دوره ای را به تصویر می کشد،پس باید از این نوع آثار حمایت شود و تا مردم به سالن های سینما بروند و با قهرمانان خود آشنا شوند،وگرنه صرف ساخته شدن چنین فیلم هایی و دیده نشدن آنها هیچ گونه کمکی به ما نمی کند و این موضوعی است که متاسفانه بعضی از دوستان از یاد برده اند.

رافعی: ضعف مدیریت سلیقه مردم را به سمت کارهای روحوضی کشانده است

در ادامه سخنان نادر طریقت منتقد برنامه به این موضوع اشاره کرد که بعضی سوژه ها برای آنکه مردم با پیام فیلم آشنا شوند و دایره گسترده تری از مردم مخاطب آن شوند باید در تلویزیون ساخته و پخش شوند.به عنوان نمونه همین حالا فیلمی درباره شهید کاوه در حال اکران است،اما چند درصد از مردم به واسطه این فیلم با این شخصیت تاریخی معاصر آشنا شده اند؟اما در مقابل در مدیوم تلویزیون شوق پرواز ساخته می شود خیلی ها با شخصیت شهید بابایی آشنا می شوند.همین طور همان سازنده سریال پر طرفدار و پر بیننده امام علی در همان سال ها در مدیوم سینما مسافر ری را می سازد،اما چندان با اقبال مواجه نمی شود.چقدر فکر می کنید که چنین سوژه هایی بیشتر باید در مدیوم تلویزیون به نمایش درآید تا دامنه مخاطبانش بیشتر باشد؟

رافعی نیز پاسخ داد: من با حرف شما کاملا موافق هستم و اعتقاد دارم که در بعضی موارد مدیوم تلویزیون خیلی کارا تر از سینماست،اما این نکته را هم فراموش نکنیم که هرکاری را هم نمی توانیم به مدیوم تلویزیون ببریم و جای آن سینماست.متاسفانه این اشکال مدیریت است که سینما را به سمتی می کشانند که مردم به کارهای رو حوضی و سبک روی خوش نشان می دهند و در طول سالها به چنین کارهایی فرصت نفس کشیدن هم ندادند.پس شما چه انتظاری دارید که ما و امثال ما با یک اکران دو هفته ای بخواهیم یکباره ذائقه مخاطب را عوض کنیم؟چنین کارهایی باید در چند سالن محدود اما دراز مدت،مثلا دو ماه اکران شوند تا تاثیر خود رابگذارند.چیزی که سالها درباره این طرح و موضوع صحبت شده و دوستان هم تایید کرده اند و در نهایت هم اتفاقی نیافتاده است.

براساس این گزارش،این نشست در ساعت بیست و دو با تجلیل از مهمانان پایان یافت.